۱۳۸۶ خرداد ۱۴, دوشنبه

نوبتي هم كه باشه نوبت آقاي شاهرودي ست كه از اسلام دفاع كند !

در همايش دادستانهاي پايتخت هاي كشورهاي اسلامي كه در محل سالن اجلاس سران در تهران برگزار گرديده ،آقاي هاشمي شاهرودي عراقي رئيس قوه قضائيه رژيم ايران در نطق خود سخناني را ايراد كرده كه بسي جاي تأمل و در عين حال بسيار جاي تأسف دارد. در اين نوشتار سعي داريم ضمن يادآوري بعضي مطالب ياد شده توسط ايشان ،كليّت مبحث قضا و قضاوت را از منظر دين سنتي بررسي كوتاهي بكنيم .
آقاي شاهرودي عراقي در بين سخنان مي گويد :
1) زندان خشن ترين مجازاتها است و بهترين و عادلانه ترين مجازاتها ، مجازاتهاي اسلامي است و در جائي ديگر مي گويد : زندان يك مقوله وارداتي از نظام هاي حقوقي و و قضائي غير اسلامي است .
2) مجازات زندان از صد نوع تعزير، بدتر و ظالمانه تر است و تأثيرات سوئي بر زندانيان و خانواده آنان دارد كه تناسب خود را با بسياري از جرائم از دست مي دهد!
3) ساختار قوه قضائيه ايران به عنوان كامل ترين نظام قضائي اسلامي موجود در جهان است !
4) معتقديم كه در اسلام به حبس به عنوان يك مجازات تأكيد نشده است.
باز هم مثل هميشه دولتمردان ايران با وقاحت بسيار، چنان سخنان نيكو بر زبان مي رانند انگار نه انگار كه در اين مملكت خبري هست! شكي نيست كه در قاموس دين سنتي واژه اي به نام زندان وجود ندارد. يقينا در هيچكدام از دو دوره حكومت مشروع و عادلانه ي پيامبر اسلام و جانشين بر حقش علي ابن ابيطالب، بحثي بنام زندان مطرح نبوده و در اين رابطه هيچگونه سابقه تاريخي وجود ندارد . اصولا از نظر دين سنتي يا اسلام غير سياسي بحث اصلاح جامعه و برخورد با مجرمان در يك جغرافياي ديگري دنبال مي شود كه به هيچ عنوان با عملكرد نظام حاكم بر ايران تناسب ندارد. آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي بعنوان احياگر دين سنتي در بيان ديدگاهش درباره آزادي و عدالت مي گويد :
آزادی، موهبتی است الهی که نبايد تحت هيچ عنوانی آنرا مهار نمود. بله، آنگاه که آزادی فرد، آزاديهای عمومی را خدشه‌دار كرد بايد فرد مورد طغيان را با وسائل تربيتی و پرورشی آگاه ساخت. با آزادنگری پيشرفت به دنيای ما می‌آيد. آزادانديشی، سبب ويروس‌زدائی از خمير مايه زندگی می‌گردد. جائي که از حصار ديگر موجودات نيز رنج می‌بريم، چگونه به محدوديّت‌ها فکر می‌کنيم و برای آزادی خود ، زندان را می‌آفرينيم؟ آزادی در ژن آدمی است !!
عدالت، عاليترين مظهر مِهرورزی و کليد فداکاری است. عدل برای جامعه از باران حياتی‌تر است . عادل ، هرگز در فکر چپاولگری نمی‌باشد. با عدالت ، هيچ‌کس به فقر و درد و نکبت دچار نمی‌گردد. عدالت، نسخه‌ای است آسمانی که پروردگار بی‌همتا، برای راحتی آحاد بشر ارسال کرده. هيچ دينی نمی‌باشد مگر آنکه يکی از شاخه‌های خلل‌ناپذير فرهنگ آن، عدل بوده و اجتماع بدون عدالت، جنگل خطرناکی بوده که قانون تنازع بقاء را می‌نماياند. با عدل، زندگی شيرين است و با ظلم، بهترين شرايط حيات نيز محکوم به تلخی و تباهی می‌باشد.
همانطور كه مي بينيد ديدگاه اسلام سنتي ، بسيارجذاب و زيباست ليكن بدليل برخوردهاي استبدادي بنام اسلام در طي قرون اخير و مخصوصاً در اين سه دهه گذشته ، براي بشر دربند ، تصور چنين آئيني بسيار غير ممكن بنظر ميرسد و اين يعني نهايت بيچارگي بشراستبداد زده امروز. حال به بررسي دروغ پردازيهاي آقاي شاهرودي عراقي رياست قوه قضائيه ي حكومت ايران مي پردازيم :
