ه‍.ش. ۱۳۸۶ تیر ۸, جمعه

گزارشي از آخرين تحولات درباره پروندۀ آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي
روحاني آزاديخواه آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي به عنوان تأثير گذارترين روحاني مخالف اسلام سياسي درسالهاي اخير،همچنان تحت شديدترين شكنجه هاي روحي و جسماني قرار دارد.همچنانكه جريان رسيدگي به پرونده ايشان و يارانش درشرايطي كاملا غير قانوني،غيرعادلانه و بدون برخورداري از حق انتخاب آزادانه وكيل مدافع ادامه دارد ، مسئولين رژيم غير مردمي ايران ، با تشديد انواع فشارها بر ايشان ، به دنبال اين هدف هستند تا شايد با قبول اتهامات وارده در پرونده توسط ايشان ، احكام صادره در دادگاه ويژه روحانيت را رنگ و بوي شرعي و قانوني ببخشند .
بر طبق گزارشات دريافتي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي هم اكنون در زندان اوين تحت انواع شكنجه هاي جسمي و از جمله انجام انواع كارهاي اجباري و طاقت فرسا قرار دارد كه با توجه به ضعف شديد جسماني ( به خاطر اعتصاب چندين روزه غذا) و انواع بيماريهاي مبتلا به، ايشان در وضعيتي بسيار نگران كننده قرار دارد .
سران رژيم غير دمكراتيك ايران كه از قضا داعيه رهبريت اسلام در جهان را در سر مي پروراند طي روزهاي اخير در راستاي يك جنگ رواني بر عليه آيت الله بروجردي ، خانوادۀ ايشان را تحت شديد ترين فشارهاي رواني از جمله تهديد ، تعقيب ، حصر و بايكوت قرار داده و ضمن مصادرۀ اموال فرزند ارشد ايشان آقاي سيد مهدي كاظميني بروجردي و ايجاد محدوديتهاي شغلي براي وي، ايشان را در تنگناي شديد اقتصادي قرار داده تا فشار را بر خانوادۀ آيت الله بروجردي شدت بخشند. اعمال فشارهاي اخير توسط جاعلان ولايت مطلقۀ فقيه در ايران باعث گرديده تا دختران آيت الله بروجردي دچار انواع اختلالات روحي و رواني و ضعف شديد عصبي شده و منجر به افت شديد تحصيلي آنها گردد . مسئولين رژيم ضد بشري حاكم بر ايران در ادامه اقدامات غير انساني خود ، طي روزهاي گذشته اقدام به احضارهاي مكرر اعضا‍ء خانواده مخصوصا همسر آيت الله بروجردي به دادگاه ويژه روحانيت نموده تا با اين كار پروندۀ جنايات 28 ساله خود را سياهتر كنند.
به سران رژيم غير مشروع حاكم بر ايران مي گوييم با اين اقدامات ضد بشري ، اگر بي هويتي ، ضد مردمي و ضد ايراني بودن خود را انكار كنيد نمي توانيد بي ديني و نامسلماني خود را انكار نماييد !!

خبر فوري ...

فيلمهاي در دست تهيه ي كانالهاي يك و دو
در خبرها شنیدیم که حدود 150 نفر در جریان آتش زدن پمپ بنزینها دستگیر شدند. باید منتظر بود چند روز دیگر فيلمهاي اعترافات تلویزیونی !!! آغاز شود و این افراد یکی یکی بیایند و ادعا کنند که در وهله اول جاسوس اسرائیل بودند !!! وچند ساعت قبل از حادثه ، از دست جورج بوش پول گرفته اند !!! تا در بین مردم خوشحال و شادمان از جیره بندی بنزین نارضایتی ایجاد کنند !!! تا بدینوسیله استکبار جهانی بتواند به اهداف خود برسد !!!. سناریوی این فیلمهای خسته کننده و منزجر کننده به صورت روزانه در روزنامه های دولتی رژیم توسط شریعتمداری و خودیهای رهبر انقلاب دارد نوشته میشود.( اين رشته سر دراز دارد)
************************************
قوه ي قضائيه ي رژيم خود را خدا مي خواند
رژیم جنایت پیشه جمهوری غير اسلامی قصد دارد برای ایجاد رعب و وحشت هرچه بیشتر در جامعه بخصوص پس از اعتراضات گسترده مردمی در پی اعلام سهمیه بندی بنزین، شماری از جوانان ايران عزيز را كه اخیرا تحت عنوان "اراذل و اوباش" دستگیر کرده، اعدام کند.
یک آخوند جنایتکار دستگاه قضايی رژيم امروز اعلام کرد "بزودي حكم خدا در مورد بيش از ۱۰نفر از اشرار اجرامي‌شود ‪ ."
این اقدامات بیش از هر چیز نشانه ي ضعف و تزلزل روزافزون رژيم در برابر اعتراضات رو به گسترش مردم به جان آمده است.
گزارش خبرگزاری حکومتی ایرنا: "حجت‌الاسلام و المسلمين " سيد ابراهيم رييسي " معاون اول قوه قضاييه در سخنراني پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه اين هفته تهران اعلام كرد : تا چند روز آينده حكم خدا در مورد بيش از ۱۰نفر از اشرار!!! به اجرا در خواهد آمد.
رييسي با تاكيد بر اينكه امروز ، يك اراده جدي در قوه قضاييه براي برخورد با فساد وجود دارد ، گفت:
‪ هم اكنون شعباني از دادياري و بازپرسي در 18منطقه تهران براي برخورد با فساد و رسيدگي به پرونده ي مفسدان فعال است.
وي افزود : برخي پرونده‌ها سير قانوني را طي كرده و به تاييد ديوان عالي كشور نيز رسيده است.
معاون اول قوه قضاييه با توجه به تاكيدات مقام‌معظم رهبري‌در خصوص تامين امنيت در سراسر كشور، تصريح كرد: بايد يك حركت مداوم در برخوردبا ناامني‌ها وجود داشته باشد، تا ريشه اين معضل خشك شود!!!
رييسي تاكيد كرد كه امنيت اجتماعي امري است فراگير و مداوم كه ايجاد آن به همكاري تمام بخش‌ها نيازمند است."
************************************

ه‍.ش. ۱۳۸۶ تیر ۶, چهارشنبه

بگذرد اين روزگار تلخ تر از زهر

بحران بنزین: تظاهرات و درگیری در شهرهای ایران
مردم در همه شهرهای ایران بعد از اعلام سهمیه بندی بنزین از طرف شرکت ملی پخش فراورده های نفتی علیه سیاست دولت به اعتراض برخاسته اند.
طبق خبر ارسالی بیش از پنجاه پمپ بنزین در تهران توسط مردم به آتش کشیده شده است. هم اکنون دهها هزار نفر درفلکه های تهران پارس به طرف خیابان امام حسین تهران در حال تظاهرات و تجمع هستند. درگیری میان نیروهای دولتی و مردم در نقاط مختلف تهران هنوز ادامه دارد .
در شهر کرمانشاه مردم دست به تظاهرات و اعتراض زده اند. نیروهای انتظامی و امنیتی به طرف مردم تیرندازی کرده اند. تظاهرات ونا آرامی در کرمانشاه ادامه دارد.
در سنندج از همان ساعت اول شب مردم تجمع کرده اند و نا آرامی در خیابانهای شهر ادامه دارد .
اکثر شهرها تظاهرات و تجمع و نارضایتی مردم ادامه دارد مردم ناراضی به شدت به نیروهای انتظامی و امنیتی در چندین شهر تعرض کرده اند
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران

چهارشنبه، 6 تیر ماه 1386
»»اينجا ببينيد

ه‍.ش. ۱۳۸۶ تیر ۵, سه‌شنبه

فشار بر روحانيان خواستار جدايى دين و دولت

از مصاحبه هاي پيشين با حسن شريعتمدارى فرزند آيت الله شريعتمداري
مصاحبه‌گر: كيواندخت قهارى
در ايران فشار بر روحانيان منتقد خواستار جدايى دين و دولت ادامه دارد. تبلور آن را در سركوب و تهديد عليه آيت الله سيد حسين كاظمينى بروجردى و خانواده و اطرافيان او مى‌توان ديد. به گفته آقاى بروجردى دست كم ۱۰۰ تن از اطرافيان ايشان را در هفته گذشته دستگير كرده‌اند. در پى تشديد فشارها آقاى بروجردى طى نامه‌هايى از جمله از سازمانهاى مدافع حقوق بشر خواستار آن شد كه سكوت نكرده و در جهت رفع اين فشارها بكوشند. در اين ميان سازمان عفو بين‌الملل اعضاى خود را به منظور فعاليت براى درخواست رفع فشار از اين روحانى ايرانى و اطرافيانش بسيج كرده است. براى آگاهى از علت تشديد فشار بر روحانى منتقد در اين برهه و چشم انداز آن از آقاى حسن شريعتمدارى، از اتحاد جمهوريخواهان ايران دعوت به مصاحبه كرديم كه خود به عنوان فرزند آيت‌الله سيدكاظم شريعتمدارى فشارهايى از اين دست را از نزديك تجربه كرده است. همزمان گفتگويی نيز با خود آقای سيد حسين كاظمينى بروجردى انجام داده‌ايم.
آقاى حسن شريعتمدارى، ارزيابى شما از فشارهايى كه بر آيت الله كاظمينى بروجردى و اطرافيان ايشان بخصوص در دو ماه اخير وارد مى‌آيد چيست؟

حسن شريعتمدارى: آقاى بروجردى صحبتى را كردند كه براى اين نظام در حكم تابو است. ايشان خواستار جدايى نهاد دين از نهاد دولت، جدايى دين از سياست شدند، و چون روحانى هستند، در حقيقت ساليان متمادى است كه در ايران روحانى‌اى پيدا نشده كه چنين خواستى را داشته باشد. به واقعيت پس از پدر من روحانى ديگرى كه چنين صريح خواستار جدايى دين از دولت بشود در ايران وجود نداشته است. ايشان با وجود اينكه مرجع نيستند و با وجود اين روحانى برجسته‌اى هستند، ولى نظام از اين مى‌ترسد كه چنين خواستهايى در روحانيت انعكاس پيدا كند، طرفداران زيادى را كه در روحانيت وجود دارد براى جدايى دين از دولت جرأت ببخشد و فعال كند و اين همان چيزى است كه اين نظام سعى دارد كه نشود. واقعيت اين است كه تعداد كثيرى از روحانيون امروز پى برده‌اند كه دولتى شدن دين منجر به اسارت روحانيان دگرانديش و آزادانديش در چنبره گفتمانى از دين مى‌شود كه دولت فقط خواستار آن است. اگر آنها بخواهند تعبير ديگرى را از دين اشاعه بدهند مواجه با عكس‌العملهاى خشن دستگاه حكومت مى‌شوند. به نظر من حكومت مى‌خواهد به قول معروف گربه را دم در حجله بكشد و با اعمال خشونت بى‌حد در حق ايشان اين پيام را به ديگر روحانيان بدهد كه اين عرصه‌اى نيست كه بدون دادن هزينه زياد بتوانند در آن وارد شوند
.
مصاحبه گر :بنابراين اين طور كه شما مى‌گوييد ترس دولت ايران بجاست؟

حسن شريعتمدارى: به اين معنى بجاست كه هنوز به اين مرحله از بلوغ فكرى و سياسى نرسيده كه اين به نفع مملكت، به نفع دين و به نفع سياست است. به اين معنى بجاست. وگرنه ترس بيجايى است و اين مسيرى است كه به هر صورت هم سياست و هم دين در ايران بايد برود
.
مصاحبه گر : شما فشار و سركوبى را كه بر پدر خودتان آيت‌الله شريعتمدارى و خانواده و اطرافيانشان اعمال شد را تجربه كرديد. مى‌توانيد براى ما مقايسه‌اى بكنيد زمان پدرتان را يا زمان كنونى، از نظر فشارها و سيستم موجود؟
حسن شريعتمدارى: البته اين مقايسه بسيار مشكل است. از يك سو پدر من چون يك مرجع تقليد برجسته و هم‌طراز با آقاى خمينى بود براى نظام بسيار سخت بود كه حدس بزند كه اين فشارها به چه نتايجى منجر خواهد شد. از سوى ديگر شخصيت خشن و سركوبگر آقاى خمينى در آن زمان همراه با نفوذى كه در توده مردم داشت و جنگ ايران و عراق جوى را در ايران بوجود آورده بود كه در آن جو اين نوع سركوبها ممكن مى‌شد. امروز به كلى وضعيت فرق كرده است. اولا اين نظام بتدريج تحت تأثير فشارهاى بين‌المللى است و وقتى سازمانها و نهادهاى بين‌المللى فشارهاى كافى مى‌آورند، در بسيارى موارد مجبور به عقب نشينى است. از سوى ديگر نظام تجربه بسيار زيادى براى پروژه‌هاى پيچيده امنيتى و فشار آوردن به افراد پيدا كرده است. آن موقع اين تجربه‌ها را نداشت. اكنون با پروژه‌هاى پيچيده‌اى نسبت به اطرافيان آقاى بروجردى و ديگران مى‌تواند جوى را بوجود آورد كه بدون دادن هزينه‌هاى زياد اين افراد را به شكست و تمكين وادارد. بنابراين درست است كه اين مقايسه سخت است، ولى در حقيقت اين مقايسه به ما اين هشدار را مى‌دهد كه ما بايد به وضع مؤثرترى از آقاى بروجردى و اطرافيانشان حمايت كنيم، سازمانهاى بين‌المللى را وادار كنيم كه فشار بياورند و نگذارند كه اين صدا در روحانيت خاموش بشود. ايشان با هر انگيزه‌اى كه اين صحبت را مى‌كنند، به هر پايگاه روحانيت كه مربوط هستند و در هر سلسله مراتبى از روحانيت هستند، مهم نيست. مهم اين است كه يك روحانى با هر انگيزه‌اى به اين نتيجه رسيده كه تداخل دين در دولت به نفع ايشان، به نفع دينشان و به نفع جامعه و كشورشان نيست و حاضر است بهاى سنگينى را بپردازد و اين خواست را با صداى بلند اعلام كند. خود اين چيز وظيفه سنگينى را براي دفاع از ايشان بر دوش ما مى‌گذارد و علاوه بر آن دفاع از انسانهاى ضعيف، انسانهايى كه زير فشار هستند در مقابل چنين دولت سبع و خشن و ضدانسانى وظيفه هر انسان آزاده است. من تعجب مى‌كنم با وجود اينكه ايرانيانى كه خواستار جدايى دين از دولت هستند، قشر سكولار جامعه، كه بايد از چنين خواستى در روحانيت استقبال شايانى بكند، در اين مورد سكوت كرده است. مهم نيست كه آقاى بروجردى روحانى است و آنها ممكن است خاطره خوشى از روحانيت نداشته باشند، مهم اين است كه اگر چنين انديشه‌اى در روحانيت شكوفا و بارور بشود، باعث رفرم و بازنگرى در دين مى‌شود و اين به نفع كشور و به نفع سياست و به نفع دين است. پيام مى‌دهم به همه نيروهاى سكولار جامعه و همه روشنفكران و روحانيان آزاده كه بدون ملاحظه از خواست و مظلوميت ايشان دفاع كنند و نگذارند اين صدا كه پس از سالها در ايران دوباره بلند مى‌شود دوباره خاموش بشود
.
مصاحبه گر :با توجه به اوضاع داخلى و بين‌المللى براى ايران چه چشم‌اندازى را براى خواستى كه آقاى بروجردى مطرح كرده است، مى‌بينيد؟

حسن شريعتمدارى: به نظر من اين خواست در ميان‌مدت قابل تحقق است. ولى متأسفانه فضاى فعلى بين‌المللى تحت تأثير مذاكرات ايران در مورد غنى‌سازى اورانيوم چنان فضا را معطوف به اين مذاكرات كرده است كه صداهايى كه خواهان رعايت حقوق بشر در ايران هستند در ذيل چنين مذاكراتى قرار مى‌گيرند و پژواك كافى پيدا نمى‌كنند. و دولتها بخاطر اينكه مبادا روابطشان در اين مذاكرات با ايران دچار مشكلاتى شود، آگاهانه به چنين صداهايى كمتر توجه مى‌كنند و در بعضى مواقع ناديده مى‌گيرند. بنابراين از طرف ما ايرانيان فشارهاى بسيار بيشترى به سازمانهاى بين‌المللى در اين موقعيت لازم است تا اين صدا خاموش نشود و در اين موقعيت شلوغ بين‌المللى تحت تأثير چنين مذاكراتى قرار نگيرد.
مصاحبه گر :آقاى شريعتمدارى، بسيار سپاسگزارم كه در مصاحبه با ما شركت كرديد.

