ه‍.ش. ۱۳۸۶ مهر ۷, شنبه

احمدی نژاد آیت الله می شود!

ستون « پيدا و پنهان » روزنامه اعتماد ، روز شنبه نوشته است :
فاطمه رجبي يکي از هواداران «محمود احمدي نژاد» با اعطاي لقب «آيت الله» به وي او را «يکي از نشانه هاي خدا بر روي زمين» دانست. وي در مطلبي با عنوان «آيت الله احمدي نژاد...» در سايت شخصي خود با بيان اين ادعا که «لقب آيت الله بر شخصي دلالت مي کند که انسان را به ياد خدا و راه او و روش رسيدن به او مثلاً به وسيله بيان احکام هدايت مي کند»، اظهار داشته؛ «احمدي نژاد کسي است که چون صورت نوراني اش را در اثر کثرت خدمت به خلق خدايش ببيني جز عشق به خدا نخواهي ديد. کسي است که حتي کينه توزان و منتقدانش بر خدايي بودنش دلالت مي کنند. به راستي تاکنون چه کسي اينچنين مورد غضب دشمنان خدا قرار گرفته؟

ه‍.ش. ۱۳۸۶ مهر ۲, دوشنبه

آخرین گزارش از وضعیت آیت الله بروجردی

آیت الله بروجردی از بند انفرادی شکنجه گاه اوین به بند عمومی انتقال یافت . به گزارش یک منبع آگاه در بعد از ظهر دوشنبه دوم مهرماه ، بعلت وخامت حال آیت الله بروجردی در بند انفرادی ، مسئولین زندان وی را سریعا به بند 325 موقت ویژه روحانیت خارج نمودند. بر طبق این گزارش ، ایشان پنج روز در اعتصاب غذا بسر برده بود که در نهایت منجر به اغماء نامبرده گردید و مسئولین زندان پس از آن ، اقدام به خارج کردن ایشان از بند انفرادی کردند.
در حال حاضر وضعیت عمومی ایشان بسیار خطرناک گزارش شده است . تداوم شکنجه های روحی و جسمی بر ایشان و عدم دسترسی وی به امکانات اولیه ی پزشکی ، باعث وخامت بیشتر حال ایشان گردیده است .
لازم به ذکر است آیت الله بروجردی ، صراحتا در چندین نوبت تقاضای برگزاری دادگاهی علنی با حضور وکیل مدافع کرده بود که تا این لحظه مسئولین رژیم نسبت به حق قانونی ایشان تمکین نکرده اند.
از تمامی دیده بانهای حقوق بشری تقاضا میگردد هر چه سریعتر نسبت به بررسی وضعیت ایشان اقدام عاجل بعمل آورند .

ه‍.ش. ۱۳۸۶ شهریور ۳۰, جمعه

آخرین اخبار درباره ی روحانی دیکتاتور ستیز


آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی
صبح روز چهارشنبه برابر با 28 شهریورماه ، مسئولین زندان اوین تهران طی تصمیمی حساب شده ، آیت الله بروجردی را از بند عمومی 500 اوین به بند انفرادی شکنجه گاه 209 اوین منتقل کردند . با توجه به وضعیت بحرانی ِروحی و جسمی آیت الله بروجردی ، هم اکنون نگرانی ها درباره ی وضعیت ایشان به مراتب بیشتر شده است . بر طبق اطلاع واصله ، مسئولین زندان اوین تهران در اقدامی تحریک آمیز ، مدت ملاقات ایشان را از دو ساعت در هفته به 20 دقیقه کاهش داده تا در آستانه ی سالگرد یورش نیروهای امنیتی رژیم به منزل ایشان ، محدودیّت بیشتری را بر نامبرده اعمال نمایند که این عمل غیر انسانی واکنش شدید آیت الله بروجردی را در پی داشت .
بدنبال این اعتراض ، مسئولین زندان در اقدامی کاملاً غیر قانونی ، آیت الله بروجردی را به شکنجه گاه 209 اوین منتقل کرده که تا این لحظه از سرنوشت این روحانی مبارز ، خبری در دست نیست .
بیدادگاه ویژه ی روحانیت چندی قبل بدون حضور وکیل و پشت درهای بسته ، حکمی بدوی مبنی بر ده سال زندان در تبعیدگاه یزد ، ممنوعیت حضور بر مزار آیت الله العظمی سید محمد علی کاظمینی بروجردی واقع در مسجد نور میدان خراسان تهران ، مصادره کلیه ی اموال و منزل مسکونی ایشان و همچنین خلع لباس روحانیت ، برای آیت الله بروجردی صادر کرده بود . همچنین برای ده ها تن از همراهان ایشان حبس های طولانی مدت صادر شده است .
آیت الله بروجردی همواره اتهامات وارده بر علیه خود را ردّ نموده و اختلاف خود با حکومتیان را صرفاً اعتقادی قلمداد کرده است و در این باره به کرّات درخواست مناظره ای علنی و تلویزیونی با سران رژیم حاکم بر ایران و مراجع وابسته به آنها درباره ی موارد مهمی چون ولایت فقیه داشته است که به اعتقاد وی ، تز ولایت فقیه ، جعلی و ساختگی بوده و نوعی شرک محسوب می شود . صبح روز پنجشنبه سایت های مهم خبری همچون ایران پرس نیوز و مردانی نیوز به انتشار این خبر مبادرت نمودند.
در پی اعلان حمایت گسترده ی مردم ایران از آیت الله بروجردی ، امید می رود نهادهای حقوق بشر دنیا و فعالان محترم حقوق بشر داخل و خارج از کشور ، برای رهایی ایشان و نهادینه شدن اصل آزادی اعتقادی و مذهبی در ایران ، تلاشهای گسترده تری را در دستور کار خود قرار دهند .