1) در قسمت اول سخنان آقاي شاهرودي عراقي، مجازات زندان بعنوان نمادي از مجازاتهاي غير اسلامي مطرح شده است ! جالب اينكه اين كلمات را كسي سر هم مي كند كه فقط خدا مي داند بدستور مستقيم ايشان چند هزار ايراني بيگناه ، در سياهچالهاي رژيم زنداني اند و از كمترين برخورد هاي انساني و امكانات قانوني برخوردار نمي باشند . نمي خواهيم جنايات در حال جاري در زندان هاي ايران را برشماريم و در اين رابطه قضاوت را به عهده ي تاريخ مي گذاريم. اگر گفته هاي شخص آقاي شاهرودي عراقي را ملاك قضاوت قرار دهيم اساس شكل گيري زندان در حكومت ايران ، غير اسلامي است و اين نشان مي دهد كه اين رژيم ذره اي اعتقاد به آن اسلام پاك و مقدس ندارد.
2) ايشان در قسمت دوم سخنانش مجازات زندان را بسيار ظالمانه مي داند! كيست كه نداند در زندانهاي ايران جناياتي صورت مي گيرد كه در برابر آن اعمال، جنايتكاراني چون هيتلر و موسوليني بسيار احساس حقارت مي كنند ! شكنجه ، تجاوز به زنان ، تحقير شخصيتي ، اعدامهاي غير عادلانه ، بي آبرو كردن و سلب آزادي هاي مشروع و خداداده از انسان، گوشه هاي كوچكي از جرائم جاري در سياهچالهاي قرون وسطائي ايران است .
3) نظام قضائي افسانه اي ! ايران ، بقدري زيباست كه در اين اواخر طبقات مختلف جامعه ايران هوس كرده اند سري به زندانهاي رژيم بزنند تا بلكه از شهد شيريني نظام قضائي ايران كام بگيرند ! جنبش هايي چون جنبش زنان، جنبش معلمان و فرهنگيان ، كارگران و حتي علما و روحانيون غير سياسي چون آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي، احتمالا اعتراضي به عملكرد نظام حاكم نداشته و اينكار را از سر تفنن و ماجراجوئي كرده اند !چه اشكالي دارد كه عالمي چون آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي حتي نتواند از بديهي ترين حقوق يك روحاني كه همان تبليغ مباني اسلام غير سياسي (اين تعهدي است كه هر كس مي خواهد ملبس به لباس روحانيت شود بايد با وجدان خود عهد ببندد كه در هر حال اسلام حقيقي را تبليغ واز آن حمايت كند)و برگزاري جلسات مذهبي است ، برخوردار باشد ؟ چه اشكالي دارد كه بچه هاي يك كارگر شريف در اين مملكت شب را با شكم گرسنه بخوابد؟ و....
4) در قسمت آخر سخنان رئيس قوه قضائيه ايران اصولا بر اين نكته پافشاري مي شود كه نيازي نيست همه 70 ميليون ايراني را به زندان بُرد به چند دليل ؛ اولا اينكه زندانهاي رژيم گنجايش اين همه مجرم ! را ندارد .ثانياً ميشود افراد را در خيابانها اصلاح و تربيت كرد (البته با باتوم) و نيازي به صرف هزينه هاي بيت المال براي شكنجه اين افراد نمي باشد! چرا كه در سرزمينهايي چون لبنان و فلسطين اسلام بيشتر در معرض خطر است و بايد كلّي سلاح و مهمات به آنجا فرستاد ! فلذا جا دارد بخاطر ضرب و شتم مادران و دختران ايراني در انظار عمومي و بي آبرو كردن جوانان ايراني (ببخشيد اراذل و اوباش! ) از مسئولين نظام قضائي اسلامي ! ايران، صميمانه تشكر و قدرداني نمائيم !
در پايان جا دارد نگاهي به اين حديث شريف نبوي بياندازيم :
پيامبر اكرم مي فرمايد:((دو قاضي اهل جهنمند و يك قاضي اهل بهشت است. آن قاضي كه حق را بشناسد و طبق آن حكم كند در بهشت است ، و آن قاضي كه حق را بشناسد و تعمداً از آن منحرف شود و يا آن قاضي كه بدون علم وآگاهي قضاوت كند، هر دو در جهنم جاي دارند))
دراين گفتار نبوي از ديد اسلام سنتي ، قضات به دو دسته كلي تقسيم مي شوند. پر واضح است كه با توجه به عملكرد مسئولين نظام حاكم بر ايران، بر هيچكس پوشيده نمي ماند كه آقايان در قضاوتشان نه بر حقند و نه بهشتي . مي ماند گروه ديگر كه اگر آقايان حق را مي شناسند ( كه حتماً مي شناسند) و تعمداً از آن رويگردان مي شوند جاي آنها در قعر دوزخ است و اگر بدون علم و آگاهي بر مسند قضاوت و تصميم گيري درباره حال و آينده اين كشور نشسته اند كه نور علي نور است و ديگر جاي حرفي باقي نمي ماند ليكن طبق فرمايش حضرت رسول اكرم اين طبقه نيز عاقبت خوشي نخواهد داشت. اميدواريم مسئولين حكومت ايران دستشان به پيامبر اسلام يعني حضرت محمد نرسد در غير اينصورت بنا به مصلحت نظام ! ايشان را به جرم اقدام عليه امنيت ملي محاكمه خواهند كرد !!