فراخوان به دادگاه علنی برای سيد حسین کاظمینی بروجردی

مصاحبه با خانم شیرین عبادی
پاره ای خبرها حاکی از برگزاری دادگاه آیت الله حسین کاظمینی بروجردی در صبح روز دوشنبه چهارم تیرماه هستند. این روحاني،
مخالف تز ولایت فقیه و اسلام سیاسی است و از نه ماه قبل در زندان به سر می برد. از قرار برای آیت الله بروجردی، تقاضای حکم اعدام شده است.
خانواده حسین کاظمینی بروجردی خواستار دفاع از وی در برابر اتهامها توسط شیرین عبادی و نعمت احمدی شده بودند، اما در دادگاه ویژه روحانیت، تنها وکلای معمم حق حضور دارند. حسین کاظمینی بروجردی خود شخصا ماه اردیبهشت، نامه ای خطاب به پاپ، دبیر کل سازمان ملل، پارلمان اروپا، سازمان دیده بان حقوق بشر، عفو بین الملل، دادگاه لاهه و روشنفکران و آزادیخواهان نوشت و خواستار برگزاری یک دادگاه علنی برای خود شد. مهیندخت مصباح در باره پرونده این روحانی با شیرین عبادی و نعمت احمدی گفتگو کرده‌است:

دویچه وله: خانم عبادی، پرونده آیت الله بروجردی چه مراحلی را طی کرده یا دارد طی می کند؟
شیرین عبادی: طرفداران آیت الله بروجردی و خانواده شان با من تماس گرفتند و اظهار نگرانی
کردند، چرا که کیفرخواست بر مبنای اعدام تنظیم شده است. آنها می ترسیدند که این کیفرخواست منجر به صدور حکم اعدام شود. متاسفانه من نمی توانم قبول وکالت کنم، زیرا وکالت در دادگاه ویژه روحانیت، خاص روحانیان است و ما را درآنجا راه نمی دهند. البته باید بگویم من به صلاحیت این دادگاه از حیث وجوب قانونی اش و این که چرا فقط معدودی از روحانیون در آنجا حق وکالت دارند، همیشه اعتراض داشته ام، ولی متاسفانه اعتراض های ما به جایی نرسیده است. تا آنجا که من اطلاع دارم، حکم اعدام آیت الله بروجردی هنوز صادر نشده است.

دویچه وله:در صورتی که این حکم احیانا صادر شود، تا زمان استیذان و انجام چقدر طول می کشد؟

شیرین عبادی:محاکمات سیاسی نظیر محاکمه آیت الله بروجردی تابع قانون نیست، بلکه تابع سیاست است. به همین دلیل است که شما می بینید یک استاد دانشگاه ۶۷ ساله مثل خانم هاله اسفندیاری چهل روز است در حبس انفرادی به سر می برد و من بعنوان وکیل اش حق دیدار با ایشان و خواندن پرونده را ندارم. حتی مادر ۹۳ ساله خانم اسفندیاری هم اجازه یک بار ملاقات با دخترش را نداشته است. قانون متاسفانه در موارد سیاسی حکومت نمی کند و قضاوت تابع سیاست است.

دویچه وله:به نظر می رسد که تشکل ها، در رابطه با پرونده آیت الله بروجردی، به اندازه کافی حساسیت از منظر حقوق بشر نداشته اند. مثلا کانون وکلا یا کانون مدافعان حقوق بشر در این مورد چه کرده اند؟

شیرین عبادی:کانون وکلای دادگستری معمولا در اینگونه موارد دخالت نمی کند اما کانون مدافعان حقوق بشر ضمن گزارش وضعیت حقوق بشر که هر سه ماه منتشر می کند، در مورد آیت الله بروجردی هم مطالبی انتشار داده است. اگر راجع به ایشان حساسیت لازم ایجاد نشده، نه بخاطر بی اعتنایی و بی توجهی افکار عمومی به شخصیت ایشان است، بلکه به این دلیل است که زندانیان سیاسی و مواردی از این قبیل زیادند.

دویچه وله:خیلی‌ها معتقدند بسیار بعید است که حکم اعدام برای آیت الله بروجردی صادر شود و چنین چیزی عملی نیست و بس خطرناک است....

شیرین عبادی:من هم همینطور می اندیشم. اساسا اعدام یک فرد بنا بر اعتقاد و عقیده ای که دارد یا بخاطر حرف هایی که زده، امکان پذیر نیست و ما در عصر و زمانی نیستیم که کسی را به خاطر داشتن عقیده و بیان آن، بتوانند اعدام کنند. من هم می گویم ایشان از زندان بیرون می آید، همانطور که حکم اعدام هاشم آغاجری را نتوانستند اجرا کنند و او بالاخره آزاد شد.

مصاحبه با نعمت احمدی

دویچه وله: آقای احمدی شما تا چه اندازه در جریان پرونده آیت الله بروجردی هستید و چه خبر تازه ای در این زمینه دارید؟

نعمت احمدی: من بخاطر آشنایی با یکی از بستگان ایشان که شاگرد من بود و نخستین بار هم به دفتر من مراجعه کردند برای وکالت، در جریان این پرونده هستم. منتها ما وکلای به اصطلاح "مکلا" اجازه دفاع در دادگاه ویژه روحانیت را نداریم و من عذر قانونی خودم را به ایشان گفتم. دادگاه هم هفت نفر از وکلای معکم یا روحانیون معمم را تعیین کرد و خانواده ایشان آقای عباس برزگر یکی از روحانیون را بعنوان وکیل انتخاب کردند. دادگاه ایشان چهارشنبه دو هفته پیش برگزار شده و حسب قانون باید یکهفته بعد رای صادر شود. اگر دادگاه آخرین دفاع را از ایشان گرفته باشد، پرونده آماده صدور رای است.

دویچه وله :اگر حکمی به فرض صادر شده باشد، باید حتما به تایید رییس قوه قضاییه برسد؟ امکان فرجام خواهی در دادگاه ویژه روحانیت وجود دارد؟

نعمت احمدی:احکام دادگاه ویژه روحانیت قابل تجدید نظر هستند و درخواست را باید به دادستان داد و هیات تجدید نظری هست که طبق آیین نامه این دادگاه کار می کند. آیت الله بروجردی حسب ماده ۱۸ اجازه اعتراض به حکم را خطاب به رییس قوه قضاییه دارند. اصولا هم اجرای هر حکم اعدام در ایران، نیاز به مجوز رییس قوه قضاییه دارد که از نظر حقوقی به آن استیذان گفته می شود یعنی اذن خواستن. به همین کیفیت و سرعت به فرض صدور حکم اعدام، ایشان به سرعت اعدام نخواهند شد....

دویچه وله :فکر می کنید در صورت صدور حکم، مرحله استیذان چقدر طول می کشد؟

نعمت احمدی:در محاکمات دادگستری تخمین وجود ندارد. ایشان ۲۰ روز پس از صدور رای حق تجدید نظر خواهی دارد ولی من بعید می دانم دادگاه به این سرعت حکم اعدام فردی در جایگاه آقای بروجردی را صادر کند.
مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح
ازدويچه وله اينجا ببينيد

ه‍.ش. ۱۳۸۶ تیر ۴, دوشنبه

اطلاعيه ...

آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و تعدادي از يارانش به دادگاه ويژه روحانيت فرا خوانده شدند. بنابر گزارش يك منبع موثق مسئولين دادگاه ويژه ي روحانيت در يك حركت غير متعارف ، از صبح روز دوشنبه برابر با 25 ژوئن 2007 آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و تعدادي از يارانش را در حالي كه به زنجير كشيده شده بودند وارد دادگاه كرده و تا ساعتي پس از غروب آفتاب بدون هيچ توضيحي در آن محل نگه داشته اما از برگزاري دادگاه خبري نبود .
به نظر مي رسد با توجه به اطلاع رساني قبلي مبني بر حضور خبرنگاران داخلي و خارجي براي پوشش اخبار مربوط به اين دادگاه غير قانوني ، مسئولين امر ابتدا ساعت شروع جلسه را به ساعت 15 همان روز به تعويق انداخته اما در پايان خبري از جلسه نبود . با توجه به سردرگمي مسئولين دادگاه ويژه روحانيت در برخورد با اين پروندۀ جنجال برانگيز ! ادامه رسيدگي به اتهامات آيت الله بروجردي به ابتداي هفته ي آتي موكول گرديد.
******************************************
لينك فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی را اينجا ببينيد.
با فعالین مدافع حقوق بشر ملاقات کنید نه با سرکوبگران
همراه با عكسي از آيت الله كاظميني بروجردي در شكنجه گاه اوين
به گزارش فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران، قرار است هئیتی از نمایندگان کمسیون خارجی مجلس نروژ صبحگاه روز دوشنبه جهت مذاکره با نمایندگان مجلس رژیم وارد ایران شوند. این مذاکرات به مدت 2 روز طی روزهای دوشنبه و سه شنبه انجام خواهد گرفت.
در روزهای گذشته تعدادی از مدافعین حقوق بشر با این نمایندگان ملاقات نمودند و ضمن تاکید و یادآوری بر این مسئله که بعنوان نمایندگان مردم نروژ لازم است که :
1. بازدید از زندانهایی که زندانیان سیاسی درآن نگهداری میشوند و خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی در ایران شوند2. ملاقات با خانواده های زندانیان سیاسی و مطلع شدن از وضعیت آنها و عزیزان در بندشان

3. ملاقات کردن با دانشجویان آزادیخواه و خواستار آزادی دانشجویان در بند
4. ملاقات با فعالین جنبش برابری زنان
5. ملاقات با فعالین کارگری و سایر اقشار جامعه
طی تماس تلفنی که با مسئول هیئت داشتیم و با تاکید مجدد بر نکات فوق، ایشان شماره تلفنی را دراختیار ما قرار دادند که ضمن تماس با سفارت نروژ خواستار ملاقات و تماس با نمایندکان نروژی شوند، تا خانواده های زندانیان سیاسی، فعالین زنان، دانشجویان، کارگران، معلمین، و سایر اقشار جامعه از شرایط خفقان، سرکوب، دستگیری، زندان،شکنجه واعدام حاکم بر جامعه، نمایندگان مردم نروژ را در جریان بگذارند واز آنها بخواهند تا مسئله نقض وحشتناک حقوق بشر در ایران را مورد توجه دولت خود و سایر دولتهای اروپایی قرار دهند.
نمایندگان شرکت کننده در این هیئت عبارتند از:

1.Olav Akselsen (agha)
2.Anette Trettebergstuen (khanom)
3.Anne-Margrethe Larsen (khanom)
شماره تماس 0098.21.22291333
ايران پرس نيوز

دست در دست هم برخيزيم

نفس ها بالا نمي آيد ، چشم ها بي فروغ از خيل اشكها ، دست ها پينه بسته و پاها بيرمق براي چند قدم جلو رفتن ، نشان از عمري رنج بردن .
نگاه ها از بس به راه خيره ماند ، سايه ي ات را هر دم به تصوير ميكشد و به خود اميد مي دهد كه صبح نزديك است .
دلها در اضطراب و سينه ها غرق در التهاب چرا كه فردا « يوم الوعده است » واينجا ايران زمين ، وعده گاه عشق است .
اگر تا ديروز از ترس فرعونيان ، ناي يا هو گفتن نبود ، امروز موسائيان نداي خود را با جان و دل به گوش جهانيان مي رسانند كه استبداد ، استثمار ، استحمار ، نه نه نه
اگر ديروز از ترس جان ، جراتي نبود ، امروز اكثريت ملت ايران به پيشواز آزادي آمده اند.اگر ديروز حق را گوشه نشين كردند ، امروز پرچم « زهق الباطل » را همان حق برافراشت وكربلايي ديگر رقم زد تا چهره و هويت نقابداران حكومتي بار ديگر افشا گردد.
آزاده بودن ، تنها جرم كاظميني بروجردي ست كه يزيد زمان را ديوانه ساخته و روحيه ي ظلم ستيزيش را بزرگترين مانع راه خود مي داند. اينبار هم شريح قاضي حكم خارجي بودن آزادمردي ديگر را صادر كرد . همان ديني كه در خانه وحي نازل شده ،اينك آن را بدعتي بيش ندانستند و چه عجولانه سعي در تسريع اجراي حكم دارند كه مبادا شبزده اي بيدار شود .
ديگر سكوت جايز نيست و براي رهايي از بند اسارت ، كارگر ، دانشجو ، معلم ، زنان و اقليت مذهبي همه و همه بايد برخاست. امروز گذرگاه ابراهيم از آتش نمرود است .
وفردا سپيده دم است كه از پس هر شب تاريك و ظلماني سحري در پيش است.
نوشته هاي شما