ه‍.ش. ۱۳۸۶ شهریور ۲۹, پنجشنبه

نامه ی آیت الله کاظمینی بروجردی به خانم اسما جهانگیر

گزارشگر ویژه ی سازمان ملل متّحد
سركار خانم اسما جهانگير
پس از سلام و احترام

بخشهائي از اوراق مربوط به كتاب قطور مصيبتهاي وارده بر حقير كه از طرف ملاهاي حكومتي ايران طي 15 سال فعاليتم وارد شد در مجامع حقوقي و خبري جهاني انعكاس يافته است، جرم واقعي من اعتراض به سوء استفاده از تعاليم ديني توسط سياستمداران بوده است، كه با انواع اتهامات ساختگي و جعلي و شايعات دروغ،‌ آنرا جابجا كردند، اينكه اجازه ندادند تا دادگاهم علني و با حضور وكيل و نمايندگان خبرگزاريها برگزار شود، راه قضاوت تاريخ بين من و ايشان را شفاف مي‌كند.
خانم جهانگير؛ آخرين مراسم مذهبي من، با وجود بايكوت خبري و خفقان شديد كه از آن مطلعيد، در بزرگترين استاديوم ورزشي ايران برگزار شد كه تنها قسمتي از جمعيت علاقمند در داخل سالن مربوطه جا شدند، و دنيا فهميد كه مردم ايران خواهان دين سنتي هستند و نمي‌خواهند مسير عبوديت خود را از كانالهاي دولتي و حكومتي، دنبال كنند. متاسفانه آنقدر فشار دولتمردان مدعي دين، شديد است كه حس تنفر از ايشان، باعث خروج فوج فوج مؤمنين و مؤمنات از حوزه‌ي دين گشته، كه عوارض ناشي از اين نوع جنايات و تواما بحران معنويت‌گريزي حاصله از آنرا مي‌توان در آمار وحشتناك مربوط به مفاسد اخلاقي و اقتصادي و اجتماعي شايع در ايران رديابي نمود.
اي بانوي عدالت و آزادي، عليرغم آنكه از سلاله‌ي علمائي هستم كه هر كدام از رهبران مذهبي عصر خويش بوده‌اند و با وجود اينكه حركتم با استقبال توده‌هاي ملت و اقشار مختلف جامعه از جمله اقليتهاي مذهبي مواجه شده بوده، ولي آنچنان حرمت مرا شكستند و شكنجه‌هاي دهشتناك روحي و جسمي بر من وارد كردند كه كلمات و واژه‌ها، بضاعت مخابره‌ي وخامت آنرا ندارند. آنقدر استبداد و وحشت و هراس،‌ در اينجا شديد است كه كسي جرات امدادرساني به ديگري را ندارد، و اجبارا نگاه‌ها بسوي خارج از كشور است، ولي متاسفانه تاريخ نشان داده كه امكان حمايت عمده از خارج از كشور نيز وجود ندارد،‌ فلذا ملتمسانه از جنابعالي تمنا مي‌كنم، اقداماتي براي "مصونيت مذهبي" اينجانب، به فوريت صورت پذيرد، پيش از آنكه فرصتها به اتمام رسد.
دين و مذهب و عقيده‌ي من، پرستش خدا به‌دور از مسير تحميلي كساني بوده كه خود را نمايندگان خدا و جانشينان پيامبران مي‌دانند (همانطور كه در واژه‌ي مورد استعمالشان يعني "ولايت فقيه" نهفته است).
خواهر عزيزم، گزارشي از فعاليتهاي وسيع بشر دوستانه‌ي شما دريافت كردم، فلذا در حالي كه از بيماريهاي شديد جسمي و روحي رنج بسيار مي‌برم، به سختي تمام، اين عريضه‌نامه را تقرير نمودم و به اقدام عاجل حضرتعالي به عنوان حقوقدان برجسته‌ي بين‌المللي و گزارشگر ويژه‌ي سازمان ملل متحد در زمينه‌ي آزادي عقيده و مذهب، دل بسته‌ام و منتظر مي‌مانم.