۱۳۸۶ خرداد ۱۲, شنبه

مسافر من كِى مى‏آيد ؟

هر كس در سفر، عزيزى دارد، نگران اوست و در انتظار خود جدّى بوده و هرگز حاضر به فراموشى آن نخواهد بود. مسؤوليت يك چشم به راه چيست؟ جز آن كه به ياد او سركند و زندگى را در ياد يارش سپرى گرداند؟ مسافرى كه از آن سخن مى‏گويم داراى ويژگيهاى خاصّى است او در يك موقعيّت بزرگى قرار دارد كه تاريخ بشر در تجديد آن عاجز مى‏باشد و تقويم ديروز و امروز و فردا چنين خاطره‏اى را به ياد نمى‏آورد و لذا وظيفه من ايجاب مى‏كند تا به وسعت مقام در اين جستجو و ره‏گيرى، همه وجودم را وقف نمايم و تمام استعداد و احساس و اعصاب و افكارم را بسيج كنم تا كه شرمنده ي آن ستاره ي آسمان خلقت نگردم. من مى‏خواهم شرح اين هجران بنويسم تا با اشكهايم به خوانندگان داستانم بفهمانم كه در فراق عزيزم چه كشيده‏ام و چگونه دلم پرخون شده و چرا آه سرد از قلب داغم بيرون مى‏آيد و زندگى پريشانى پيدا كرده‏ام؛ پس به قصّه جانكاهم توجّه نماييد.
من از وقتى كه به دنيا آمده‏ام همواره غريب و تنها بوده‏ام؛ غربت من بخاطر آن است كه آشناى ايمان و اخلاقم را نيافته‏ام و هرگز نتوانسته‏ام حقيقت آرزوهايم را بيان دارم؛ محرم اسرارم او بوده زيرا كه خودش راز من است؛ هرگز معلّمى نيافته‏ام كه الفباى آفرينش را تعليمم دهد و اوست كه اين منصب را از خداى گرفته است؛ ساختمان وجودم نياز به آب و غذاى ديگرى دارد؛ آبى از جويبار كوثر و غذايى از ماوراى طبيعت كه آن نيز از سفره اين مهربان قيّم به دست مى‏آيد؛ تنم را ميكروبهاى نامرئى، تهديد كرده و هم اكنون در بستر احتضار به سر مى‏برم و چشمهايم به دستهاى شفابخش او خيره گشته؛ روحم در معرض تهاجمات اصوات شيطانى خسته شده و محتاج يك نوازش روحبخش روانكاو هستى است؛ در جنگل دنيا، بى‏حافظ و ناصر، شاهد غرّش درّندگان هستم.

۱۳۸۶ خرداد ۵, شنبه

به موسي و موسائيان زمان

اينجا مصر است
سرزمين خشونت و عصيان
اينجا سرزمين خدايان ست .
امپراتوري فرعون
با كارگراني بي مزد
با كارفرماياني غارتگر ، خائن ، دزد ...
اينجا دروغ چهره گشاده ست
زيرا
از پيام آوران يادي نيست ...
اينجا شب است
با شبرواني همه آواره
با مردماني همه مفلوك ، نادان ، بيچاره .
فرعون
بر تخت پر غرور جنايت نشسته است !
از خيلِ كشتگان
از سيل خون پاك شهيدان
از بردگي
از شهرهاي شب زده ي مصر
از آهِ دردناك يتيمان
از ناله ي زنان
از بغضِ كودكان
از هق هقِ اسيران
او شرمناك نيست
او سر به زير نياورده هيچگاه .
او سربلند و مفتخر و پيروز
شيپور فتح مي نوازد از ديروز ! :
تنديس را پرستش بايد كرد
اي قوم من
اي ملّت نجيب !
تنديس را پرستش بايد كرد !
*********
اي واي ....
مهتاب نيز اين شب خونين را
روشن نمي كند .
ـ امّا نه ، يك جرقّه !
ـ امّا نه ، يك تلالؤ رنگين !
ـ امّا نه ، يك چراغ !
نوري به رنگ وحي خدا بر فراز « طور »
روشن نموده گوشه اي از شب را
و پرتو خدايي آن مي تابد
بر سفره ي شب خون آشام ...
ناگاه
موسي
از لابلاي نور پديدار مي شود ...
موسي سلام بر تو
لختي به من نگر
من بي قرار و در بدرم ، موسي .
من اعتماد را چگونه توانم ؟
من بي هويتم ، موسي
موسي مرا بنام مخوان ، هرگز
در اين جهان چگونه بگويم : من
در اين جهان چگونه بگويم : ما
از ما و من دگر خبري نيست
ـ موسي .
موسي ببين چگونه انسان
ـ انسان دردمند و اسير ما ـ
در سنگري كه از او نيست
و با مسلسلي كه نمي داند از كجاست
در جبهه اي به وسعت بيداد
در مدتي به طول هميشه
سوي برادرانش
ـ انسانها ـ
شليك مي كند ...
موسي در اين زمانه ي بي دردي
من از كدام درد بگويم ؟
من از كدام رنج بنالم ؟
من از كدام غم بسرايم ؟
وقتي كه درد و رنج حديثي نگفتني ست
وقتي كه غم پيام نه از جان شنفتني ست .
با من بيا موسي
در زير چادر آوارگان
يك شب بمان در آنجا
يك شب بخواب با برادران اسيرت ،
نانِ جوين بخور
و آب شور را
با ترس كودكان امّت
مزه مزه كن
آنگاه گوش كن
از امتداد شب
غمنامه هاي شاعر درمانده را كه مي خواند ..
ـ از دشت سياه
تو را اي محمّد
ـ حامي من ـ
آواز مي دهم ...
اي وارث رسالت موسي !
اكنون بيا زميعاد
هارون خموش و خسته و تنهاست
مردم فريب خورده و بيمارند
و سامري وقيح تر از فرعون
گوساله دار پيرِ پليدان است
ـ " برخوان ... ! "
صداي اوست ، خدايا
ـ " برخوان ... ! "
كليم
با قامتي بلندتر از باران
اينجا كنار من
اِستاده با عصاي اساطيري
و چشم هاي ملتهب و سوزان .
ـ " برخوان ... ! "
ـ " برخوان كلام شير خدا را
آنجا كه مي سرايد :
" درد تو در خود توست
درمانت نيز ـ .
ـ " برخوان ... ! "
ـ " چه بخوانم
ـ " برخوان ... برادرم !
برخوان كلام قدسي قرآن را
بر عاشقان و رنجبران و شكستگان
تا پرده هاي شب بدرند از هم
تا تيغ هاي زهرآگين
از دست جانيان بدر آرند
و خون به خون بياميزد
و قلبها به قلب
و دستها به دست
تا ما نظاره گر شويم
پيروزي هميشه ي بيداران را
پيروزي هميشه ي هشياران را . "
بدرود !
بدرود ، موسي ، بدرود .