نامه ي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردی

عالی جنابان ؛ پاپ اعظم ، دبیر كل محترم سازمان ملل متحد ، ریاست محترم پارلمان اروپا ، سازمانها و نهادهای محترم ، ديده‌بان حقوق بشر ، عفو بين‌الملل ، روشنفكران و آزاديخواهان و مبارزان راه دموکراسی
با تقديم سلام و بهترين آرزوها براي شما به عرضتان مي‌رسانم كه :
اينجانب جواني و عمر خود را در راه تبليغ « دين اصيل » و نفي « اسلام سياسي » گذراندم كه با استقبال عمومي مواجه شده است ولي پاداش وزارت اطلاعات و مراجع قضائي ايران به بنده، انواع جنايات و آزارهائي بوده كه بخاطر بايكوت خبري، فقط بخشهاي كوچكي از آن در يكسال اخير انعكاس يافته است. بدون هيچ چشمداشت مالي و سياسي خدمتگزار هموطنان تحت ستم بود‌م و عشق به آنها مانع خروجم از كشور شد، در دوران فعاليت خود تفاوتي بين اديان و مذاهب مختلف قائل نبودم و به حضور پيروان ديگر اديان در جلساتم مباهات مي‌كردم و دور از هر تعصبي آنها را به نسخه‌هاي اخلاقي و اجتماعي پيشوايان خودشان سفارش مي‌كردم. همانطور كه مي‌دانيد فلسفه‌ي اديان الهي ترويج مساوات و عدالت و معنويت بوده آن هم به روش تبليغ نه تحميل و زور، « دين سنتي » مخالف ترور و خشونت و اعدام و حد زدن و سنگسار و زندان و سركوب و استراق سمع و تفتيش عقائد و محدود كردن اقليتهاي مذهبي و تبعيض بين زن و مرد و سانسور اخبار است. آموزه‌هاي الهي، تعالي‌بخش جامعه است نه ابزار و بهانه‌اي براي حكومت، آنکه مذهب را وسیله‌ی استبداد خویش قرار می‌دهد، به نسل آدم و حوا خيانت می‌کند و قداست پيامبران را به زير چكمه می‌برد و وجدان بشري را نابود می‌نماید.بار ديگر با همه‌ي گرفتارانِ زندگي در فضاي مسموم ارتجاعي كه از حقوق انساني يا مطالبات خود محرومند، همدردي مي‌كنم، همچنين به آن دسته از هموطناني كه هنوز اميدوار به ظهور روزهاي بهتري در اين دوران هستند هشدار مي‌دهم كه سرنوشت اين مرجع و روحاني و از تبار پيامبر در حكومتِ مدعي تشيع چنين بوده، پس واي به حال ديگران.از روشنفكران و انديشمندان و نخبگان و مغزهاي متفكر كه مجبور به ترك ايران شدند و با فقدانشان كشور به فقر علمي و فرهنگي مبتلا شد مي‌خواهم در حالي كه ضايعه‌ي اسفناك حرمت ‌شكني ايران و ايرانيان در سطح جهاني را نظاره مي‌كنند و براي احياء آبروي به ناحق پايمال شده تلاش مي‌نمايند، به دنيا اعلام كنند كه: بلاياي اين 28 سال را به حساب تز ناهنجار « سياست ما عين ديانت ماست » بگذارند نه دين و مذهب و توده‌هاي ملت.از همه‌ي سازمانها و شخصيتهائي كه جهت برقراري حقوق اوليه‌ي بشري در ايران زحمت مي‌كشند و همچنين از كساني كه براي آزادي من و يارانم تلاش مي‌كنند تشكر مي‌نمايم و يادآور مي‌شوم كه چند هفته قبل از هجوم گسترده‌‌ي عوامل حكومتي و گروه‌هاي فشار در نيمه‌ي مهرماه در سال گذشته، وقوع قريب‌الوقوع آنرا به استناد تهديدهاي سران وزارت اطلاعات، به خبرگزاريها و سازمانهاي قضائي بين‌المللي هشدار داده بودم و از نهادها و چهره‌هاي معتبر جهاني، استمداد طلبيده بودم، ولي متاسفانه جوابي نيامد و خبرگزاريهاي داخلي نيز احتمال وقوع آن حمله‌ را شايعه‌ ناميدند، و حالا، تاريخ به شكل ديگري در حال تكرار است، فلذا از اين آخرين فرصت ممكن استفاده كرده و بدينوسيله بار ديگر از پاپ اعظم و دبیر كل سازمان ملل متحد و ریاست پارلمان اروپا و نهادهاي مدافع حقوق بشر و تشكلات دموكراسي‌خواه تمناي كمك فوري دارم، خواسته‌ي من آن است كه تدابيري براي آزادي عقيده و قلم و بيان و انتخاب مذهب در ايران اتخاذ شود، و ناظريني بي‌طرف از نهادهاي بين‌المللي بر اجراي قوانين حقوق بشر در ايران نظارت كنند و همچنين ادامه‌ي دادگاه من، علني و با حضور نمايندگان خبرگزاريهاي بين‌المللي برگزار شود تا بتوانم حرفهاي ناگفته‌ي خويش را در مصونيت كامل به سمع جهانيان برسانم.به همه‌ي مجامع رسانه‌اي و كساني كه پرچم حمايت از مقاومت در برابر ظلم و استبداد و ديكتاتوري را در اهتزار دارند ولي به هر دليل ساكتند هشدار مي‌دهم كه در دادگاه وجدان، مسئول خواهید بود، چراكه خصومت نظام با اين سرباز جانباز وطن، شخصي و خصوصي نمي‌باشد بلكه اعتقادي است، زيرا همگام با سلسله‌ي اجدادم « حكومت ديني » را غير قانوني و نامشروع مي‌دانم و به « ولايت فقيه » اعتقادي ندارم، و در سال 1374 و 1379 نيز به همين علت زنداني شدم در حالي كه دلايل كافي براي اثبات آراء و عقايد خود داشته‌ام و بارها تقاضاي مناظره‌ي رسمي يا برگزاري دادگاه علني با حضور وكيل را طرح نموده‌ام.
شكنجه‌گاه اوين، زير تيغ جلاد
سيدحسين كاظميني بروجردي

دادخواست و استمداد انجمن دفاع از زندانيان سياسي ايران

از روزهاي تلختر از زهر ملّت و در تاريكترين دوره هاي استبدادي تاريخ ايران ، به مدافعين حقوق بشر ، سلام ميدهيم و به جامعه ي جهاني در تدفين حرمت ايراني در عصر ديكتاتوري دين سالاري ، تسليت ميگوئيم ، در دادگاه وجدان بشري ، مسئولين سازمان ملل متّحد و سازمان عفو بين الملل و ديده بان حقوق بشر ، بسي متّهمتر از متجاوزين حكومتي ايران مي باشند كه آنها ناظر دفن آزاديهاي اوّليه ي انساني بوسيله ي مهاجمين ديني هستند و اقدامي براي دفع سياهي هاي ارتجاعي حاكم بر مردم بي پناه و گرفتار ايران نميكنند .
در خيابان زعفرانيّه تهران ، بخش مرموز و خطرناكي از وزارت اطّلاعات قرار دارد كه اصلي ترين كار فشار و خشونت را عملي ميسازد ، در اين قسمت اطّلاعات ، سركوب مخالفين ولايت فقيه و مذاهب غير وابسته به رژيم صورت ميگيرد .
عاملين اجرائي اين سيستم افرادي چون ، رازيني ، سليمي ، محسني اژه اي ، قدياني ، حيدري ، نصرت آبادي ، يوسفي و حسيني ميباشند كه به ظاهر كار رسيدگي روحانيّون خلاف كار را به عهده دارد، امّا به واقع راهبردهاي تدافعي و تكميلي افكار ملّاهاي درباري را اشاعه ميدهند ، به صورت ظاهر در اينجا آخوندهاي مخالف را تحت كنترل و اذيّت قرار ميدهند ، امّا به طور پنهاني تمامي ايرانياني كه قائل به مذهب انقلاب نباشند و با آن به ستيز برخيزند ، مورد پيگرد و توبيخ و شكنجه قرار ميگيرند .
هر كه به اين بلا خانه برود بلافاصله به اوين مي رود و در بندهاي غير علني و ناشناخته ، مستقر مي شود و سلامت روح و جسم و اخلاق خود را از دست مي دهد .
اكنون به گزارش مسئولين بيمارستاني اوين ، اكثريّت قاطع زندانيان ، بيماران رواني و عصبي هستند و مصرف انواع قرصهاي بيماران رواني و روحي كه در تيمارستان تجويز مي شود مورد استفاده اين گرفتاران بند و ميله است .
زندگي خانوادگي بيشترشان در حال فروپاشي است و طلاقها و جدائي هاي موجود در جامعه ي كنوني ايران مرهون بگير و ببندهاي حاكمان ستمكار ايران است . به طوري كه رئيس قوّه قضائيه بطور علني به خبرنگاران گفت كه زندانهاي ما جاي خشونت و فشار و اذيّت و آزار است ، و اين نكته سر مقاله ي روزنامه هاي حكومتي گرديد .
ما گروه حقوقدان مستقلّ ايراني كه به سختي نگران حقوق بشر مي باشيم ، از كلّيه ي مجامع بين المللي براي رهائي سريع زندانيان سياسي ايران ياري مي طلبيم و مخصوصاً براي نجات آيت الله بروجردي و يارانش از اعدام و مجازاتهاي سنگين ، تمنّاي كمك فوري داريم و خواستار دادگاه علني ايشان با حضور وكلاي بي طرف و نمايندگان خبرگزاريها هستيم .
سازمان حقوقدانان مستقل ايراني
آخر خرداد 1386

ه‍.ش. ۱۳۸۶ تیر ۳, یکشنبه

آزادي در ژن آدميست

(آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی)
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي مبارز آزاديخواه و روحاني مخالف تز ولايت فقيه در ايران ، مدت نُه ماه است كه تحت شديدترين شكنجه هاي وحشيانه و غير انساني در زندان اوين قرار دارد . ايشان هم اينك مراحل دادگاهي خويش را سپري مي نمايد . لازم به ذكر است در حالي كه توسط دادستاني دادگاه ويژه روحانيت دادخواست اعدام ايشان ارائه گرديده است ولي تاكنون وي از حق داشتن وكيل محروم است ! لذا از تمامي خبرگزاريها ، رسانه هاي بين المللي و نهادهاي محترم حقوق بشر دنيا درخواست مي گردد براي بازتاب اخبار مربوط به دادگاهي ايشان ، نسبت به اعزام نمايندگان و خبرنگاران خود اقدام مقتضي به عمل آورند.

محل و زمان برگزاري دادگاه : صبح روز دوشنبه 25 ژوئن 2007 ميلادي
تهران - خيابان ولي عصر- ابتداي خيابان زعفرانيه - خيابان مقدس اردبيلي - جنب فرمانداري- دادگاه ويژه روحانيت

ه‍.ش. ۱۳۸۶ تیر ۱, جمعه

درد دلي با دكترين اپوزيسیون و آزاديخواهان دور از وطن
تنوير افكار پیرامون چند ابهام در مبارزه ي آيت الله كاظمیني بروجردي