سيد حسين كاظميني بروجردي
زندان اوين _ در شرايط بسيار سخت

ه‍.ش. ۱۳۸۶ شهریور ۲۲, پنجشنبه

رمضان

فرهنگ مبارك در جهان‏بينى‏ « عرفان امامان آسمانى » تحت تربيت رهبران آسمانى

مى‏دانيد كه هدف شارع مقدّس اسلام از بنياد روزه، تنها يك عبادت خشك و ظاهرى نبوده و مقصود حق‏تعالى‏ از چنين قانونى، تكامل بشر و تسريع در سعادت دنيوى و اُخروى اين موجود ممتاز مى‏باشد و چنانچه مسلمانى به اساس تشكيلات درونى صيام، بى‏توجّه باشد، نصيب چندانى از عبادت خود نمى‏بَرد و از سازندگى روح و اخلاق خويش محروم خواهد ماند و لذا همواره از سوى مسؤولين دين حنيف، توصيه شده تا نهايت بهره‏ورى معنوى از ايّام و ليالى رمضان بشود و خُلق و خوى آلوده را در كوثر شهراللَّه الاكبر، تطهير سازيم و فطر را در فطرت اوّليه بيابيم تا قابليّت همسفر شدن با اوليا را پيدا نماييم و خصوصاً در دهه ميانه ماه رحمت، تلاشها را در خودسازى و تزكيه بالا ببريم و ايادى بيگانه را از قلب و فكرمان دفع كنيم.
ما اگر به رمضان به همان چشمى نگاه نماييم كه چهارده نور پاك و برگزيده مى‏نگريستند ، هرگز نياز به حضور در پاى سفره اجانب پيدا نمى‏كرديم و تمدّن جهانخواران را دنبال نمى‏نموديم و مفلوك فرآورده‏هاى شرق و غرب نمى‏گشتيم. آرى ؛ پيام روزه ، تنها امساك از خوردن و آشاميدن نيست كه مرتاضان هندى نيز روزهاى متمادى از نيازهاى نفسانى، امتناع مى‏كنند و يا گرسنگان آفريقايى كه چيزى براى خوردن نمى‏يابند . پس مهمتر از ترسيم ظاهرى موجود، تعهّدات بزرگترى منظور گشته تا اين اشرف مخلوق را از فرو رفتن در پستيها و رذايل حفظ كند و سينه‏اش را براى جذب اسرار غيبى آماده نمايد كه انسان براى پرشهاى فوقانى آفريده شده نه براى خيزشهاى حيوانى و مى‏بايست اين ماه را بسان دانشگاهى در تربيت و پرورش خود بدانيم كه در لحظه‏لحظه‏هايش فرازهاى لاهوتى، متبلور بوده و انوار ايزدى، ساطع است و تو اى روزه‏دار، اگر رمضان را بهار عشق و ايثار بدانى، در اقيانوس فيوضات سرمدى غوطه‏ور خواهى شد و از مجلّدات مادّى خارج مى‏گردى و چون آتشفشانى بر تارك تاريخ معاصر مى‏درخشى و نظامات جاهلى را از فعّاليتهاى جهانى باز مى‏دارى كه در فقره‏اى از دعاهاى اين ماه مى‏خوانى:
بار پروردگارا ؛ مرا از مفاسد و معايب رايج در جامعه، حفظ فرما و تزئينات فريبنده اهريمنى را برايم بى‏رنگ نما و ارزشهاى جبروتى را جايگزين ضدّ ارزشهاى حاكم بر دنيا فرما و مقاومت مرا در برابر جاذبه‏هاى كاذب جارى در اجتماع، زياد گردان و از بى‏آبرويى در شبهاى عظيم قدر، مصون دار و قلبم را فرودگاه سفينه‏هاى ملكوتى فرما و از مصاحبت با دشمنان دوست‏نما دورم كن و رابطه‏ام را با وَليّت، اصلاح نما تا لياقت شرفيابى به محضرش را بيابم و ذهنيّاتم را گيرنده امواج صوتى و تصويرى نااهلان قرار مده و اعضاى بدنم را از اشتغالات ناروا دور گردان و بين من و تحريكات شيطانى، سدّ محكمى بنا فرما تا هرگز به دام خنّاسان رجيم نيفتم و قُرب تو را از دست ندهم و غيبت سنگين مولايم را با عنايات بى‏كرانت آسان فرما تا اين ساعات حسّاس پايانى را به خير گذرانم و از آقايم دور نشوم.