۱۳۸۶ اردیبهشت ۳۰, یکشنبه

مروري بر انديشه ي دين سنتي

مصاحبه با آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي
گزارشگر : همانطور كه خدمت شما عرض كردم ما اين اطلاعيه را هم امروز و هم ديروز دريافت كرديم در رابطه با نامه اي كه شما براي آقاي سولانا نوشتيد . مي خواستم از حضورتان سؤال كنم كه ابتدا بفرمائيد كه اساساً علتش چه بوده است كه شما اين نامه را ارسال كرديد؟ و انتظار داريد كه از اين نامه چه نتيجه اي بگيريد ؟

آيت الله كاظميني بروجردي : ما به مسئولين كشور مشكلاتي كه در كشور پيدا شده و كشتي وحدت ملي و امنيت داخلي را تهديد مي كند گوشزد كرديم . به رهبر انقلاب به رئيس قوه ي قضائيه به رئيس جمهور ولي جوابي نيامد جز تشديد فشارها و اذيت و آزارها . اين بود كه تصميم گرفتيم حالا كه از آنها جواب نمي آيد و رسانه هاي داخلي هم بايكوت هستند و سانسور شديد دارند و اگر اسمي از من بخواهند بنويسند آقاي « كاف » مي نويسند تا اين حد اجتناب مي كنند از نام و نشان ما در جامعه . من گفتم پس به مسئولين مجامع بين المللي نامه بنويسم و مسائل را در افق بلند تر و وسيع تري مطرح كنم چون اين مسئله شخصي نيست . اولاً مسئله ي خداوند است كه حضرت باريتعالي بندگانش را دعوت كرده هر كس با هر لساني با هر وضعيتي مي خواهد به او نزديك بشود واينها تشديد كردند بر اينكه حتماً بايد از طريق دين دولتي خدا را بپرستيد .
اين دخالت در كار ماوراء و فضولي به مسئله ي خدا پرستي است لذا من نامه نوشتم هم براي دبير كل سازمان ملل هم براي پاپ اعظم هم براي مسئولين پارلمان اروپا و هم براي تمام آنهايي كه احساس وظيفه مي كنند نسبت به عدالت جهاني به وجدان بشريت به تماميت آرمان خداوند در جهان ، بر اين اساس بوده است
گزارشكر : ممكن است بفرماييد چه تفاوت انديشه اي بين شما ، نظرات شما و همچنين حاكميت ، كه باعث شده اين حالتي كه فرموديد ايجاد بشود؟
ادامه ي مصاحبه را اينجا بخوانيد