1. بروجردي، خمیني ديگري است ! خمیني شعارش "حكومت ديني " بود، ولي بروجردي و پدرانش كه از علماي به نام در اعصار مختلف بوده اند هیچگاه دنبال شهرت و معروفیت و حكومت نبوده اند ، اگر بروجردي افكار خمیني را در سر داشت بايد دست تئوريسینھاي "دين دولتي" را مي فشرد تا به پارلمان و وزارت برود و راه ترقي را بپیمايد نه اينكه پرچم مخالفت را بلند كند كه با دشنه و خنجر سران "زر و زور و تزوير " مواجه شود ....
2. بروجردي مانند خاتمي توطئه ی جمهوری اسلامي است و ... خاتمي با لبخندھاي فريبنده و وعده ھاي پوشالي موج عظیمي از دموكراسی خواھي و اصلاح طلبي را به راه انداخت ولي يك دلیل ساده براي دروغگوئي و خیانتش اين است كه در مراسم ختم لاجوردي و خلخالي شركت كرده است، يعنی تايید آدم كشي در ذات اوست، دلیل محكمتر اينكه بارھا اعلان نمود كه من متعھد به قوانین جمھوري اسلامي و حافظ تئوريھاي بنیانگزار انقلابم ، حالا آيا انصاف است كه او با كاظمیني بروجردي كه از ريشه مخالف اين حكومت است و ھیچگاه دعاگوي اصل و فرع آن نبوده به مقايسه درآيد ؟ بروجردي و پدر مقتولش، " ولايت فقیه " را شرك مي دانستند و از حكومت آن به عنوان نوعي داد و ستد بین دول شرق و غرب ياد مي كردند در حالي خاتمي آنرا ولايت و موھبت خدا به بشر و مظھر عدالت آسماني مي داند!
3. بروجردي مسیر اپوزيسیون را منحرف كرده و باعث اتلاف وقت شده و .... چه سھمي از بلندگوھاي اپوزيسون به بروجردي اختصاص داده شده است كه او را باعث انحراف مسیر اپوزيسیون بدانیم ؟ آيا در مقايسه با هزینه ای كه او پرداخت نموده عادلانه بوده است؟ آيا تیرھاي رھا شده از كمان نخبگان اپوزيسیون، با حمايت كردن از اين روحاني كتك خورده، به خطا مي رود ! ؟ ...
4. . بروجردي به فكر خدا بود نه مردم .... بله او از خدا تبلیغ میكرد اما نه خدائي كه حوزه ھاي علمیه ي " ولايت فقیه " معرفي مي كنند بلكه پروردگاري را مي خواند كه حامي مخلوق خويش است نه قاتل جان او، خداوندي كه فرمان به عدالت و سفار ش به مساوات نموده . " ولايت فقیه " اعتقاد به خدا را به زور تحمیل مي كند تا بھانه ي دوام خود باشد و بلدوزر تحمیل افكار خود را به اسم تبلیغ معنويات پیش می برد، ايشان ھرجا كه عقايدشان قابل قبول مخاطب نباشد دست به اسلحه برده و يا ترور شخصیت مي كنند و پر واضح است كه چرا از ھر گونه مناظره ي رسمي با كاظمیني بروجردي پرھیز نمودند ، اگر بروجردي قصد كلاھبرداري از جھانیان را داشت بايد بھانه ي بھتري را به كار مي برد زيرا ھیچ انديشمند و سیاستمدار فرصت طلبي در اين دوران كه عملكرد دينمداران جنايتكار، خالق آفرينش را در جايگاه متهم رديف اول ھستي قرار داده، حاضر نیست خود را با ترويج تعالیم ديني، خوار و ذلیل و متھم و بی آبرو و بي ياور كند! ....
5. چرا يك دفعه سر و صداي بروجردي بلند شد؟ چرا قبلاً كه اوضاعش رو به راه بود حرفي نزد ؟ قبلا كجا بود و ...؟ بروجردي بخاطر اندیشه ھاي متضاد با " دين حكومتي " در سال ١٣٧۴ در زندان توحید و در سال ١٣٧٩ در زندان اوين بود و بارھا تعھد اجباري به تعطیلي فعالیتھاي خود داده است، ايشان ھمواره در بايكوت خبري كامل بوده، كساني كه او را مي شناسند مي دانند كه ھیچ وقت راحت نبوده و بي مزد و مواجب عمري را در تلاش و خدمت به خلق گرفتار گذراند آن ھم در حصر و تنگنا و تھديد كه به پیري زودرس و انواع بیماريھا دچار شد، اي كاش در سالھاي گذشته از كشور فرار مي كرد تا به جاي اين كم لطفی ھا امروز ھمه بگويند: " چقدر بروجردي در فشار و شكنجه بود كه مجبور به ترك كشور شد " واويلا چقدر روضه ی درد آوريست وقتي كه خدمتگزاري را به زنجیر كشند و ھر بلائي را به سرش بیاورند و عده ای كه می توانند كمكش كنند، خواسته يا ناخواسته با زخم زبانھا و متلك اندازيھايشان ھوراكش دژخیم باشند ....
6. حركت او شخصي بود، فقط نگران منبر و مسجدش بود و ... آيا كسي به خاطر مسائل شخصي رو در روي حكومتي كه حكم قتل عام او و خانواده و يارانش را صادر كرده مي ايستد؟ آيا سازش و مصالحه با حكومت راه بھتري براي حفظ منبر و مسجد و منافع شخصي نبوده است ؟! آيا جلسات او بازدھي شخصي برايش داشته كه چنین كند؟ آري، مشكل او با رژيم اعتقادي بود، يعني عقیده داشت كه بنیان اين حكومت، نامشروع است، آيا اين امري شخصي است !؟ ...
7. چه ثمره اي در مقاومتش وجود داشته كه جهانیان او را مدد كنند و ... ؟ ھمه مي دانند حكومت ايران خود را حافظ منافع خدا و پیامبران و قرآن در زمین مي داند و با ھمین حربه حتي جوانان مملكت را به اسم شھادت روي مین مي فرستد و به عملیات انتحاري تشويق مي كند، ولي وقتي كه با فرزند شناسنامه دار پیامبر چنین كرد اثبات ھويت خود نمود كه يزيد زمان كیست؟ و حجّت بر ھمه مخصوصاً مذھبیون ايران تمام شد كه ھركه حمايت از جمھوري " ولايت فقیه " كند با يزيد زمان بیعت كرده است، آيا اين نتیجه ي ضعیفي است ؟ آيا نبايد اين بیلان پرھزينه را طنین جھاني داد ؟ خمیني و بازماندگانش از متد "دين" براي ارضاء ساديسم قدرت طلبي خود وارد شدند، اينھا گرچه با سركوب مطالبات صنفي و معترضین سیاسي و انواع قتل و غارت، ھويت انسان ستیز خود را عیان كرده اند ولي حفاظي دور خود كشیده اند به نام خدا و دين، اما با تھاجم وحشیانه به سلاله ي پیامبر نشان دادند دين و مذھب و رسول ھم براي ايشان فقط بھانه است ، آيا اين افشاگري از مافیاي دين مداران كذاب، اوراق بھاداري براي اثبات محتواي كثیف رژيم نیست؟ ....
8. بروجردي شخصیتي روحاني و مذھبي دارد پس .... بروجردي به دفعات گفت كه دين امري خصوصي است و نمي توان كسي را به جرم اعتقاداتش به محرومیت كشاند، با وجود آنكه با دست خالي سھم عمده اي در مبارزه با "ولايت فقیه " داشته ولي تقريباً ھمه ي سازمانھا و افراد شناخته شده ي جھاني بخاطر روحاني بودن او سكوت كردند تا مبادا با حمايت از يك روحاني، متھم شوند كه حقوق بگیر و يا جاسوس جمھوري اسلامي اند!
9. بروجردي به كرات گفته كه من فرزند رسول الله ھستم اگر اعتقاد دارد بني آدم با ھم برابرند، پس اين تبعیضھا چیست؟ بروجردي اين شعار را فقط در روياروئي با ستمكاران مدعي دين، پرچم خويش قرار داد كه بي علت نیست، اگر در مناظره و مقابله ي با آنھا گفت من فرزند پیغمبرم معني اين حرف آن است كه حكومت فعلي فقط مدعي دين پیامبر است چرا كه فرزند او را سركوب مي كند، اگر صدبار در جنگ با "ولايت فقیه " گفته كه من فرزند بیست و ھشتم امام حسینم، يعني صدبار گفته كه در اين حكومت چه در تشكیل و چه در دوام آن، از خون امام حسین استفاده ي ابزاري براي استعمار و استثمار مسلمانان شده، براستي خمیني بر چه اساسي مدعي بود كه قیامش حسیني بوده در حالي كه اين ادعا، پاردوكس مبھمي دارد چرا كه امام حسین قیام نكرد، بلكه در برابر بیعت تحمیلي يزيد ايستاد و حتي از پیروان خود نیز سوء استفاده نكرد و راه را براي فرار ايشان از جنگ باز نمود، ولي مجريان پروژه ي خمینیسم با ھر دروغ و ترفند و حتي با زور سرنیزه، مي خواھند به بھانه ي تزريق فرھنگ حسیني در خون ملتھا، صف سپاھیان خود را در جنگ با دشمنان "ولايت فقیه" انبوه تر كنند و برايشان فرقي نميكند مردم ايران باشند يا لبنان و فلسطین و غیره. افسوس كه ھیچ تريبوني پیدا نشد تا بروجردي بتواند آراء و نظرات مستند خود را بیان كند اگر نه امروز خیلي از كلاھبرداران بزرگ كه ظاھري مقدّس و متبرك و موجّه براي خود ساخته اند، در منظر جھاني عريان و بي آبرو بودند.
10. چرا فلان چیز را نگفت و فلان كار را نكرد و از فلان مورد حمايت نكرد و ...؟ او در پايتخت ظلم و سركوب ميزيسته و بنابر اعتراف تعداد زيادي از ناظران بيطرف، خیلي بیشتر از توانش خطوط قرمز را پشت سر گذاشت و صداي آزادي خواھي را با مقاومت در خیابان آزادي تھران طنین داد، اگر واقعاً چیزي نگفته و كاري نكرده پس اين ھمه بازداشت و فشار طي ١۵ سال اخیر و در نھايت، قلع و قمع جمعي و اكنون احكام اعدام، آن ھم در شرايطي كه دولت ايران نمي خواھد وجھه ي خود را در جھان خراب كند، براي چه بوده؟ ! اگر واقعاً بروجردي ھم مثل آخوندھاي ديگر بود و يا مشكل شخصي با حكومت داشت و يا حرف دل مردم در بيزاري از استبداد ديني را نمي زد آيا با او و پدرش كه از مراجع مورد احترام زمان شاه فقید بود و با مادر و خانواده و يارانش چنین مي كردند؟ مبارزه ، اصول خاصي دارد كه يكي از اصول آن بنابر اقرار مشترك ھمه ي احزاب اين است كه تا جائي كه امكان دارد نبايد بگونه اي عمل كرد كه بھانه براي نابودي خويش به حاكم ظالم داد، بلكه بايد به مرور پیش رفت، كسي كه انتظار دارد بروجردي شعار خاصي بدھد و يا موضعگیري خاصي بكند آيا حاضر ھست او را ھمراھي كند يا اينكه رفتن به زير تیغ جلاد را فقط براي ديگران مي پسندد؟
به ياد مي آوريم كه چندين روز قبل از تھاجم به ايشان، نماينده ي آقاي خامنه اي به منزل ايشان آمد و بطور شفاھي اتمام حجّت كرد كه اگر تسلیم نشوي، نیروھاي انتظامي و بسیجي اينجا را به خاك و خون خواھند كشید كه فايل صوتي اين مناظره ھمه جا پخش شد، بلافاصله آقاي بروجردي اعلامیه اي صادر كرد و از سازمان ملل متحد و اتحاديه اروپا و ديگر سازمانھاي بین المللي درخواست كمك كرد و حتي از آنھا تقاضا نمود تا شرايطي فراھم آوريد كه بین من و رھبران دين سیاسي مناظره اي بین المللي برپا شود تا آنھا مدارك خود را عرضه كنند و من نیز اسناد خود را در نامشروع بودن "ولايت فقیه " عرضه كنم و جھان به قضاوت بنشیند كه حق با كیست، ولي ھیچ نھادي حمايت نكرد و حتي تھديد حمله را باور ننمود و بدين ترتیب فرصتھا از دست رفت و آن شب دھشتناك حادث شد، اكنون نیز ايشان به ھمراه عده ي ديگري از متھمین اين پرونده در آستانه ي مرگ قرار دارند كه متأسفانه قابل باور خیلي ھا نیست زيرا اين حكم بطور رسمي از دادگاه ويژه ي روحانیت به خبرگزاريھا اعلان نشده است، بله اين بیدادگاه كه بارھا از سوي مجامع معتبر حقوق بشر غیر قانوني اعلان شده است ھیچگاه مدركي را از خود بجاي نمي گذارد و حتي اكثر احضاريه ھاي آن بصورت تلفني ابلاغ ميشود. دادگاه اجازه ي وكالت خانم شیرين عبادي و يا آقاي دكتر سیفي زاده كه مورد درخواست خود آقاي بروجردي بوده را رد كرد و محاكمه را بطور غیر علني برگزار كرد، چرا؟ يقیناً اگر قصد ترحم به آقاي بروجردي را داشت محرومیتھاي فوق را وضع نمي نمود تا اخبار محبت و ترحم حكومت بر آقاي بروجردي منتشر شود و نظام، بي جھت متھم نشود و زير سئوال نرود، آيا اين محرومیتھاي غیر انساني، اثبات نمي كند كه قرار است جنايتي بطور مخفیانه رخ دھد؟ آيا خطر مرگ صددرصد ايشان ، در چنگال حاكم ستمكار، ھنوز ھم براي بعضي از دوستان قابل قبول نیست؟ به ھر روي، فرصتھاي مختلفي در قبال ايشان از دست رفت و كوتاھي در اين لحظات ، قضاوت تلخ تاريخ را به دنبال خواھد داشت.
تهران – 31 خرداد ١٣٨۶
انجمن تحقیق پیرامون عقائد و نظرات انديشمند استبدادستیز ايران
آيت الله سید حسین كاظمیني بروجردي

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۳۱, پنجشنبه

محاكمات پيشواي زنداني ايران آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي
از دكتر ناصر پروانه ، حقوقدان زنداني در بند سياسي
آنچه كه از ظواهر اين جايگاه بظاهر قانوني و حقوقي پيداست ، ناهماهنگي با قوه ي قضائيه و ناهمخواني با متد حقوقي جهان است .
بي تابلو بودن مكان ، حاكي از سرّي بودن آن است . انتخاب خاصّ و حساب شده از مهره هاي وابسته به اطّلاعات در وكلاي متّهمين ، ويژگي ديگر اين بخش از وزارت اطّلاعات است .
همانگونه كه بند اطّلاعات در زندان اوين ، قسمت جدا شده و مخصوص است ، بند ويژه نيز ، كاملاً سواي از تشكيلات عمومي اوين مي باشد .
با نگهبانان بسيجي و مسئولين متعهد به قواعد درون سازماني اطّلاعات ، پيشواي زنداني ، در بخش قرنطينه اي ويژه نگهداري ميشود كه به گفته مسئولين بيمارستاني كه از نزديك در ارتباط با وضع مزاجي ايشان هستند همراه با اَعمال شاقّه ميباشد و روزانه ، كارهاي شّاق و دشواري را بر او تحميل ميسازند ، تغيير در پوست دستان اين رهبر آزاديخواه زنداني ، گوياي اين حقيقت ميباشد .
دكتر (خ) كه نميخواهد نامش فاش شود ميگويد ، ما بايد طبق تجويز پزشكان اطّلاعات براي او دارو فراهم كنيم كه بعضي از اين تزريقات ، منجر به سرطان استخوان و انسداد عروق و فراهم آوردن سكته ميشود .
خانم دكتر (ر) كه اصرار بر كتمان نامش دارد و ميگويد : گاهي كه با اين روحاني ملّي و مذهبي ، خلوتش طولاني ميشد مورد تهديد حفاظت اطّلاعات زندان قرار ميگرفت .
روحيّات ايشان را خطرناك ميخواند و ميگويد به ما دستور ميدهند تا نسخه هاي تحميلي براي او بنويسيم و در بعضي موارد ، شاهد دگرگونيهاي هشدار دهنده در سيستم مغزي او ميباشيم كه اگر در اين مهّم تعلّل شود احتمال بروز توده هاي مهلك ميرود .
نوع خروج او از زندان ، توجّه عموم را جلب ميكند ! با يگان حفاظت ويژه و با دست و پاي بسته كه در جهت جنگ رواني و ترور شخصيّت اوست .
هرگز گزارش درستي از محاكمه ويژه نمي آيد و اسناد و اوراقي درز نميكند و نشستها كاملا ًدر پشت درهاي بسته صورت مي گيرد و نتايج به عمل آمده ، صد در صد ، از پيش تعيين شده است و در مسير خفقان عمومي جامعه خواهد بود .