ه‍.ش. ۱۳۸۶ شهریور ۲۱, چهارشنبه

پيرامون وضعيت آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي

جوابيه ا‌ي پیرامون خبر شماره 10274 مورخه ی 19 شهريور 1386 از سايت حكومتي جهان و ديگر سايتهاي وابسته رژیم

در اين خبر حجت الاسلام سليمي دادستان دادگاه ويژه روحانيت ضمن اعلام خبر احكام حبسهاي طولاني مدت براي آقاي بروجردي و جمعي از متهمين پرونده،‌ شايعاتي نيز براي تخريب وجهه ايشان به راه انداخته است. ولي حقيقت آن است كه آيت الله بروجردي، برجسته‌ترين روحاني شيعه بعد از مرجع بزرگ شيعه، شهيد آيت الله العظمي آقا سيد كاظم شريعتمداري است كه بطور علني، ولايت فقيه را شرك و حكومت ديني را نامشروع خواند.
در خبر مذكور باز هم آقاي بروجردي را شياد و كلاهبردار ناميدند، درحاليكه هيچ شاكياني به جز بي‌دادگاه ويژه روحانيت و وزارت اطلاعات معلوم الحال ، نداشته است! و سپس او را بيسواد خوانده! در حالي كه او انديشمندي است كه با دو برهان قلم و بيان به صحنه‌ي مبارزه با مخترعان "دين انقلاب 57" آمد و استقبال توده‌هاي ملت را به دست آورد و همچنين بگونه‌اي با حسن ظن روشنفكران و آزادانديشان داخل و خارج و شخصيتهاي برجسته‌ي بين‌المللي روبرو شد كه در دنياي ضد روحانيت امروز، هرگز قابل تصور نبود. چنين شخصيتي نمي‌تواند بيسواد و شياد باشد، ولي در اثبات بيسوادي و شيادي رهبران ولايت فقيه و فقهاي نايب وزارت اطلاعات همين بس است كه حاضر به مناظره با آيت الله بروجردي نشدند و او را پشت درهاي بسته ، محاكمه كردند. سليمي، در پايان گفته است كه بروجردي اصلا روحاني نبوده است!! آيت الله بروجردي حدود 30 سال پيش به دست آيت الله العظمي مرعشي نجفي به كسوت روحانيت درآمد و مقامات علمي و معنوي ايشان همواره مورد تاييد مرحوم آيت الله العظمي حسن قمي و آيت الله العظمي صادق روحاني نيز بوده است.

در پايان از تمام آزاديخواهان جهان مي‌خواهيم كه رهبر ديني و ضد استبدادي ايران را ياري نمايند و ايشان را براي جدا كردن حربه‌ي دين و مذهب از دست شياطين بزرگ ديني در ايران حمايت كنند.