۱۳۸۶ اردیبهشت ۲۹, شنبه

دين حكومتي يا چالشي بنام استبداد ديني

 سالیان متمادیست که جوامع مدنی ، سیاسی و دینی این مطلب را مورد بحث قرار داده اند که
لازمه یک حکومت دینی چیست؟
رهبر دینی چه خصوصیتی باید داشته باشد؟
چه چیزی باعث می گردد که یک جامعه از دین گریزان شود؟
. دراين بحث سعي داريم به اختصار با مددجویی از کلام انبیاء و اوصیاء به بررسي موارد مطروحه بپردازيم
حفاظت از دین و آماده نگه داشتن جامعه از نظر اعتقادي جهت استقبال از مصلح موعود درعصر غیبت امام عصر (عج) ، یکی از وظایف علماء و مراجع شيعه بوده است. تاریخ گذشته نشان داده است که هر کس به نام دین بر اریکه قدرت بنشيند همواره سعی در حفظ منافع و حکومت خود داشته و به دليل استفاده ي ابزاري از دین و مذهب ، عامل بي هويتي اساس ديانت شده و در نتيجه باعث گریزان شدن جامعه از دین واخلاق می گردد. ما مي گوييم در نتيجه ي سياسي شدن دين ، خداوند باري تعالي در جامعه بي اعتبار مي شود . خدا كه از جامعه برود وجدان مي ميرد . وجدان كه بميرد جرم مي آيد جنايت مي آيد بي آبرويي و بي عدالتي جامعه را فرا مي گيرد . اين كلمات را آيت الله كاظميني بروجردي در كوچه و خيابان فرياد كرد و ديديم كه چگونه مغضوب جنايتكاران مقدس شد . تاريخ مي گويد بنی عباس به اسم خون خواهی امام حسین (ع) حکومت دینی تشکیل داده اما باعث تشديد فجايع و مصائب بر مردم گشته با اين تفاوت كه اينبار هر جنايتي كردند بنام اسلام و در پوشش دين مرتكب شدند . اگر کمی به گذشته برگردیم خواهيم ديد كه حکومت عثمانی به عنوان امپراتوري اسلامي چنان بر مردم سخت گرفت که مردم گروه گروه از دین خدا خارج شدند. پيشواي پنجم شيعيان امام باقر (ع) می فرماید: شیعیان ما سه دسته هستند كه دسته اي از آن به نام ما مردم را می زنند مال مردم را می خورند و بر گرده ي مردم سوار می شوند و حکمرانی می کنند... در این کلام ، ایشان آشكارا به تاريخ معاصر مي گويد: هر کس بنام ما اهل بیت به مردم ظلم می کند از ما نیست. آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی مي گويد: اسلام نگفته است به کسی ظلم کنید ، پیامبر ظالم نیست، ما به دنبال اسلامي هستيم كه با آب و نان مردم كاري ندارد. همواره علماء حقیقی سعی در مطرح کردن دین غیر سیاسی داشتند زیرا در اینصورت است که مردم به دین بدبین نمی شوند و پیوند خود را با خدای خود حفظ می کنند. ابر مرد تاريخ حضرت عیسی مسيح (ع) می فرماید: آن زمانی که دیدید پزشکان دین (علماي ديني ) به دنیا که مجموعه دردها و کثافات است، تمایل دارند ، بدانید که ره گم کرده اند و شما اجازه ندارید که به گردشان جمع شوید. خط فكري تشيع غير سياسي بر اين باور است كه تشكيل حكومتهاي ديني صرفاً مي بايست به اجازه و دستور خداوند باشد و حاكم اسلامي بايد معصوم از لغزش و اشتباه باشد كه اين خصوصيات تنها در پيشوايان معصوم تجلي يافته است . لذا معتقديم كه تشكيل حكومت ديني توسط پيامبر اسلام حضرت محمد و جانشينش علي بن ابي طالب به امر و اجازه ي خداوند بوده است .
قال الصادق (ع) :
مَا خَرَجَ وَ لا یَخرُجُ مِنّا اَهلَ البَیتِ اِلی قِیامِ قائِمِنا اَحَدٌ لِیَدفِعَ ظُلماً اَو یَنعَشَ حَقّاً اِلّا اصطَلَمَتهُ البَلِیَّة ، وَ کانَ قیامَهُ زیادةً فی مکرُوهِنا و شیعَتَنا
امام صادق(ع)فرمود:تا قبل از قيام مصلح ما اهل بيت ، خارج نشده ونخواهد شد كسى بعنوان اصلاح‏طلب تا ستمى را دفع يا حقّى را اثبات نمايد ؛ مگر آن كه باعث فتنه وبلا گردد و قيامش بر عمق گرفتاريهاي مردم بيفزايد .
اگر قرار باشد هر کس از راه برسد پرچمي را بلند كند و حکومتي دینی را تشکیل دهد این سئوال دراذهان نقش مي بندد که اگر در حال حاضر حکومتي دینی و غير باطل وجود دارد ، پس دیگر چه نیازی به تشكيل حکومت حقه مهدوی می باشد؟ در توقیعی از امام عصر آمده است :
به نام خداوند بخشنده مهربان
نفرین خداوند و فرشتگان و مؤمنين بر کسی باد که تعدی به حقوق و اعتبارات ما نمايد.