ليست اتهامات آيت الله سيّد حسين كاظميني بروجردي

1. محاربه و افساد في الارض !
2. تشكيل دسته و جمعيّت غير قانوني با هدف بر هم زدن امنيّت كشور !
3. اقدام مسلّحانه عليه نظام !
4. تبليغ عليه نظام !
5. اقدام عليه امنيّت ملي !
6. تحريك مردم عليه نظام !
7. آمريّت در آدم ربائي به عنف و تهديد و شكنجه آنها !
8. آمريّت در ايراد ضرب و جرح مأمورين دولتي در حال انجام وظيفه !
9. تمرّد نسبت به مأمورين دولتي و مقاومت در برابر آنها با نشان دادن اسلحه!
10. قدرت نمائي با اسلحه (شمشير ، قمه ، چاقو ) !!!
11. آمريّت در اسيد پاشي !
12. اهانت به مقام معظم رهبري !
13. اهانت به مراجع تقليد !
14. توهين به مقامات قضائي و مسئولين وزارت اطّلاعات !
15. اخلال در نظم عمومي !
16. نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي !
17. افتراء به مسئولين نظام !
18. غصب عناوين كاذب و مجعول !
19. بدعت گذاري در دين !
20. پناه دادن به متّهمان تحت تعقيب قضائي و تهيّه منزل براي مجرمان !
21. تحريك نيروهاي نظامي به عصيان و عدم اجراي وظائف قانوني !
22. آمريّت در آتش زدن موتور سيكلت !!
23. آمريّت در تخريب اموال عمومي و خصوصي !
24. هتك حيثيّت روحانيت و سوء استفاده از لباس !
اعلان حمايت علماء و مراجع مبلّغين دين سنّتي از مواضع اصولي ، انساني و اعتباري پيشواي مذهبي زنداني ايران
بدينوسيله به استحضار دادگاه تاريخ و محكمه وجدان بشريّت ميرساند كه رهبر مستقلّ مذهبي زنداني ، آقا سيّد حسين كاظميني بروجردي ، سالهاي متمادي است كه ، بي شائبه تبليغ آفريدگار بزرگ را ميكند و مبلّغ دين غير سياسي بوده و تحت هيچ شرايطي حاضر به فروش آئين آباء و اجدادي خود به سوداگران دين فروش نميباشد .
او در مسير معرّفي دين داري واقعي چنان عمل نمود كه ده ها هزار نفر از مردمِ بريده از خدا ، در جلسات ارتباط با معبود ، اجتماع مي كردند و منظره اي زيبا و دلربا تشكيل مي دادند .
وقتي كه استاديوم هاي ورزشي را تبديل به معبد ميكرد و به جاي هياهوي ورزش خواهان ، ناله هاي دلنواز توبه كنندگان به در گاه الهي را ملاحظه ميكرديم ؛ به حقّانيّت رسالت اين عاشق ربوبي ، آگاه مي شويم .
در آخرين مجلس موعظه و مرثيه فاطمي او ، بزرگترين استاديوم سر پوشيده كشور و ميادين اطرافش ، پيروزي مذهب غير سياسي را بر معادلات دنيوي و پليسي حاكم ، نشان داد و تعريف كاملي را از جايگاه وحي حكايت كرد .
سنّت ديرينه حافظان شريعت احمدي ، روگرداني از دنيا طلبي و رياست خواهي بود و بر اين اساس ، از زمان غيبت امام عصر ، هرگز شريعتمداران پاك طينت به گرد سياست نچرخيدند و نان به نرخ روز نخوردند و الان نيز فقهاي بيعت كرده با امام غائب ، دست به سوي دولت نميبرند و تِز ناهنجار و ناهموار و نا مشروع ديانت ما عين سياست ماست را امضاء نميكنند .
آقا سيّد حسين كاظميني بروجردي با كمال شجاعت اَذان رهائي سر داد و اقامه نصرت خداي متّهم شده در ايران را گفت و در اين مسير ، خانواده و پيروانش زنداني شدند و شكنجه گرديدند و هم اكنون ، نواميس او دربه در كوچه و خيابانند و خودش در احتضار به سر مي برد و چشم به راه مناديان حقوق بشر دارد تا صدايش را در شوراي امنيّت سازمان ملل ، اقتدار بخشند و مصونيّتي در خور فضائل توحيدي برايش بگيرند .
اين بازمانده مذهب سازش ناپذير ، در زندان اوين ، حمايت جهاني را ميخواهد و سازمان ملل متّحد را به ياري ميجويد .
به امّيد آزادي سريع او و آوازه ي كلامش ، تا كه هر ايراني بتواند آزادانه به پرستش خداوند بپردازد.

گزارشات خبرنگاران مردمي درباره ي پيشواي زنداني

در جلسات وزارت اطّلاعات در خيابان زعفرانيّه تحت عنوان دادگاه ويژه روحانيت
اين رهبر دين سنّتي و پيشواي ملّي ضدّ مذهب سياسي را با ظاهري اندوه بار ، با دست و پاي زنجير بسته وارد كردند !
از اوين با پوشش سنگين امنيّتي و نظامي در اسكورت اتومبيل هاي حكومتي به مدخل مكان بزرگ و با حصار سربازان مسلّح ، داخل نمودند و نگذاشتند مردمي را كه جمع شده بودند ، ببينند .
ظاهري شكسته و فرسوده و قيافه اي خسته و رنجيده را ملاحظه كرديم .
هر كه در مدت نه ماه گذشته او را نديده بود نمي شناخت؛ زيرا كه موهايش را زده بودند و بدن تكيده و صورت نحيف او گوياي شكنجه هاي ممتد روحي و جسمي بود .
در وقت قرائت كيفر خواست او شيخ جعفر قدياني ، در لباس دادستاني ، انواع فحشها و تهمتها و ناسزاها را نثارش كرد و او را آمريكائي و انگليسي خواند و شروع به تخريب شخصيّت او در برابر صدها نفر از يارانش كه هماهنگ با او محاكمه ميشدند نمود و او را نامسلمان و نا سيّد و حيوان و لايق مُردن خواند و وجودش را براي حكومت ، مضّر و مخاطره آميز دانست ؛ و تقاضاي اعدام كرد .
اگر چه حسيني نامي كه در جايگاه قضاوت نشسته بود از مواجب بگيران اطّلاعات بود و اجازه ي دفاع به اين پيشواي زنداني را نميداد ، ولي او در حدّ نيم ساعت و در حالي كه اندامش ميلرزيد و در آستانه ي سكته بود ، زشتي هاي ملاهاي درباري را خاطر نشان ساخت و سياهي اعمال آخوندهاي دين فروش و دنيا طلب را يادآور گرديد .
او با صدايش در و ديوار دادگاه ويژه اطّلاعات ! را به لرزه در آورد و اعلام نمود كه بخاطر دفاع از خدا و خلق مظلوم و تحت ستم ايراني به اعدام افتخار ميكنم و طناب دار را حلقه ي نجات ايران زمين مي بينم .

او گفت : من تاريخ را از غبار28 ساله ي حكومت ، پاك ميكنم و دنيا را در جريان جنايات شما قرار ميدهم .
اين روحاني آزاديخواه اضافه كرد : مردم از دين حاكم مأيوس شده اند و خواهان آزادي عقيده و رهائي از تفتيش عقايد دولتي ميباشند .
جاي وكلاي بين المللي در اين محاكمه نمايشي و مسخره و از پيش تعيين شده خالي است
!

دادخواهي پيروان پيشواي زنداني از مجامع حقوقي جهان

به نام آنكه آزادي را در فطرت انسان نهاد
اكنون كه ماه هاست از اسارت رهبر مستقل مذهبي ايران و يارانش ميگذرد و اين روحاني آزاديخواه و ملي گرا در سخت ترين شرايط رواني و جسماني قرار دارد ، هيچگونه خبري از نهادهاي بين المللي منادي حقوق بشر نشده و همچنان در كشور ، خار ظلم ميرويد و تيغ استبداد مي آيد !
اگر سازمان عفو بين الملل ، نماينده اي براي ديدار با پيشواي مذهبي سنتي زنداني بفرستد از دردها و رنجهاي اين سرباز جانباز وطن مطلع مي گردد .
اگر نداي آزاديخواهي اين منادي خدا و خلق گرفتار، اجابت شود ، ايراني نَفَس راحتي در انتهاي اين بهار خونين خواهد كشيد .
چرا خبرگزاريهاي بين المللي براي گرفتن اخبار مهم و مؤثّر در فضاي خبري جهان به اوين نمي روند و با اين رجل مذهبي مخالف اختلاط ديانت و سياست ديدار نمي كنند ؟
چگونه است كه دنيا نگران حال عراق و افغانستان و لبنان و فلسطين است امّا با اشكهاي روان بر گونه هاي زرد ايرانيان محكوم كاري ندارند ؟
گناه اين شخصيّت ملي و مذهبي ايران آن است كه حرف دل ايراني جماعت را مي زند . او ميگويد : دينداري بايد آزاد باشد ، هر كس هر چه را كه ميخواهد بپرستد .
ايشان معتقدند كه نبايد آئين تحميلي انقلاب را بر گردن جامعه گذاشت . اين عزيز تحت شكنجه ، دادگاه ويژه روحانيت را بخش سكرت وزارت اطلاعات مي داند كه كارش تفتيش عقائد است و تحميل افكار انقلابي بر مردم ‌!
او فريادش بر آزادگي و آزاديخواهي است . همواره پرچم ( لا اكراه في الدين ) را بر دوش داشته و از هرگونه فشاري در امور مذهبي نهي مي كند .
شعار دائمي او جدائي دين از سياست است و به همين خاطر خانه ي مسكوني اش به تهاجم و تاراج رفت و نيروهاي مسلح چيزي را از زندگي وي باقي نگذاشتند و اكنون خانواده اش در به درند و همسر و فرزندانش بي خانمان و اسير و گرفتار مي باشند .
به امضاء هفت هزار نفر از ياران

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۳۰, چهارشنبه

خبر فوري ...

به گزارش يك منبع موثق ، جلسه رسيدگي به پرونده ي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و تعدادي از يارانش (آخرين دادگاه ) كه طبق اطلاع قبلي قرار بود روز چهارشنبه 30 خرداد 86 برابر با 20 ژوئن 2007 برگزار شود، كنسل گرديد .
مسئولين دادگاه ويژه روحانيت ضمن امتناع از بيان دلايل عدم برگزاري اين جلسه ، ادامه رسيدگي به اين پرونده را به روز دوشنبه هفته آينده برابر با 25 ژوئن 2007 موكول نمودند .
به نظر مي رسد با توجه به هفتمين روز اعتصاب غذاي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و وضعيت نگران كنندۀ ايشان ، امكان برگزاري اين دادگاه ميسر نبوده است . لازم به ذكر است آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي برغم ابتلا به بيماريهاي متعدد وآغازاعتصاب غذا ، تا اين لحظه از هر گونه امكانات و معالجات پزشكي محروم مي باشند.
مسئولين دادگاه ويژه روحانيت در اقدامي غير انساني به جاي پاسخگويي به خواسته هاي مشروع ايشان ، نامبرده را ممنوع الملاقات كرده و ايشان را از هرگونه امكان برقراري تماس تلفني محروم كرده و خانواده ي وي را تحت فشار بيشتري قرار داده است .
به وجدانهاي بيدار مي گوييم ، سكوت تا كي ؟! چرا براي نجات جان انساني در بند كاري نمي كنيد ؟!!

پشتوانه‏ها

انتخاب وكيل از عالى‏ترين مرجع حقوقى جهان
‏از ديرباز، حقوقدانانى بوده‏اند كه از موضع كاردانى، دفاعيّات سرنوشت‏سازى را از قاطبه متّهمين و يا مظلومين محاكم قضائى، به عهده مى‏گرفتند و حدود انسانى را پاس مى‏داشتند و موجب استرداد حقوق از دست‏رفته گرفتاران مى‏شدند و درخت عدالت را آبيارى مى‏كردند و در مجموع، وكالت به تبعات مختلفى، تقسيم مى‏گردد و مى‏توان گفت كه در تمامى ابعاد زندگى، مفهوم يافته و در بعضى موارد، با كفالت، مى‏آميزد و در شئون گوناگونى از زندگى بشرى، تشكّلات همسو را تدوين مى‏نمايد. مثلاً نان‏آور خانواده، وكيل ايشان در مسائل عمومى بوده و همزمان، آنها را در امر معيشت، تحت كفالت دارد. وكلا در مبحث قضاء، كارى را تقبّل مى‏كنند كه از عهده موكّل برنمى‏آيد و خارج از سرويس‏دهى تخصّصى و فن‏آورى ايشان است و لذا هر قدر كه كانديد مدافع نيازمند، فعّال‏تر و حاذق‏تر باشد، پيشرفت پرونده در مراحل پى‏گيرى آن، سريعتر و قاطع‏تر خواهد بود و اينك، شخصيّتى را به نظرتان مى‏رسانم كه امر وكالت را در افق پهناورى، به عهده دارد كه حوزه كارى او، از مشرق تا مغرب است و موكّلين او در هفت طبقه آسمان و زمين، قرار دارند و همو، روزى دهنده ميلياردها جاندار مى‏باشد كه در عين حال، از وجودشان در اقصى‏ نقاط گيتى، دفاع كرده و بيمه‏كننده آحاد موجودات مى‏باشد و اين فرد واجب‏السّجود، چترى را در عرصه دنيا گشوده كه عناوين متنوّعى را تراويده و خيالتان را از بابت هر نوع نيازى در حال و آينده، راحت نموده، آرى اين تكيه‏گاه قديم، داراى اعتبارات درخشانى چون: صمد، حكيم، جبّار، مكّار، منتقم، وحيد، مجيد، شافى، رزّاق، قهّار، غنى، خالق و حافظ مى‏باشد كه در هر يك از زواياى مراسلاتى و مواصلاتى، حائز نگرش‏هاى ويژه‏اى در خواسته‏ها و حوائج مردم است و در يك كلام، آنكه، هر كه خدا را دارد، چه كم دارد و هر كه خدا را ندارد، چه دارد!؟
ادامه ي مطلب را اينجا بخوانيد

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۲۹, سه‌شنبه

اطلاعیه

آخرین اخبار درباره وضعیت آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی
به گزارش یک منبع موثّق ، آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی دست به اعتصاب غذا زده است . ایشان از تاریخ 24 خرداد ماه جاری در اعتراض به دلایل ذیل این اعتصاب را شروع کرده است :
1 ـ غیر علنی بودن دادگاه .
2 ـ عدم برخورداری از وکیل .
3 ـ تشدید شکنجه و آزار و اذیت روحی و جسمی ایشان با نظارت 1» حسینی : قاضی پرونده . 2 » احمدی : نماینده ولی فقیه در وزارت اطلاعات . 3 » قدیانی : دادستان دادگاه ویژه روحانیت . 4 » نصرت آبادی : مسئول بازجویان پرونده . 5 » یوسفی : شکنجه گر وزارت اطلاعات
4 ـ تزریق آمپول های مشکوک که اثرات مخربی بر روح و روان داشته و باعث پوکی استخوان و ایجاد اختلالات ریوی و کلیوی می گردد .
5 ـ تحقیر شخصیّتی ایشان در وادار کردن وی به انجام کارهای پست از جمله نظافت روزانه ی سرویس های بهداشتی در زندان.
با توجه به ابتلاء ایشان به بیماری هایی چون پارکینسون ، دیابت ، فشار خون و بیماری قلبی و عروقی وضعیت ایشان بسیار نگران کننده است .
از تمامی آزادیخواهان و فعالان حقوق بشر عاجزانه استمداد می طلبیم تا از طریق مجاری حقوقی و قانونی نسبت به سلامتی ایشان اطمینان حاصل نمایند .