دفتر مرجع ضد استبدادي و زنداني ايران، آيت الله بروجردي ، در اروپا
جهانگير صالحي

ه‍.ش. ۱۳۸۶ شهریور ۱۹, دوشنبه

نامه ی مهم آیت الله بروجردی به سران اتحادیه ی اروپا

شکوائیه ی مرجع دینی ضد دیكتاتوري ایران، آیت الله كاظمیني بروجردی به سران اتحادیه ي اروپا و اعضاء پارلمان اروپا بالاخص آقاي خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجي اتحادیه اروپا
اعضاي محترم،
آقاي رئیس،
سلام و درود یك زنداني تحت شكنجه بر شما
تفتیش عقائد در اینجا به حدیست که كلیساي قرون وسطائي اروپا را از یاد مي برد. همه ي ملت ایران، از گسترش اعدام و ترور و خشونت و آدم ربائي، رنج مي برند و خواهان رعایت قوانین حقوق بشر و آزادی هاي اعتقادي هستند. اكثریت قاطع مردم، دین خشن مورد تبلیغ ملاهاي حكومت را "اسلام اصیل" نمي دانند و آنرا دین انقلاب 1357 " مي نامند.
اینجانب بیش از 15 سال است كه تحت آزار و فشار و بایكوت روحانیون دولتي ایران مي باشم. خواسته ي من رفع تبعیض و برقرار كردن صلح و مساوات براي هموطنانم بوده است. سال گذشته، آخرین گردهمائي دیني و غیرسیاسي ما، علیرغم اختناق و وحشت آفریني حكومت، در بزرگترین استادیوم ورزشي ایران به نمایش درآمد. در آن گردهمائي بی نظیر كه تنها بخشي از جمعیت علاقمند ، در سالنهاي مربوطه جا شدند اقلیتهاي مذهبي نیز شركت داشتند كه في نفسه پیام آور صلح و زندگي مسالمت آمیز و همبستگي جامع بین اقوام و پیروان ادیان و عقاید مختلف در ایران بود.
عالیجنابان،
به عنوان یك انساني كه دل در گرو آفریدگارتان دارد، التماس مي كنم كه به داد ما برسید . ما سیاسي نبوده ایم بلكه خواهان جدائي دین از سیاست هستیم كه قهر و خشم آخوندهاي مستبد را برانگیخت. اكنون با انبوهي از بیماریهاي جسمي كه بر من وارد كرده اند و در سخت ترین وضعیت روحي و عصبي، و در تهدید دائمي قتل، امیدوار به دخالت مؤثر شما هستم.
با سپاس فراوان
سید حسین كاظمیني بروجردي ، تهران ، شكنجه گاه اوین
***************************
پیگیري از دفتر آیت الله بروجردي در اروپا مهندس جهانگیر صالحي

ه‍.ش. ۱۳۸۶ شهریور ۱۵, پنجشنبه

اعتراض عفو بین الملل به «افزایش» اعدام در ایران

سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای روز چهارشنبه ، پنجم سپتامبر، پس از انتشار خبر اعدام ۲۱ نفر در خراسان رضوی و فارس درباره روند افزایش اجرای مجازات اعدام و شیوه دادرسی محکومین در ایران ابراز نگرانی کرد.

این بیانیه می افزاید: سازمان عفو بین الملل در سال جاری فهرستی از روند دادرسی های ناعادلانه که برخی از آنها به اعدام منتهی شده در اختیار دارد و به همین دلیل ، از نحوه دادرسی عادلانه و بدون تبعیض محکومین به اعدام در ایران مطمئن نیست.
براساس این بیانیه ، در قوانین ایران متهمان در مراحل اولیه تحقیق امکان دسترسی به وکیل و حقوق قانونی متهم را ندارند، در حالی که «گزارشگر مخصوص سازمان ملل در خصوص نحوه ی دادرسی» اعلام کرده است که متهمان به اعدام می بایست در تمامی مراحل دادرسی، از ابتدا تا انتها، از امکانات و حقوق قانونی از جمله حق در اختیار داشتن وکیل، برخوردار باشند.
این بیانیه می افزاید: اتهاماتی که مجازات اعدام را در پی دارد دامنه بسیار وسیعی دارد و اغلب با کلماتی مبهم و غیرشفاف بیان می شود، از جمله « محاربه با خدا » و « مفسد فی الارض ».