راستی مگر حقوق این آقا چیست؟ و کیست كه به آنها تعدی مي کند؟ خداوند پرچم هدایت كلي جهان را به دست این عزیز داده است تا حکومتی تشکیل دهد و زمین را از لوث سياست بازان مكّارو بنيانگذاران خط ظلم پاک کند و اوست كه با قدرت خدا داده اش به اذن خداوند دست به اصلاحات كلي و فراگير در گيتي خواهد زد. حال کسی که به بخاطر نَفْسش داعيه ي امامت كند و با مشتي شعارهاي توخالي مردم را فريب دهد ، غاصب اعتبارات این آقا نیست؟ آیا کسی که با عملكرد زشت و غير انساني باعث انزوای دین در جامعه گردد، دشمن این آقا نیست؟ کسی که ولایت خود را برابر با ولایت علی ابن ابیطالب (ع) ميداند و دیگران را به جرم رد این ولایت ساختگي راهی سياهچالها ميکند،غاصب حقوق و اعتبارات امامان آسمانی نیست؟ تشکیل حکومت دینی آنقدر خطیر و حساس است که امام صادق (ع) می فرماید: برای هرمردمي دولتیست و دولت ما در آخرالزمان ظهور خواهد کرد ( اشاره به تشكيل حكومت حقه ي مهدوي ). راستی امام صادق (ع) با داشتن قدرتهای الهی و اعتبارات سماوی وبرخورداري از ولایت تکویني و تشریعی ، چرا به فکر تشکیل حکومت دینی نيفتاده وبرقراري حکومت دینی را در انحصار آخرین سفیر آسمانی اعلام می کند؟ وقتی ايشان مبلغ مهدی است چگونه مدعيان فريبكار به فکر تشكيل حکومتي دینی می افتند که شعائرش تماماً دوري از هوای نفس وبسط عدالت مي باشد. لزوم جدایی دین از سیاست به این معناست كه تا تشکیل حکومت حقه مهدوی، حكومتها خواه نا خواه درگیر آلودگیهای نفسانی و سياسي می باشند در صورتیکه دین الهي مبرای از هرگونه آلودگی و خودكامگي ست . امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: من از شما می خواهم که مرا با سخن زیبای خود مستایید تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم برآیم و حقوق بر جاي مانده را ادا نمايم و واجباتی که بر عهده من است را انجام دهم . پس با من چنان که با پادشاهان سرکش سخن می گویید حرف مزنید...
این کلام گهر بار مولا علی است که خود را با مردم برابر و نفس خود را بر مردم برتر نمی داند و از مردم در حل مشکلات مشورت خواسته است. چگونه است کسانی به اسم ایشان و با غصب ولایت ایشان کمر مردم را شكسته و جامعه را به فقر و ابتذال می کشانند؟ همواره دینمداران سیاست باز سعی در سیاسی نمودن دین خدا کرده تا میل حکومت رانی خود را به نام دین پیش برند و تا جایی حرکت می کنند که ظلم و ستم و دیکتاتوری خود را به نام دین توجیه نموده و خود را جانشینان پیامبر معرفی می کنند! این امر سبب می گردد که دست حاکم سیاسی در تخریب و تغییر چهره ي دین به نفع خود باز باشد. مدعيان دین سیاسی همواره می کوشند با چهره اي عامه پسند بر گرده ي مردم سوار شده و با هیاهو و جنجال مردم را از دست یابی به آموزه هاي وحی محروم کنند و دین را وسیله دنیا طلبی خود قرار دهند. امیر المومنین (ع) می فرماید: عذابهای سنگین روز جزا بر دست و پای روحانی وابسته به دنیا گره می خورد. این هشدار آموزگار وحی است که اختلاط دین و سیاست را بسي خطرناک ميداند. این هشدار جدی به علماء و فقها می باشد که نباید به کار دنیا آنقدر مشغول باشند که از وظيفه ي اصلي خود غافل شوند. آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی در یکی از مصاحبه هایش در جواب سئوالی که از ایشان در زمینه سکوت علماء شده است می گوید: اغلب علماء مال دار و دارای ثروت شده اند و به این دلیل سکوت کرده اند. همواره امام علی (ع) نسبت به متابعت مردم از علماء دين فروشی که جامعه را به انحراف می کشانند هشدار داده است. و باز اشاره می کند که ایمان آورندگان نادان کسانی هستند که از محضر امامان آسمانی دوره شده اند و آگاهان تبهکار اشخاصی هستند که در برابر معلمین رسمی دین که برگزیدگان خدا می باشند اجتهاد در برابر نص می نمایند و بی خبران جامعه را به نفوس خویش می خوانند.