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۲۸, دوشنبه

بيانيه ي جهاني

آيت الله كاظميني بروجردي خواستار صدور قطعنامه اي توسط شوراي امنيت سازمان ملل در حمايت از آزاديهاي ديني گرديد
عقربه هاي ساعت همچنان كه زمان را پيش مي رانند ، جهان كنوني ما هر لحظه در حصار نابودي قرار ميگيرد . پس بر تمام نسل بشر است تا با همصدايي و همياري ، پايه هاي استبداد حاكم براين كره ي خاكي را بزير كشند .
آنگونه كه در سايتهاي خبري دنيا نيز منتشر شده است ، سومين دادگاه غير علني آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و يارانش روز يكشنبه 27 خرداد 1386 برابر با 17 ژوئن 2007 در بي خبري محض برگزار گرديد در حالي كه در اين دادگاه نه از وكيل متهمان خبري بود و نه از خبرگزاريهاي داخلي و خارجي . در اين دادگاه غير علني كه بگفته ي بعضي سايتهاي خبري منجر به ضرب و شتم آيت الله كاظميني بروجردي و يكي از يارانش بنام عليرضا اربابي توسط مأموران دادگاه گرديد . آيت الله كاظميني بروجردي فرياد مي زدند : فقط وكالت خانم شيرين عبادي را قبول دارم و مي بايست دادگاه من و يارانم در فضايي آزاد و علني برگزار گردد و اين در حالي است كه مقامات رژيم غير دمكراتيك ايران درسايتها و خبرگزاريهاي داخلي خود به دروغ اعلام كرده بود كه حكم آيت الله كاظميني بروجردي حداقل تا دوماه آينده نيز صادر نمي شود و پرونده ي ايشان در دست بررسي است .
بگزارش يكي از مسئولين دادگاه ويژه ي روحانيت كه نخواست نامش فاش شود ، ضمن اشاره به وضعيت بحراني آيت الله كاظميني بروجرد ي ، دسترسي ايشان به پزشك و امكانات پزشكي را بسيار ضروري دانست .
آيت الله كاظميني بروجرد ي خواستار صدور قطعنامه اي در شوراي امنيت سازمان ملل براي آزادي هاي اعتقادي و ديني گرديد . ايشان اشاره نمود كه لازم است نمايندگاني از ديده بان حقوق بشر و سازمان عفو بين الملل به ايران فرستاده شود تا با ايشان ديدار كنند و با حقايق آشنا شوند تا جهانيان بدانند در ايران چه مي گذرد . وي ضمن اعتراض شديد به سازمانهاي مدافع حقوق بشر دنيا مي افزايد : اين سازمانها صرفا نبايد به صدور بيانيه و قطعنامه اكتفا كنند و مي بايست براي حمايت از حقوق بشر دنيا ، با جديت وارد عمل شوند . ايشان خواستار طرح شكايتي در دادگاه بين المللي لاهه براي احقاق حقوق 70 ميليون ايراني دربند شدند .
ايشان بعنوان مردمي ترين پيشواي مذهبي ايران معتقدند كه اجراي حد بايد برداشته شود و هر كس آزاد است آن ديني را كه مي خواهد ، داشته باشد . تمامي آزاد انديشان ، سازمانها و فعالان حقوق بشر بايد بدانند ايشان تنها روحاني است كه دربرابر حكومت غير مردمي ايران ايستاده است و از جان و مال و همسر و فرزندانش گذشته ، تا به هموطنان ايراني دربند كمك كند . ايشان تنها كسي است كه مي تواند حقايق اين رژيم فاشيستي را افشا نمايد ( دقت نماييد ) در صورت پشتيباني لازم از ايشان ، وي مي تواند حكومتيان را روسياه كند . اگر قطع نامه اي در حمايت از ايشان صادر نشود ديگر هيچ كس نمي تواند جلوي اين استبدادگران مذهبي مقاومت نمايد . ايشان آخرين نقطه ي اميد حقوق بشر است

نامه ي مهم و تازه منتشر شده اي از دكتر كامران قاسمي

دكتر كامران قاسمي ، اديب و فيلسوف زنداني كه به تازگي از اوين آمده ، مشاهدات خود را در روز حمله نيروهاي مسلّح به منزل پيشواي دين سنّتي و هوادارانش ، ارسال داشته و تحليل حقوقي و سياسي خويش را ارائه نموده ، ايشان كه عازم خروج از كشور است مي گويد ؛ اكنون كه انواع فشارها تحت عنوان قوانين ديني به زنان ايران در جهت پوششهاي ايذائي ، وارد مي آيد و آزادي فردي و اعتقادي ، زير پاي سياست گذاران افراطي حاكم قرار گرفته ، قدر و منزلت رهبر مذهبي زنداني ايران ، مشخّص ميگردد .
او كه مخالف مذهب دولتي است و بر سر مبارزه با دين سياسي ، تمام موجودي خويش را سرمايه كرده ، حاضر به قبول حاكميّت آئين تحميلي 22 بهمن 57 نگرديد . اين روحاني آزاديخواه كه مخالف اختلاط دين و سياست است ، فرزند يكي از علماي بزرگ پايتخت ميباشد كه آن مرجع مظلوم نيز ، پنج سال قبل به طور مرموزي ، كشته شد و سپس مقبره اش نيز با خاك يكسان گرديد . آيت الله آقا سيد حسين كاظميني بروجردي ، معتقد به آزادي فكري و عقيدتي است . او ميگويد : ملّت ايران ، حق دارند كه از ديانت قبل از انقلاب ، پيروي كنند .
او فرياد ميزند كه قبل از اين انقلاب ، اسلام ، عزيز بود و مسلمين ، در پيروي از آئين پدري خويش ، راسخ و پايدار بودند .اكنون ثمره دخالت سياست در ديانت ، سوء ظّن جامعه به خداست و سردي بازار مذهب و فرو پاشي عقائد الهي در سطوح كلّي جامعه .
من در شب حمله به منزل اين سرباز از خود گذشته ي وطن ، براي ارزيابي سياسي منطقه به جوّ اجتماعي ، به محل سكونت او رفتم . از فواصل بسيار ، ستونهاي نظامي و انتظامي را ميديدم كه در حال آماده باش و يورش بودند . آرايش نيروي انتظامي ، بسي هولناك بود و ميدان انقلاب و خيابان آزادي ، كاملاً شكل جنگي به خود گرفته بود . دقيقاً و يقيناً ، اين تهاجمات ازحمله به كوي دانشگاه ، فراتر و وسيعتر بود .
دو سمت ورودي خيابان منتهي به منزل رهبر مذهبي زنداني ايران در حصار نيروهاي ويژه ماسك دار بود كه آماده قتل عام بودند . در پشت ستونهاي نظامي ، مردم جمع شده بودند و اجازه نزديك شدن نداشتند و در كنار اين روحاني كفن پوش ، هزاران نفر با شمشير ازدحام كرده بودند و فرياد مرگ بر اختناق ، سر ميدادند . در اين جمعيّت ، زن و مرد و پير و جوان مشاهده ميشد . پيشواي مذهب سنّتي با خانواده اش به ميدان آمده بود . او مرتب فرياد مي زدكه خدا را در جايگاه اتهام ، قرار داده اند . ما ميخواهيم آفريدگارمان را ياري كنيم . او چند روز قبل در نامه اي به سازمان ملل ، خواستار صدور قطعنامه اي در دفاع از حقوق بشر ديني ايران شده بود و در نامه اي به پاپ اعظم ، خود را مدافع پروردگار جهان ، خوانده بود و خواهان حمايت تمامي مذاهب رسمي دنيا ازجنبش خويش بود . او در نامه ديگري به پارلمان اروپا ، خواستار مداخله مسئولين حقوق بشر در زمينه آزاديهاي اعتقادي شد .
حرف حساب اين انديشمند الهي چيست ؟ چرا از بين اين همه علماء ديني كه راحت به زندگي خوب و خوش ادامه ميدهند و بعضاً در بهشت دنيائي خويش ، غوطه ورند . اين پيشواي پنجاه ساله به درياي خطر افتاده و خانواده و نزديكانش را به مسلخ ديكتاتور برده و آرام و قرار را بر خويش ، حرام نموده و شكنجه گاه را بر رفاه و راحتي ، ترجيح داده است ؟
او مردم دوست و وطن گرا است ، از ستم شاكي است و بر ستمكار مي خروشد . شنيدم كه مادرش در وقت حملات نيروهاي مسلّح مورد اصابت گازهاي كشنده قرار گرفته و بعد از چندي فوت نموده و اجازه برگزاري مراسم ختم و يادبود هم ندادند .
در آن شب ،چيزي از منزلش باقي نماند و تمام اثاث خانه گلوله باران گرديد و تمام اسناد و مدارك شخصي شان ربوده گرديد . به گزارش نگهبان اوين ، در سحر نيمة مهر 85 دهها اتوبوس ، مردم مضروب و مصدوم را كه با باتوم و زنجير و كابل و اسلحه گرم ، گرفتار شده بودند و در خون مي غلطيدند را به سلولهاي انفرادي بند 209 اطّلاعات بردند كه در اين بين ، بچّه هاي چند ساله و اطفال چند ماهه ديده مي شد كه از جمله ، نوه آيت الله كاظميني بروجردي كه در 8 ماهگي به سر مي برد و از ناحية ريه ، آسيب ديده بود ، تاريخ را گزارشي مخوف دادند و تقويم را رنگ حقيقي زدند تا آيندگان ، بر سفره اعتراضات صاحبان وجدان بنشينند و انسانيّت را در اعماق وجود ، پاس نهند .
من در بند عمومي بودم و از ديدن اين روحاني عاشق مردم ، محروم بودم ولي ازنگهبانان و پرستاران زندان اوين ، حال و روز او را جويا مي شدم و از وخامت احوالش در موارد تنفسي و رواني و ارتوپدي ، آگاه مي گشتم .
حال كه ملّت ايران از هر سو مورد اذيّت و آزار قرار گرفته اند لازم است كه شوراي امنيّت سازمان ملل ، فكر اساسي براي آزادي ديني ايران كند و براي نجات اين روحاني زنداني ، حركت مؤثر و حساب شده اي را اعمال كند . سازمان عفو بين الملل ، چگونه در برابر تحميل عقائد دين سياسي ساكت مي نشيند و اعتراض نمي كند ؟ ديده بان حقوق بشر ، در برابر مهم ترين مسئلة انساني قرار دارد كه عبارت از حق انتخاب در پرستش خداوند . هر كس بايد بتواند به هر شكلي كه مي خواهد خداي خويش را بپرستد . هيچ حكومتي نبايد آئين خاصّي را بر مردمش ، تحميل نمايد .
اعتلاي نام سيّد حسين كاظميني بروجردي ، احترام به خداي موسي ، عيسي و محمّد (ص) و زرتشت است ، او به نيابت از همة اديان آسماني ، از پيروان مذاهب الهي دفاع كرده و اكنون در بدترين شرايط جسمي و روحي قرار دارد ، خانواده اش بي خانمانند و عزيزانش در بند تهديد و تعقيب و فشار مي باشند . به داد مردم ايران برسيد كه اگر از ايشان به عنوان روحاني آزاديخواه و مخالف دخالت سياست در دين ، حمايت نشود و به ايشان مصونيّت جاني و ديني داده نشود ، هيچ احدي ديگر جرأت دفاع از اين مردمان را ندارند .

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۲۷, یکشنبه

مرجع درباري به ملكوت اعلي پيوست !!!

در خبرها خواندید که آیه الله فاضل لنکرانی در محلی ! درگذشتند و به دیار باقی شتافتند ، احتمالا ضایعات این فقدان ، جبران ناپذیر خواهد بود و شاید تا سالیان سال نشود کسی دیگر مثل فاضل لنکرانی پیدا کرد و البته احتمالش هم هست دیگر کسی مثل او پیدا نشود ، عالم فقیه و وارسته ای که در سالهای اخیر یک تنه مثل ریگ بیانیه صادر می کرد وبا ذره بینی خاص همواره مشغول دیده بانی اسلام بود و از کف زدن دانشجویان مثلا در سالگرد دوم خرداد در سال 1378 در ماه محرم را طی بیانیه ای به جهان اسلام تسلیت می گفت و یا رای دادن به ناطق نوری را برای ریاست جمهوری زنده نگه داشتن اسلام دانسته ، همین عالم نورانی و پیرو شیعه علی در حالیکه امت مسلمان و بی نوای ایران در فقر و فلاکت غوطه ورند وبسیارند کسانی که برای سیر نگه داشتن شکم زن و بچه شان کلیه خودشان را می فروشند در بیمارستانی در لندن درگذشتند ، حتما شیر توشیرِ خبری و اطلاع رسانی در محل فوت ایشان را از سوی خبر گزاری ها خوانده اید اگر ندیده اید اینجا را ببینید اما می دانید چرا ؟ چرا نمی خواستند اعلام کنند که حضرت آیه الله فاضل لنکرانی در لندن ودر بیمارستان کرون ول فوت نموده اند ؟ برای اینکه اینجا را ببینید ! بله همه مسئله اینجاست ، این فقیه وارسته در بیمارستانی بستری شده اند که بطور متوسط هر شب هزار پوند معادل یک میلیون و ششصد هزار تومن هزینه اش بوده است البته این فقط هزینه بستری و بقول معروف پول تخت است ها و باید خرج درمان وعمل هم اضافه بشود ! دیگه خودتان تا تهش رو بخونید دیگه
ازوبلاگ گفتني ها (امير فرشاد ابراهيمي ) .

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۲۵, جمعه

اطلاعيه

پس از اعلان حكم اعدام شش تن از ياران آيت الله كاظميني بروجردي بنامهاي :
1- مسعود سماواتي
2- عليرضا منتظر صاحب
3- علي شهرابي
4- حبيب قوتي
5- احمد كريميان
6- مجيد الستي
تلاشهاي بسياري براي تاييد خبراعلام شده صورت گرفت. اما بدليل تكذيب رسمي دادستاني دادگاه ويژه روحانيت مبني بر صدور چنين احكامي، همچنين بدليل وجود سانسور شديد در اين رابطه، تا اين لحظه اسامي 6 نفر اعلام شده تاييد نمي گردد.
عقب نشيني رژيم تهران درباره ي صدور حكم اعدام آيت الله كاظميني بروجردي
سايت همبستگي بنقل از دادستاني ويژه روحانيت روز جمعه 25خرداد 1386 در خبري تحت عنوان تكذيب خبر اعدام كاظميني بروجردي آورده است :
« يك مقام آگاه در روابط عمومي دادستاني ويژه روحانيت، شايعات اخير مبني بر صدور حكم دادگاه كاظميني بروجردي را تكذيب كرد. به دنبال انتشار خبر صدور احكام سنگين براي كاظميني بروجردي و برخي نزديكان او در دادگاه ويژه روحانيت، يك مقام آگاه در روابط عمومي دادستاني ويژه روحانيت در گفت و گو با آفتاب اين خبر را تكذيب كرد و گفت: روند رسيدگي به اين پرونده همچنان ادامه دارد و هنوز هيچ حكمي براي هيچ يك از متهمان اين پرونده صادر نشده است. گفتني است به تازگي در برخي از سايت‌هاي اينترنتي شايعاتي مبني بر صدور حكم اعدام براي كاظميني بروجردي، كه از تابستان سال 85 در زندان به سر مي‌برد منتشر شده است »
انتشار اين خبر گوياي حقايقي ست از واهمه ي رژيم تهران در برخورد با قشر روحانيت اصيل مردمي و غير سياسي ‌و همچنين بيانگر رد افسانه شكست ناپذيري رژيم در برابر اتحاد ملي مي باشد . ساعاتي پس از انتشار خبر اعدام آيت الله كاظميني بروجردي و تعدادي از يارانش ، شاهد همبستگي بي سابقه ي ايرانيان داخل و خارج از كشور در حمايت از آيت الله كاظميني بروجردي و تقبيح دادگاه غير قانوني ويژه ي روحانيت در باره ي صدور چنين احكامي بوديم .
باز هم يادآور ميشويم كه همصدايي ملت بزرگ ايران در افشاي جنايات رژيم غير اسلامي ايران ، پيام روشني براي دولتمردان اين نظام دارد و آن اينكه دوره ي استبداد ديني بپايان رسيده و اگر سياست مداران اين نظام ، اقدامي در جهت بازسازي و اصلاح سياستهاي ضد ميهني و ضد ايراني خود نكنند عواقب ناخوشايندي در انتظار آنان خواهد بود .
آزادي هر چه سريعتر آيت الله كاظميني بروجردي و ياران ايشان ، بهترين راهكار براي دولتمردان رژيم تهران براي خروج از باتلاق پيش آمده مي باشد .