مطالبق این بیانیه، افرادی که به اتهام « مفسد فی الارض » اعدام شده اند کسانی هستند که به حمل اسلحه، قاچاق، دزدی و یا جاسوسی علیه دولت ایران متهم شده اند.
سازمان عفو بین الملل در این بیانیه از دولت ایران می خواهد که به روند اجرای مجازات اعدام در این کشور پایان دهد.
این سازمان از ایران خواسته است برای اولین گام، مهلت زمانی را برای پایان دادن به اجرای مجازات اعدام مشخص کند.
قرار است که مجمع عمومی اتحادیه اروپا برای تصویب قطعنامه ای که خواهان پایان یافتن روند اعدام در جهان است، درماه اکتبرآینده برگزار رای گیری کند.
سازمان عفو بین الملل از ایران خواسته است که با خاتمه بخشیدن به اجرای مجازات اعدام که نشانه صریح نقض حقوق بشر است به جمع امضا کنندگان این قطعنامه بپیوندد.
افزایش آمار اعدام ها در تابستان
به رغم انتقادهای گسترده از افزايش اعدام ها در ايران، روز چهارشنبه چهاردهم شهریور ماه، تلويزيون دولتی از اعدام ۲۱ نفر از محکومين به قاچاق مواد مخدر در استان های خراسان رضوی و فارس خبر داد.
براساس اين گزارش، ۱۷ نفر از افراد اعدام شده در استان خراسان رضوی و چهار نفر ديگر دراستان فارس به دار آويخته شدند. آمار مجازات اعدام در ايران با آغاز فصل تابستان و اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی و مبارزه با اراذل و اوباش به طور فزاينده ای افزايش يافته است .
اتحاديه اروپا و بسياری از سازمان های حقوق بشری ، ايران را به دليل اجرای مجازات اعدام مورد انتقاد قرار داده و خواهان توقف اجرای مجازات اعدام در ايران هستند.
مقامات ايران انتقاد کشورهای غربی و سازمان های حقوق بشری داير بر نقض حقوق بشر را رد کرده و می گويند که اجرای مجازات اعدام، ريشه در مذهب و شريعت اسلام دارد.

ه‍.ش. ۱۳۸۶ شهریور ۱۳, سه‌شنبه

اتهام همسویی با انجمن حجتیّه علیه خاتمی !

اظهارات اخیر « سید محمد خاتمی » رئیس جمهور پیشین ایران که در سالروز ولادت حضرت ولیّ عصر (عج) مطرح شد ، واکنش سایت حامی دولت و یکی از شاگردان مصباح یزدی را برانگیخت تا آنجا که خاتمی را به « همسویی با انجمن حجتیّه » متهم کردند .
سایت رجانیوز ( منتسب به دولت ) با اشاره به سخنان سید محمد خاتمی در مراسم جشن نیمه شعبان ، مدعی شد که وی در سخنانش بخشی از اعتقادات انجمن حجتیّه و روایت مورد استناد آنان مبنی بر اینکه « هر پرچمی که در زمان غیبت داعیه جهانی شدن داشته باشد ، طاغوت است » را مورد تأکید قرار داده بود . همچنین این سایت در گفت و گویی با یکی از شاگردان مصباح یزدی ، سخنان اخیر خاتمی را « تکرار عقاید حجتیّه و غیر علمی » خواند و به نقل از وی نوشت : انقلاب امام خمینی برای زمینه سازی ظهور بقیّة الله اعظم نیاز به جهانی شدن و صدور فرهنگی به کشورهای دیگر جهان دارد . وی جهانی شدن انقلاب را مثالی مصداقی از اقامه ی دین دانست و در ادامه خاطر نشان ساخت : بستر سازی برای ظهور امام زمان (عج) ، یک تکلیف شرعی است . اظهارات نزدیکان مصباح علیه خاتمی در حالی مطرح می شود که خاتمی در یکی دیگر از سخنرانی های اخیر خود به ماجرای نیمه شعبان سال 56 و موضع گیری انجمن حجتیّه و برخی افراد در قم ( از جمله مصباح یزدی ) در برابر فرمان امام خمینی اشاره کرده بود . خاتمی گفته بود : در سال 56 که درگیری ها و کشتارها و چهلم ها اوج گرفته بود امام اعلام کردند که امسال جشن نیمه شعبان نداریم ؛ چون قطعاً وضع آن زمان مرضی حضرت بقیّة الله نبود و ما باید اعلام می کردیم که از این وضعیّت ناراضی هستیم و عزاداریم . همانجا یک عدّه ای در برابر امام ایستادند و بعضی از کسانی که امروز خیلی ادعای دفاع از اسلام و تلاش برای دفع مفسدین و نزدیک دانستن اندیشه ی خود با اندیشه ی اصلی امام را دارند ، آن زمان امام را تخطئه کردند و در قم جشن مفصّلی را در دهن کجی به امام برگزار کردند ؛ البته باید دید کدام یک از این جریان ها در مسیر امام زمان هستند .