۱۳۸۶ اردیبهشت ۲۵, سه‌شنبه

احضاريه هاي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي

تقريباً تمامي ابلاغيه هاي مربوط به احضار و يا فعاليتهاي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي بصورت شفاهي بوده و هر بار كه از دادگاه وي‍ژه روحانيت خواسته شد تا حكم احضاريه را بصورت كتبي ابلاغ نمايند، امتناع كردند و با تكيه بر زور اسلحه و قدرت به اهداف خود رسيدند و يا اگر با مقاومت ايشان مجبور به صدور احضاريه ي مكتوب شدند، براي كوبيدن ايشان از القاب خيلي پائين در احضاريه ي خود استفاده نموده اند و سپس در بازداشتگاه بر شكنجه ي ايشان مي افزودند و مي گفتند اين بخش از آزار و اذيت ، بخاطر آن ورقه اي كه خواستي مي باشد، پس دفعه بعدي از ما كاغذ نخواه ! پر واضح است كه اگر از تمسخر عمومي نمي هراسيدند و اثباتي در ابلاغيات ظالمانه خود داشتند با شجاعت و جسارت آنرا بصورت مكتوب اعلام مي كردند تا همگان در جريان قرار گيرند .
جهت ديدن احضاريه هاي ديگر اينجا كليك كنيد

۱۳۸۶ اردیبهشت ۲۳, یکشنبه

بيانيه ي ديده بان حقوق بشر

هشتمين ماه از اسارت روحاني آزاديخواه در ايران
آيت‌الله سيد حسين كاظميني بروجردي

ديده‌بان حقوق بشر در اعلاميه‌ها‌ي شماره‌ی 131142006(29 سپتامبر2006) و 131202006(13 اکتبر2006) و 131342006(11دسامبر 2006 ) و 130402007 (30 مارس 2007)دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي و قضائي ايران را بخاطر ده‌ها مورد نقض حقوق بشر در تهاجم به آيت‌الله بروجردي و خانواده و يارانش و رفتارهاي خشونت‌بار بر عليه آنها محكوم كرد و پارلمان اروپا نيز در قطعنامه‌ي 16 نوامبر 2006 خود نسبت به سرنوشت اين روحاني ناراضي ابراز نگراني كرده است. حكومت مستبد ايران تا كنون از ارائه‌ي هرگونه توضيحي خودداري نموده و ايشان را از اقل حقوق انساني محروم نگه داشته‌ است و با نمايش فيلم اعترافات و شايعه ‌سازي‌هاي گسترده و طرح اتهامات دروغ سعي در بي‌اعتبار كردن اين پيشواي مستقل مذهبي و كم ‌رنگ كردن آراء و عقائد ايشان كه با استقبال عمومي مواجه شده بود، داشته است. آقاي بروجردي در مصاحبه‌هاي آخر خود "ولايت فقيه" را "ديكتاتوري ديني" توصيف كرده بود و با استناد به شواهد تاريخي، التقاط ديانت و سياست را باعث ترويج‌خداگريزي و مذهب‌ستيزي دانسته بود كه هم مادیات و هم معنویات مردم را تخریب می‌کند و بهانه‌‌ی دفاع از دین و مقدسات را برای سرکوب هرگونه اعتراضی، به دست دینمداران حاکم می‌دهد.

با تشكر - كميته‌ي مقيم اروپا براي آزادي آيت الله بروجردي
 نيمه‌ي دوم ارديبهشت 1386

حمايت بانوان ايراني از آيت الله بروجردي

حمايت زنان از روحاني ظلم ستيز و آزاديخواه ايران آيت الله بروجردی

اعلاميه ي جهاني حقوق بشر :ماده هيجدهم و نوزدهم
ماده هيجدهم :
هر كس حق دارد كه از آزادي فكر ، وجدان و مذهب بهره مند شود . اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و نيز متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و همچنين شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است . هر كس ميتواند از اين حقوق منفرداً يا اجتماعاً و به طور خصوصي يا عمومي برخوردار شود.
ماده نوزدهم : هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست كه از داشت عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد.

۱۳۸۶ اردیبهشت ۲۰, پنجشنبه

دومين سخنراني آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي ساعاتی قبل از یورش عوامل رژیم به وی