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۲۴, پنجشنبه

آخرين گزارشات درباره ي دومين جلسه ي دادگاهي غير علني آيت الله كاظميني بروجردي و يارانش
بنابر گزارشات واصله دومين جلسه ي دادگاهي آيت الله كاظميني بروجردي و ياران ايشان در جوي كاملا غير عادلانه و متشنج روز چهارشنبه 23 خردادماه 1386 برگزار گرديد .
طي برگزاري اين دادگاه غير قانوني ، آيت الله كاظميني بروجردي كه بعلت بيماريهاي متعدد قادر به ايستادن نبود و بسختي سخن مي گفت ، در دفاعيه اي كه در نهايت به مشاجره با قاضي پرونده انجاميد ضمن رد تمامي اتهامات وارده بخود و يارانش گفت : باز هم مي گويم اختلاف من با حكومت از جنس مشاجرات سياسي امنيتي نبوده و صرفا اختلاف اعتقادي ست ولي شما تلاش مي كنيد مسير پرونده را منحرف كنيد .
لازم بذكر است در اين جلسه ، فردي روحاني كه گفته مي شود از طرف دادگاه بعنوان وكيل تسخيري پرونده تعيين شده بود ، حضور داشت . آيت الله بروجردي در ادامه ي دفاعياتش گفت : من اين وكيل تسخيري و تحميلي را قبول ندارم . ايشان همچنين خواستار برخورداري از حق انتخاب وكيل ، برگزاري دادگاهي منصفانه و علني و برپايي مناظره اي آزاد با مسئولين بلند پايه ي نظام در راديو و تلويزيون گرديد . همچنين بگزارش يك منبع غير موثق اسامي 6 تن از ياران ايشان كه به اعدام محكوم شده اند بشرح ذيل اعلام ميگردد در حالي كه تا اين لحظه از اسامي ديگر متهمان پرونده اطلاعي در دست نيست :
1- مسعود سماواتي
2- عليرضا منتظر صاحب
3- علي شهرابي
4- حبيب قوتي
5- احمد كريميان
6- مجيد الستي
از تمامي مجامع و سازمانهاي مدافع حقوق بشر استدعا داريم با توجه به وضعيت جسماني آيت الله كاظميني بروجردي و نياز عاجل ايشان به معاينات و مداواي پزشكي ، اين دادگاه غير قانوني را محكوم كرده و خواستار برپايي دادگاهي علني و منصفانه شوند .

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۲۳, چهارشنبه

محضر آيات عظام ، علماي واصل و فقهاي جامع الشرايط

آقايان وحيد خراساني و صادق روحاني ( دامت بركاتكم )
سلام عليكم
در حالي اين رنج نامه را تحرير مي كنيم كه تاريخ معاصر شاهد اِعمال اوج خشونتها و بيعدالتي بر ماست . امير المؤمنين علي (ع) در تحليل بازار دين در عصر غيبت امام عصر مي فرمايد : « فان هذا الدين قد كان اسيراً» همانا اين دين مظلومِ اسلام ، در عصر غيبت ، تا آمدن فرزندم مهدي اسير دست نامردان و نااهلان سياست باز مي گردد . در اين برهه ي حساس كه شاهد به تاراج رفتن اخلاق و فرهنگ اعتقادي شيعي در كشور هستيم ، اعلان حضور بزرگاني چون حضراتعالي مي تواند سدي در برابر غاصبين ولايت حقّه ي علوي باشد . سكوت در برابر ظالم همواره منفور و مطرود است واين را ابر مرد تاريخ ، علي (ع) به ما آموخت .ما پيروان شخصيتي هستيم كه هيچ گاه با خط ظلم سازش نكرد و همواره مدافع طبقه ي پايين و دردمند جامعه بود .
همانگونه كه مستحضريد هم اكنون آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و تعدادي از پيروانش به جرم خداجويي و اسلام خواهي به بدترين نوع مجازاتها يعني محكوم به مرگ شده اند ! پيشواي چهارم شيعيان امام سجاد ميفرمايد : پروردگارا مرا همچون مشت محكمي قرار بده تا پاسخ زورگويان را بدرستي بدهم و زبانم را براي برخورد متقابل با بدخواهان محكم گردان و از امدادهاي غيبي ، لبريزم فرما . ( صحيفه ي سجاديه )
و اينك اين فرزند بيست و هفتم امام سجاد است كه بدليل تمسك به فرهنگ آباء و اجدادي در چنگال درندگان است . اي حافظان شجره پاك انبياء ، « اجيبوا الملهوف » دردمندِ مضطر را اجابت كنيد . ما شما را بازماندگان خط مرجعيت اصيل ميدانيم فلذا سكوت شما را جايز نمي دانيم . از شما استمداد مي طلبيم كه با قدرت و نفوذ معنويتان از اين فرزند رسول حمايت كنيد . وقتي بنام اسلام شكنجه مي شود و بنام ولايت مطلقه ي فقيه به نواميس مسلمين تعرض مي گردد ، ديگر چه جاي سكوت است ؟!
شخصيتي كه طي چهارده سال تلاش مخلصانه براي ترويج و اشاعه ي فرهنگ مهدوي در جامعه ي شيعي ايران ، ايثار و مجاهدت نمود اكنون به اتهام « مفسد في الارض » گرفتار است !!!
گناه بروجردي اين است كه نمي خواهد دين آباء و اجدادي خويش ( دين سنتي ) را آلوده به خيانت ، خشونت ، و سياست كند . گناه بروجردي وجدان بيدار اوست و بهمين دليل لحظه اي در برابر ظلم و خود كامگي ، اسير سياست بازي و مصلحت انديشي هاي رايج نگرديد .
ياران و پيروان روحاني آزاديخواه و ظلم ستيز ايران
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي

بیانیه ی عفو بین الملل در مورد آخرين وضعيت آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي

بر اساس گزارشات دريافتي ، آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و 17 نفر از يارانش دراولين محاكمه ي غير علني خود در دادگاه ويژه روحانيت محكوم به اعدام گرديد.
بنابراين گزارشات ، اتهامات وي بيش از 30 فقره بوده كه اهم آنها عبارتنداز : محاربه و اقدام عليه امنيت ملي ، نامشروع خواندن ولايت فقيه ،ارتباط با چهره هاي شاخص ضد انقلاب وجاسوسي از اوضاع داخلي كشور، بكار بردن واژه ي « ديكتاتوري ديني » بجاي « جمهوري اسلامي » در سخنراني ها و مصاحبات خارجي خود و ... و بدين دليل به اعدام محكوم گرديده است
سازمان عفو بين الملل اطلاعات چنداني در رابطه با 17نفر از ياران ايشان و جزئيات آن ندارد.همچنين گمان مي رود كه 62نفر از پيروان ايشان در 13ژوئن به اعدام محكوم شوند. گزارشات نشان مي دهد كه آيت الله كاظميني بروجردي در حالي دردادگاه حاضر شد كه از بيماري پاركينسون ، ديابت ، فشار خون بالا و مشكلات قلبي به شدت رنج مي برد.
وي در بند209زندان اوين بازداشت و از حق استفاده از هرگونه امكانات پزشكي براي درمان محروم مي باشد.
آيت الله كاظميني بروجردي در 19فوريه در اعتراض به وضعيت مخوف و ترسناك زندان اوين ونيز ممانعت مسئولين زندان از ملاقات ايشان با مادرش ونيز شركت در مراسم تدفين وي ، دست به اعتصاب غذا زده بود.
وي در طول باز جويي هايش مورد شكنجه قرار گرفت .
شنيده مي شود كه ايشان در دادگاهي كه ماه مارس تشكيل شده بود ، در حالي حضور يافت كه قادر به راه رفتن نبود و نيز علائم ضعف وسرفه هاي همراه با خون در ايشان مشاهده مي شد.
آيت الله كاظميني بروجردي به همراه بيش از 300 نفر از پيروانش در 8 اكتبر2006در منزلش در تهران دستگير شد . مادرِ 80 ساله اش نيز از جمله ي دستگير شدگان بود كه در زندان مورد شكنجه و آزار قرار گرفت .
حمله به ايشان به طرز وحشتناكي توسط نيروهاي امنيتي اتفاق افتاد ، تصور مي شود كه همه دستگير شدگان جز 4 نفر از آنها آزاد شده اند.عفو بين الملل اطلاعاتي در رابطه با فرزند ارشد ايشان( سيد مهدي ) كه در 18 فوريه دستگير شد و همچنين آن4نفرديگر در اختيار ندارد.

اطلاعات پشت پرده
آيت الله كاظميني بروجردي مدافع جدايي دين از سياست مي باشد . وي مي گويد از سال 1994مكررا از سوي دادگاه ويژه روحانيت فرا خوانده ميشده و همراه ساير زندانيان در زندان اوين در بازداشت به سر مي برده و همچنين گزارش شده كه بيماري هاي قلبي وكليوي ايشان در اثر شكنجه هاي شديد در زندان شدت يافته است.
پدر آيت الله كاظميني بروجردي روحاني اي برجسته بود كه ايشان نيز از پذيرفتن دين سياسي ( ولايت فقيه ) كه ويژگي برجسته قانون اساسي ايران ميباشد خودداري ميكرد وي در سال 2002در گذشت (به مرگ مشكوك ) و مقبره ي ايشان كه واقع در مسجد نور ميدان خراسان تهران مي باشد مورد بي حرمتي ( تخريب ) دولت قرار گرفته است .
دادگاه ويژه رو حانيت كه عملكردش خارج از چارچوب قوه قضايي است در سال 1987 توسط آيت الله خميني براي محاكمه روحانيون شيعه ايران تأسيس گرديد. رويه ي اين دادگاه با استانداردهاي بين المللي تفاوتهايي دارد از جمله آنكه : نامزدهاي آن تنها با تاييد رهبري رسميت مي يابند و نيازي به داشتن شرايط قانوني لازم نمي باشد. همچنين اين دادگاه اين اختيار را دارد كه قوانيني چون شلاق و اعدام را تصويب كند.

اقدامات پيشنهادي :
لطفا تقاضا هاي خود را ( به زبانهاي انگليسي ، عربي ، فارسي و يا زبان خودتان ) فوراً ارسال كنيد.
در خواست فوري براي تخفيف حكم اعدام بروجردي و 17نفر از يارانش.
بيان اينكه محاكمه ايشان در دادگاه ويژه روحانيت خارج از چارچوب هاي استاندارد بين المللي است.
بيان اينكه آيت الله كاظميني بروجردي تحت شكنجه قرار گرفته ودر خواست بررسي بي طرفانه احكام صادر شده با روشهاي مورد نظر ايشان .
در خواست آگاهي از وضعيت آيت الله كاظميني بروجردي و تضمين اينكه ايشان از امكانات پزشكي لازم برخوردار خواهند بود .
در خواست تو ضيح بيان وضعيت قانوني سيد مهدي كاظميني بروجردي .
در خواست مقتدرانه براي افشاي جزئيات در مورد مطالب فوق در رابطه باآيت الله كاظميني بروجردي .
در خواست آزادي بازداشت شدگان مگر اينكه آنها مرتكب جرمي قابل قبول شده باشند و نيز درخواست محاكمه بي طرفانه و منصفانه آنان .
درخواست بررسي وضعيت همه ي بازداشت شدگاني كه تنها به جرم بيان اعتقادات مذهبي و حمايت از آيت الله كاظميني بروجردي كه از امكان برخورداري از حق داشتن وكيل محروم مي باشد، و نيز آزادي فوري آنان .

تقاضا به:
رهبر جمهوري اسلامي
جناب آقاي سيد علي خامنه اي دفتر مقام رهبري
Email: info@
leader.ir
istiftaa@wilayah.org

ريس جمهور
جناب آقاي محمود احمدي نژاد
تهران،تقاطع آذربايجان ميدان فلسطين،رياست جمهوري
Email: dr-
رونوشت :
برای ريس مجلس
غلامعلي حداد عادل
جمهوري اسلامي ايران،تهران ،ميدان بهارستان ، مجلس شوراي اسلامي
Email: hadadadel@majlis.ir
و نيز سفير ايران در كشورتان
لطفا تقاضاهاي خود را سريعا بفرستيد اگر تقاضاي خود را بعد از 17 جولاي 2007 مي فرستيد با دبيرخانه ي بين المللي يا بخش اداريتان هماهنگ كنيد
متن انگلیسی را اینجا بخوانید
ahmadinejad@president.ir

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۲۲, سه‌شنبه

اطلاعيه ي جهاني

صدور حكم اوليه‌ي اعدام براي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و تعدادي از يارانش
به گزارش منابع موثق ، روز يك‌شنبه 20 خرداد ماه 1386 اولين دادگاه رسمي آيت الله كاظميني بروجردي و بيش از 80 تن از يارانش در سه شعبه‌ از دادگاه ويژه‌ي روحانيت واقع در خيابان زعفرانيه‌ي تهران، بطور غيرعلني و بدون برخورداري از حق داشتن وكيل برگزار گرديد. بعد از تفهيم اتهامات ، حكم اوليه‌ي اعدام آيت الله بروجردي و 17 نفر ديگر از متهمين پرونده ، ابلاغ گرديد و ساير متهمين به مجازاتهاي سنگين و طولاني مدت محكوم شدند . بنابر گزارش نزديكان آيت‌الله بروجردي، اتهامات وي بيش از 30 فقره بوده كه اهم آنها عبارتند از:
1- محاربه و اقدام عليه امنيت ملي2- برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام3- نامشروع خواندن "ولايت فقيه" 4- نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد5- متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاري در دين و دروغگوئي6- ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي براي آنها از اوضاع داخلي كشور7- متهم كردن مسئولين بلندپايه نظام در كوتاهي نمودن نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي8- ساختن دين جديدي به نام "دين سنتي" 9- سوء استفاده از لباس روحانيت10- استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و ...
بگزارش شاهدان عيني ، آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي در حالي كه آثار ضعف جسماني و جراحات شديد بر بدنش كاملا مشهود بود و به شدت از بيماري پاركينسون رنج مي‌برد و به سختي سخن مي‌گفت، قاضي و دادستان را مخاطب قرار داده و در دفاع از خود و يارانش به اين گفتار بسنده كرد كه :
من در سالهاي 1374 و 1379 نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم. جرم حقيقي من مسائل سياسي و امنيتي نيست. اختلاف من با حكومت، اعتقادي ست. اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي ، شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و "ولايت فقيه" را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد.
لازم به ذكر است آيت الله بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،اما تا كنون اقدامي عملي جهت حمايت و احقاق حقوق وي و يارانش صورت نگرفته است . بدينوسيله به سازمانهاي مدافع حقوق بشر و خبرگزاريهاي جهاني هشدار مي‌دهيم كه تاريخ در برابر هرگونه سكوت و بي‌توجهي شما، قضاوت تلخي خواهد داشت.
22 خرداد ماه 1386 خورشيدي برابر با 12 ژوئن 2007

نامه آیت الله بروجردی به تمامي آزاديخواهان، مجامع بين المللي و سازمانهاي مدافع حقوق بشر

این نامه به قلم آیت الله كاظميني بروجردی در شرایطی که سخت بیمار بوده‌اند تحریر شده و با مساعدت مسئولین بیمارستانی که ایشان بخاطر حمله قلبی چند روز به آنجا منتقل شده بودند و به درخواست خود آيت الله بروجردی انتشار یافته است. بر طبق گزارش مربوطه ، آيت الله بروجردی که از بیماریهای قلبی و قند و فشار خون و پارکینسون شدیدا رنج می‌برد ، در آستانه برگزاری دادگاه خود و تعداد زیادی از یارانش كه از بیستم خرداد ماه 1386 شروع مي‌شود درخواست کمک از مجامع حقوقی و سازمانهای خبری بین‌اللملی دارد و اعلان کرده است که:
من به عنوان روحانی بازمانده از اسلام اصیل که هزار و چهارصد سال قدمت دارد همچون اجداد خویش مخالف "دين حکومتي " می‌باشم و حاضر به هرگونه مناظره رسمی با رهبران آن بوده و هستم.