ه‍.ش. ۱۳۸۶ شهریور ۱۱, یکشنبه

نامه ی مهم آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی به مردم تهران
خواهران عزیز و برادران مهربان
سلام علیکم
هر کس مرا می شناسد احترامم را بپذیرد و آن که مرا نمی شناسد بداند كه بنده سید حسین کاظمینی بروجردی هستم ؛ 30 سال است که کار دینی می کنم و در خانواده اي مذهبی چشم به جهان گشوده ام .پدرم را نقاد مشهور روحانیت ، دکتر علی شریعتی ، هموزن علامه مجلسی خواند و پدر بزرگم مرجع لرستان بود و پدرش مجتهد معترض به امپراطوری عثمانی ، تبعیدی قرن گذشته از کاظمین به ایران و پدرش زعامت شیعه را در عراق داشت . دارائی ام از دنیا و مافیها یک منزل مسکونی معمولی و ساده بوده که در آن عزلت گزیده بودم و آنچنان منزوی و گوشه گیر بودم که بعد از حمله نیروهای مسلح ، همسایگان متعجب بودند که چگونه سالها یک روحانی در جوارشان بوده ولی کسی نمی شناخت . از سیاست گریزان بودم و خواستار جدایی ديانت از پیرایه های موجود بر آن بودم . خدا را آنچنان دوست داشتم که جانم را جسورانه تقدیمش کرده بودم . مبلغ اجدادم بودم و آن ها را جانشینان برحق ربوی مي دانستم . هدفم جذب خلق های رمیده از معنویت بود و انگیزه ای جز داغ كردن تنور عبودیت نداشتم . اهل احتیاط بودم و لذا سعی می کردم تا برخوردی با حکومت نداشته باشم . یقینم در تکیه بر خدا بی حد و مرز بود و بدین خاطر به استقبال حوادث تلخ و وقایع حیرت انگیز می رفتم . در این دنیای پهناور اصحابی داشتم که مثل خودم شاگردان دریای معرفت بودند و غواصان اقیانوس عشق . انصارم چشم و گوش بسته به کشتی آل الله سوار شدند که ناخدایش بودم . من که ساحل فتح را در رویاهای صادقانه ام می دیدم و سپیده ی رستگاری را در آیات کریمه می یافتم ، فریاد کنان ملت را به چشمه ی توان بخشی می خواندم . یارانم جوانمردانه پاسخم دادند و دست بیعت با من فشردند.
آری ؛ پدران صادق و صالحم هرگز وعده ي دروغ به من ندادند و نجوای مخلصانه ام را اعوانم نیرنگ نپنداشتند . امروز بعد از گذشت یکسال جان کندن و نفس دادن و رنجوری خریدن ، در اوج عزت و سربلندی فطرت و وجدان انسانی هستم . اگر خانه ام را مصادره کردند ، منزل در دلهایی گزیدم که ندیده آشنایم گشتند . اگر مادرم را در این نبرد نابرابر و ناعادلانه از دست دادم جگر گوشه ي مام وطن شدم. اگر به دعوتی که چند روز بعد از آخرین منبرم در زمینه ی خروج از کشور پاسخ می دادم ، اینگونه علیل و مجروح و مصدوم نمی شدم ؛ اما هیهات که حسین مردمی است و حاضر به ترک مردمش نشد و عطر دلاویز وطن را به قیمت رهایی از مشکلات از دست نداد . اکنون که یکسال از تاریخ نگاری حقیر و پیروانم می گذرد ، گر چه انبوهی از شکستگی های جوانی و حیاتی بر چهره هایمان نشسته و قدّمان را خمیده و موهایمان را سپید و اعضایمان را فرسوده و اشک هایمان را خونین کرده ؛ اما مجدّدي بر عصر حاضر بودیم و مصداقي بر کل یوم عاشوراء و میزانی بر یا لیتنی کنت معکم و تضمینی بر طال الانتظار و تمرکزی بر عظم البلاء و تخصیصی بر شکوائیه و تصدیقی بر طلعه الرشیده و تفاخری بر حرب لمن حاربکم و تشهدی بر هل من ناصر ینصرنی ؛ و حال که در این تقریب ظهور و تقرب ِانما خرجت لطلب الاصلاح ، یکه تاز ميدان لبیک به صاحب عصریم ؛ چه باك كه حریف جنایتکار، آواز پیروزی سر می دهد و در غریو انا مظلومون و مجروحون و محکومون و مغمومون ِوارثان حریم کبریایی ، فنا می گردد ! روزی که سید حسین کاندیدای این حرکت شد ، باب مقتولش در گوشش زمزمه کرد كه : آن چراغ که حیدر کرار نیم قرن قبل در نجف بر من داد تو بودی.