اين ملت مي خواهد آزادانه خدا ي خود را بپرستد، توقع ما چيست ؟
ما از صندليهاي پارلمان نمي خواهيم ،
ما از صندليهاي كابينه نمي خواهيم ،
ما نمي گوييم سهم ما از نفت و گاز و طلا چقدر است ، چرا نداديد؟
ما مي گوييم بگذاريد آن خدايي كه پدران و اجداد ما مي پرستيدند را بپرستيم ،
70 روز است كه در اين منطقه آدم ربايي غوغا مي كند بچه شيعه ها را مي دزدند ، مي برند 209 اوين شكنجه مي دهند كه چي؟
شما اگر زور داريد اعتياد را ريشه كن كنيد ، فقر را ريشه كن كنيد ، فحشا را ريشه كن كنيد ، تبعيض را ريشه كن كنيد ، ظلم را ريشه كن كنيد
چرا زورتان را روي رعيت خالي مي كنيد چرا چنگ و دندان نشان ملت مي دهيد . اين ملت ، به شما آقايي داد ، اين ملت ، به شما عزت داد.
شما در كجاها بوديد ؟
اين مردم شما را آوردند در اين جايگاه ، اين است جبران تلاش مردم .
در ماه رمضان شما اقدام خشونت بار و تروريستي داريد
در سحر و افطار، مردم روزه دار را از خانه مي دزديد ،از خدا نمي ترسيد؟
قدرت داريد براي رعيت؟
قدرت را ببريد براي آنهايي كه مي خواهند نسل شما را در بياورند
الان هم اينجا تهديدها بسيار است.
آن همه نيروكه آورديد اگر بكار مي گرفتيد يك نفر معتاد در ايران پيدا نمي شد يك فقيرو گرسنه پيدا نمي شد
شما سوراخ دعا را گم كرديد ،
مي خواهيد مرا بكشيد با كشتن من مسائل شما حل مي شود؟ بقاء‌ شما تضمين مي شود ؟
اين ملت را سرگردان كرديد ، فقير كرديد ، بيچاره كرديد
اين مردمي كه روي منابع انبوه نفت و گاز و طلا و اورانيوم زندگي مي كنند چرا ندارند؟؟؟
براي اينكه مديريتتان را آورديد براي سركوب مثل من ،
اين من و اين شما ، بكشيد
اما تاريخ در زمينه ي شما قضاوت سنگيني خواهد كرد
الان در اين حركت امروزتان كل جهان متوجه شد ، تمام رسانه هاي جمعي جهان حالت فوق العاده اعلام كرده اند تا اين اخبار را بگيرند
شما خدمت به ديگران كرديد
شمائي كه به جرايدتان مي گوييد چيزي ننويسند به
عواملتان مي گوييد اعلام كنند من اعلام كرده ام امام زمانم
تاريخ را چه مي كنيد؟ ، واقعيتها را چه مي كنيد؟
دنيا الان فهميده مشكل من با شما دين است
من مي گويم دين سنتي شما مي گوييد دين سياسي
ملت دين سياسي نمي خواهد ملت از دين سياسي خسته شده است
ملت دنبال دين آباء اجدادي خويش است
در ماه رمضان افطاري به ما مي دهيد
سرنيزه وگلوله به ما مي دهيد
من از خدا ميخواهم هر چه زودتر منجي عالم را مهدي موعود را به فرياد ما برساند
خدايا ما در اين ماه ميهمان توايم، اينها به ميهمانان تو حمله كردند اينها ميهمانان تورا كتك مي زنند
خدايا خودت كفايت امر ميهمانانت را بگردان
پانزدهم مهرماه 1385

۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۶, یکشنبه

اطلاعيه شماره 11

آخرین اخبار درباره سرنوشت روحانی مبارز و آزادیخواه ایران
آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی
یکی از مسئولین زندان اوین تهران گزارش داد : بدلیل اقدامات گسترده ای که اخیراً مسئولین رژیم تهران در ایجاد حصر و فشار بر آیت الله کاظمینی بروجردی اعمال داشته اند ، تصمیم گرفتم تا ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات ضد بشری ، آخرین وضعیت آیت الله کاظمینی بروجردی را فاش نمایم . این مقام مسئول می افزاید : آیت الله کاظمینی بروجردی هم اکنون شرایط بسیار ناگواری را در زندان سپری می نماید بطوری که اینجانب در تمامی دوران مسئولیّتم ، کمتر زندانی را دیده ام که تا این حد مورد خشم و تهدید عوامل رژیم قرار گرفته باشد . ایشان ادامه می دهد که بدستور مستقیم آقای خامنه ای ، دامنه فشار بر آیت الله کاظمینی بروجردی تا بدانجا رسیده که نامبرده همه روزه به اشکال مختلف مورد اهانت قرار گرفته و با وجود سابقه روحانی بودن ایشان ، وی مجبور به انجام کارهای پَست از جمله نظافت سرویس های بهداشتی زندان و غیره می باشند.


تا لحظه گزارش این خبر آیت الله کاظمینی بروجردی از حق داشتن وکیل ، پزشک و ملاقات با خانواده محروم می باشند.
تهدید ، تعقیب و پیگرد یاران ایشان همچنان ادامه داشته و بدلیل عدم برخورداری از امنیّت کافی ، بچه هایشان قادر به تحصیل در مدارس نمی باشند.
تا این لحظه از سرنوشت چهار تن از یاران زندانی آیت الله کاظمینی بروجردی به نام های علی ده هیجده ، علیرضا منتظر صاحب ، مجید اَلَستی و حبیب قوّتی اطلاع دقیقی در دست نیست.
خانواده آیت الله کاظمینی بروجردی در بایکوت شدید امنیّتی قرار داشته و احتمال فراوان می رود که برای چندمین بار ، توسط نیروهای امنیّتی اطلاعاتی ، به بند 209 زندان اوین منتقل شده باشند.


ياران و پيروان روحاني ظلم ستيز و آزاديخواه ايران
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي
جمعه 13 ارديبهشت ماه 1386 خورشيدي