متن نامه ي آيت الله بروجردي
سلام عليكم :
حقير طّي سي سال گذشته به گواهي انبوهي از سينه هاي سوخته ي متمسكين به ولايت الله و شهادت تك تك موهاي سپيدم ، جواني و طراوت عمرم را به تبليغ دين اجداد معصومم هديه كردم و هرگز خدمت به بندگان خدا را ترك ننمودم و رفض دنيا را فراموش نكردم و بي توقع و مزد در گرما وسرما حتي در زير بارش موشكها و بمبارانها ترك مسئوليت نكردم و اوراق تقويم ماسبق شاهدند كه اهل سياست نبودم و ميلي به تصدي امور دولتي نداشته ام و حافظ نصايح آباء مظلومم در طرد دين سياسي بوده ام . در سال گذشته به روياروئي هاي تند و خشن رسيدم كه ما حصل آن بسي تلخ و جگر خراش و اسفناك گرديد كه باعث از دست دادن مادرم و بي خانماني خانواده ام و ضرب و جرح و زندان صدها نفر گرديد .
بار الها نيك مي داني كه از وقوع چنين وقايع و حوادثي بيزار و بيمناك بوده ام و هيچ گاه نمي خواستم از خلق تو مايه بگذارم و آنها را پل نمايم كه شعارم درطول هفتاد روز ي كه در منزلم در حصر بودم اين بود كه اينجا قتلگاه است .
بدين وسيله
در نهمين ماه از اسارت در زندان اعداء الله و در رؤيت علايم موت از رسانه هاي خبري و سازمانهاي قضايي جهاني تمناي كمك دارم.
چشم براه شكست اهريمن
سيد حسين كاظميني بروجردي

ه‍.ش. ۱۳۸۶ خرداد ۱۹, شنبه

بيانيه

با سلام و درود خدمت تمامي انديشمندان ، آزاديخواهان ، فعالان و مدافعان حقوق بشر
ما بعنوان پيروان آقای بروجردي ، روحاني آزاديخواه و صاحب بزرگترين جمعيت مذهبي مستقل ايران ، با استناد به بندهاي پنجم ، دهم ، دوازدهم ، هيجدهم و بيستم اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، خواستار توقف هر چه سريعتر آپارتايد مذهبي بوده و در اين راستا جهت رهايي از استبداد ديني و برده داري مذهبي ، از تمامي فعالان ، سازمانها و مجامع مدافع حقوق بشر دنيا جهت حمايت از این روحانی دربند استمداد مي طلبيم..
هم اكنون كه تاريخ معاصر در حال نگارش است ، انساني تنها به جرم مردمي بودن و ارائه ي ايده ها و افكاري نو در سياهچالهاي قرون وسطائي رژيم جمهوري اسلامي ايران ، بدون برخورداري از هيچ گونه حقوق قانوني و انساني ، زنداني ست . آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي بعنوان آزاد انديشي برجسته و نظريه پردازي مستقل ، ضمن خواهان جدايي دين از سياست مي گويد :
از اعظم بلاياي مشتركه بين ملتهاي جهان ، ظلم و ستم واستبداد است .آنچه كه زيبائي هاي دنيا را بي رنگ مي كند ، خودكامگي و خودخواهي قدرتهاست . آنكه بر مثلث زر و زور و تزوير مي نشيند ، مي خواهد همه چيز خلايق را انحصاري سازد و در نهايت رابطه بين مخلوق و خالق خود را قطع كند و ايجاد اين ارتباط را در حيطه كار خود مي داند و در جايي ديگر مي گويد : استكبار ديني بسي نكبت بارتر از استعمار اقتصادي و استثمار فرهنگي مي باشد ؛ چون در اولي ، آدمي ، به جاي خداي جهان نشسته و نفسانيات خويش را به نام پروردگار عالميان ديكته مي سازد و اين ديكتاتور مذهبي ، سلولهاي وجداني بشرِ تحت فشار را مي خشكاند و تاريخ را خدشه مي دهد و محبت الهي را از دلهاي بندگانش زائل مي سازد.
در پايان ضمن ابراز تشكر و سپاس فراوان از تمامي سازمانها و مدافعان حقوق بشر دنيا كه تاكنون با اعلان حمايت خود از اين روحاني آزاديخواه ، برگي زرين در دفتر تاريخ حقوق بشر معاصر آفريده اند ، خواسته هايمان را به شرح ذيل معروض ميداريم:
- اعلان اينكه آيت الله كاظميني بروجردي تحت شديدترين شكنجه هاي روحي و جسمي قرارداشته و خواستار رفع محدوديتهاي جاري بر عليه ايشان .
- درخواست ارائه گزارش از وضعيت پزشكي آيت الله كاظميني بروجردي و يارانش و اصرار بر اينكه آنها مستحق دسترسي و استفاده از تجهيزات و فوريتهاي پزشكي مي باشند .
- درخواست اعلان دستگيري چهار تن از پيروان آيت الله كاظميني بروجردي بنامهاي 1- علي ده هيجده 2- عليرضا منتظر صاحب 3- مجيد الستي 4- مجيد رهنمافر درهشتم اكتبر 2006 و اطلاع از وضعيت فعلي و جزئيات اتهاماتشان و انجام هر گونه اقدام قانوني كه مشمول آنها مي شود .
- در خواست اينكه رژيم ايران متعهد به حفظ حقوق بازداشت شدگان و عدم شكنجه و يا بد رفتاري با آنان شود و دادن اجازه فوري به آنان براي دسترسي منظم به خانواده و وكلاي انتخابي شان.
- در خواست مقتدرانه براي آزادي تمامي بازداشت شدگان زندان رژيم ايران جز آنكه متهم به جنايت يا جرم واضح و شناخته شده باشند و تلاش فوري براي آزادي آنان .
- درخواست رسيدگي سازمان عفو بين الملل و ساير سازمانهاي مدافع حقوق بشر نسبت به بازداشت شدگان اعتقادي مذهبي و حمايت آنان از آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي كه مخالف اِعمال و اجراي هر نوع خشونت بوده و عامل زنداني شدن ايشان ، تنها وجدان وي بوده و خواستار رهايي و آزادي قطعي و فوري ايشان .
- يادآوري مفاد بند هيجدهم اعلاميه ي جهاني حقوق بشر مبني بر آزادي عقيده و مذهب و آزادي و امنيت لازم در برگزاري محافل و مراسم مذهبي توسط آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در ايران.

سيري درانديشه دين سنتي

اين خورشيد فروزان كه روشنگر پهنه زندگي ست چه بي رحميها و سنگدليها ديده ، و بر چه شاخ و برگهاي برومندي كه به ستم در درختزار زندگي خشك شده اند ، تابيده است ! اين مهتاب غمرنگ كه با هاله اي اندوهبار ، همچون اشك در چشم آسمان مي غلطد ، شاهد چه جناياتي است كه بر مظلومين تاريخ رفته است ! اين خزان كه خشمگين از راه مي رسد و برگ درختان بي رحمانه مي ريزد ،خود مي بيند كه در گلستان زندگي برگ و گلي نمي ماند! اين غروب غم گرفته زمستان كه از شب سرد تيره روزان، رنگ تيره به خود گرفته ، شاهد جنايات فراواني است كه بر مردم جهان رفته است !
كابوس ياس و نوميدي سايه سنگين خود را بر پهنه گيتي گسترده ،و روزنه اميدي براي محرومان و دردمندان باقي نگذاشته ، آمار انتحار را بالا برده و هرروز بيش از هزار انسان به زندگي خود پايان مي دهند و تعداد كساني كه اقدام به خود كشي مي كنند و موفق نمي شوند هشت برابر اين عده است ! همين ياس و نوميدي است كه هرروز هزاران نفر از جوانان تحصيلكرده را در چنگال اعتياد گرفتار ساخته ، آمار تعداد بيماران رواني را افزايش داده و جامعه بشري را با مشكلات فراواني مواجه ساخته است تا اين قرن (قرن بيماريهاي رواني ) نام گيرد !
در ايران خودمان درطي چهل سال گذشته تعداد بيماران رواني 75 برابر شده ، و هر ساله چهل هزار نفر بر شمار مجانين كشور افزوده مي شود .بالا رفتن آمار طلاقها وسلب آرامش از خانواده ها ،ناامني جاني و مالي و در خطر افتادن امنيت انسانها نشان مي دهد كه از دست انسانها ديگر كاري بر نمي آيد تا بتوانند امنيت را در بين نفوس مخلوق خدا ايجاد كنند . در قرن اتم ، دنيا همانند بادكنكي مي ماند كه هر لحظه امكان وقوع انفجار و از بين رفتن كل هستي مي رود . تنش ميان كشورهاي قدرتمند و تهديدهاي سياسي، اتمي و نظامي، آسايش را از شهروندان بي گناه گرفته و مردم هر لحظه در انتظار مرگ لحظه شماري مي كنند . شكسته شدن حرمت اديان الهي چه چيزي را براي انسانهاي آگاه ثابت مي كند؟ بي حرمتي به خداوند نشانه ي چيست ؟آيا با وجود همه اين فجايع ، انسان كمبودي را در جهان خويش حس نمي كند ؟ وزنه اي يا قدرتي كه بتواند توازن كون و مكان را امكانپذير سازد كجاست ؟ و آيا ما نياز منديم عدالتي را در امورات مادي و معنويمان بوجود آوريم ؟گمشدة انسانها چه چيزي مي تواند باشد تا بلكه بتواند انسان را به همه آمال و آرزوهايش برساند ؟
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در قسمتي از نامه اش كه به جناب آقاي كوفي عنان (دبير كل سابق سازمان ملل متحد) نوشته بود، مي نويسد:از اعظم بلاياي مشتركه بين ملتهاي جهان ، ظلم و ستم واستبداد است .آنچه كه زيبائي هاي دنيا را بي رنگ مي كند ، خودكامگي و خودخواهي قدرتهاست . آنكه بر مثلث زر و زور و تزوير مي نشيند ، مي خواهد همه چيز خلايق را انحصاري سازد و در نهايت رابطه بين مخلوق و خالق خود را قطع كند و ايجاد اين ارتباط را در حيطه كار خود مي داند و در جايي ديگر مي نويسد : استكبار ديني بسي نكبت بارتر از استعمار اقتصادي و استثمار فرهنگي مي باشد، چون در اولي ، آدمي ، به جاي خداي جهان نشسته و نفسانيات خويش را به نام پروردگار عالميان ديكته مي سازد و اين ديكتاتور مذهبي ، سلولهاي وجداني بشر تحت فشار را مي خشكاند و تاريخ را خدشه مي دهد و محبت الهي را از دلهاي بندگانش ،زائل مي سازد.
پيشرفت سريع صنعت و تكنولوژي ، بسياري از مشكلات جامعه بشري را حل كرده و آسايشهاي فراواني را تامين نموده است ، ولي با كمال تاسف به همين مقدار ، آرامش را از جامعه سلب كرده است .
آمار مي گويد : منحني بيماران رواني ، به موازات پيشرفت تمدن ماشيني ، سير صعودي دارد و جنبش صنعتي شدن و توسعه شهر نشيني ،جامعه بشري را با مسائل غير منتظره اي روبرو ساخته است .دنيائي كه ما در آن زندگي مي كنيم درد آلود و سراسر درد و اندوه است و آينده اي كه در برابر ديدگانمان ترسيم مي شود : تاريك ، ابهام آميز و ياس آور است .ما براي آينده خود چه بايد بكنيم ؟
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي ديدگاهي را درباره لزوم بازنگري انسانها در روابط خود با خداوند يكتا دارد كه در ادامه مطلب از آن ياد كرده تا ثابت شود خداوند ، مخصوص همه اديان و مذاهب بوده و خواهد بود :
خداوند، آشنای ديرينه انسان است. خداوندگار ما، بنده‌نواز می‌باشد. بی‌خدائی، درد است. با خدا بودن، افتخار هميشگی نسل آدم و حوّا است. پروردگارتان را بشناسيد تا زندگی را بهتر تجربه کنيد. معرفت ربّ، اساس حرکت‌های علمی و عقلی است. از طريق اديان آسمانی، خداوندگار بزرگ شناخته می‌شود. آفريدگار بی‌همتا، ظلم نمی‌کند و فرمان به استبداد نمی‌دهد. حکومتهای دينی که حقوق بشر را رعايت نمی‌کنند، خدای را متّهم به خشونت‌طلبی می‌نمايند. حکومت دينی بايد از هر نوع نظام سياسی موجود در جهان سليم‌تر، رئوف‌تر، مهربانتر و بخشنده‌تر باشد.
با اين ديدگاه به اين نتيجه مي رسيم كه فطرت همه انسانها خدا خواهي و خدا جويي است واين فطرت مقدس مي تواند گمشدةانسانها باشد كه بايد براي بيداري اين وجدان تلاش كرد.ماچون خداي را نمي شناسيم در حيرت و سردرگمي به سر مي بريم !
روانشناسان و روانكاوان تنها راه درمان درد ها را در بازگشت به معنويت جستجو مي كنند تا با كمك اديان ،كابوس ياس و نوميدي را از افق زندگي به دور انداخته ، فروغ اميد و آرزو را به ديدگان نگران اين مردمان باز گردانند .
خوشبختانه هنگامي كه به اديان آسماني مراجعه مي كنيم ، كتب آسماني را سراسر اميد و سرشار از نويدهاي بهروزي مي يابيم ديري نمي پايد كه انسان طبق فطرت ذاتي خود ، متوجه در گاه حضرت احديت خواهد شد واز براي رفع اين جنايت ها وخيانت ها ياري خواهد طلبيد .