حالا که در آستانه ي میلاد مهدوی ، این فرزند بیست و هفتم امام سجاد ، بر سجاده باب الحوائج موسی بن جعفر بنشسته و نماز رهایی می خواند و در پشت سرش میلیونها خلق خسته از ستم و منتظر مصلح آسمانی تکبیر گفته و جبرائیل است که اقامه به نصرت داده و میکائیل است که اذان به هدایت خوانده ؛ پس ای خواننده این عریضه که روضه ام را می شنوی و داستانم را می خوانی بدان که برای استقبال از کاروان انا فتحنا لک فتحا مبینا وقتی نمانده و آن که هوشیارانه ایام جاری می گذراند ، با سلول های مغزی و قلبی خود آهنگ جاء الحق را که از مشارق اَرضی می آید احساس می کند . ای خدا به مولود نیمه شعبان سوگند که استواری و پایداری ِدم آخر زمان غیبت را از ما مگیر و ما را به فتوحات همه جانبه ات مفتخر گردان .
سید حسین کاظمینی بروجردی
گزارشی از دفاعیات جلسه پنجم دادگاهِ رهبر ضد استبدادی زندانی، سید حسین کاظمینی بروجردی
یکی از جرائم من سوء استفاده از لباس روحانیت است ، بنده حتی استفاده مشروع و معقول از این لباس نکرده ام چه برسد به بهره گیری شخصی و خصوصی. با این اسم و رسمی که دارم چنانچه می خواستم از پیروانم پل بسازم و به اهداف اقتصادی و سیاسی برسم هر آینه اکنون در موقعیت خاص مالی و اجتماعی و اعتباری بودم ؛ ولی در جنوب شهر در یک خانه ی محقر و پیش پا افتاده زندگی نمودم ، هر چه که از نذورات و صدقات در وجوه دینی بدست می آوردم صرف خیریه های متعدد می کردم که سرپرستی آن را به عهده دارم و هزاران گرفتار را در قسمتهای مختلف زندگیشان دستگیری و یاری می کردم . سوء استفاده از لباس دینی را شما کردید که از احساس پاک معنوی جامعه 30 سال قبل بهره وری نمودید و با استثمار ملت نجیب و ساده لوح ایران خود را قالب کردید و به دروغ جانشین خدا در زمین معرفی نمودید و دین و غیرت مذهبی اجتماع مومنین را ربودید و به ریش اسلام و مسلمین خندیدید و اکنون بر اثر ضربه های فکری و اعتقادی که به پیکر خلق زحمتکش و مهربان ایران زده اید ، اثری از دین خواهی نمی بینید و بدبینی عمومی مانع از تابش انوار ایزدی به محیط داخلی و درونی شده است . شعار اولیه ی دزدان وجدان ، عقل و عدالت در 30 سال قبل ، صدور اسلام به کشورهای دیگر بود اما منظورشان صادر نمودن دیانت از دلهای مردم بود که به راستی در این شیطنت موفق بودند ؛ نقشی را که از دست هیچ کس ساخته نبود ایفا نمودند و تعصب مذهبی را خشکاندند و انگیزه های خدائی را نابود کردند ! سوء استفاده از لباس روحانیت را شما کردید که 30 سال قبل با تظاهر فریبنده مکارانه در خیابان ، کوچه و میادین شهر گفتید: « نهضت ما حسینی است » اما امام حسین را از قلبهای ایرانیان که در عشق او زبانزد بودند ریشه کن کردید . وای بر شما که امروز عقائد ریشه دار دینی را قلع و قمع کردید ؛ دین انقلاب را جایگزین مذهب سنتی و قدیمی مردم کردید و انتقامی را که بنی امیه و بنی عباس و امپراطوری عثمانی و طالبان نتوانستند از رهبران آسمانی اسلام بگیرند شما با زیرکی و سیاستِ حساب شده گرفتید و آثاری از مقدسات دینی را در وجود اهل ایران باقی نگذاشتید ! سوء استفاده از لباس روحانیت را شما کردید که با هزاران نقشه ، جوانان عزیز این آب و خاک را طی 8 سال خود خواهی و خود کامگی به مسلخ فرستادید و با طرح عناوین بی اساس و پو شالی قتل عام خونین از بچه های ایران زمین کردید که آثارش به میلیونها نفر می رسد و 20 سال است که هر روز نقشه کشی می کنید و باز هم از عواطف باقی مانده ی مردم بهره گیری می نمائید تمام کوچه های کشور محروم ایران را به نام شهیدان بیچاره و گول خورده ثبت کرده اید و تخت سلطنت خود را بر روی اقیانوس خون و جان فرزندان عاطفی و احساسی ایران قرار دادید .