۱۳۸۶ خرداد ۳۰, چهارشنبه

پشتوانه‏ها

انتخاب وكيل از عالى‏ترين مرجع حقوقى جهان
‏از ديرباز، حقوقدانانى بوده‏اند كه از موضع كاردانى، دفاعيّات سرنوشت‏سازى را از قاطبه متّهمين و يا مظلومين محاكم قضائى، به عهده مى‏گرفتند و حدود انسانى را پاس مى‏داشتند و موجب استرداد حقوق از دست‏رفته گرفتاران مى‏شدند و درخت عدالت را آبيارى مى‏كردند و در مجموع، وكالت به تبعات مختلفى، تقسيم مى‏گردد و مى‏توان گفت كه در تمامى ابعاد زندگى، مفهوم يافته و در بعضى موارد، با كفالت، مى‏آميزد و در شئون گوناگونى از زندگى بشرى، تشكّلات همسو را تدوين مى‏نمايد. مثلاً نان‏آور خانواده، وكيل ايشان در مسائل عمومى بوده و همزمان، آنها را در امر معيشت، تحت كفالت دارد. وكلا در مبحث قضاء، كارى را تقبّل مى‏كنند كه از عهده موكّل برنمى‏آيد و خارج از سرويس‏دهى تخصّصى و فن‏آورى ايشان است و لذا هر قدر كه كانديد مدافع نيازمند، فعّال‏تر و حاذق‏تر باشد، پيشرفت پرونده در مراحل پى‏گيرى آن، سريعتر و قاطع‏تر خواهد بود و اينك، شخصيّتى را به نظرتان مى‏رسانم كه امر وكالت را در افق پهناورى، به عهده دارد كه حوزه كارى او، از مشرق تا مغرب است و موكّلين او در هفت طبقه آسمان و زمين، قرار دارند و همو، روزى دهنده ميلياردها جاندار مى‏باشد كه در عين حال، از وجودشان در اقصى‏ نقاط گيتى، دفاع كرده و بيمه‏كننده آحاد موجودات مى‏باشد و اين فرد واجب‏السّجود، چترى را در عرصه دنيا گشوده كه عناوين متنوّعى را تراويده و خيالتان را از بابت هر نوع نيازى در حال و آينده، راحت نموده، آرى اين تكيه‏گاه قديم، داراى اعتبارات درخشانى چون: صمد، حكيم، جبّار، مكّار، منتقم، وحيد، مجيد، شافى، رزّاق، قهّار، غنى، خالق و حافظ مى‏باشد كه در هر يك از زواياى مراسلاتى و مواصلاتى، حائز نگرش‏هاى ويژه‏اى در خواسته‏ها و حوائج مردم است و در يك كلام، آنكه، هر كه خدا را دارد، چه كم دارد و هر كه خدا را ندارد، چه دارد!؟
ادامه ي مطلب را اينجا بخوانيد

۱۳۸۶ خرداد ۲۹, سه‌شنبه

اطلاعیه

آخرین اخبار درباره وضعیت آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی
به گزارش یک منبع موثّق ، آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی دست به اعتصاب غذا زده است . ایشان از تاریخ 24 خرداد ماه جاری در اعتراض به دلایل ذیل این اعتصاب را شروع کرده است :
1 ـ غیر علنی بودن دادگاه .
2 ـ عدم برخورداری از وکیل .
3 ـ تشدید شکنجه و آزار و اذیت روحی و جسمی ایشان با نظارت 1» حسینی : قاضی پرونده . 2 » احمدی : نماینده ولی فقیه در وزارت اطلاعات . 3 » قدیانی : دادستان دادگاه ویژه روحانیت . 4 » نصرت آبادی : مسئول بازجویان پرونده . 5 » یوسفی : شکنجه گر وزارت اطلاعات
4 ـ تزریق آمپول های مشکوک که اثرات مخربی بر روح و روان داشته و باعث پوکی استخوان و ایجاد اختلالات ریوی و کلیوی می گردد .
5 ـ تحقیر شخصیّتی ایشان در وادار کردن وی به انجام کارهای پست از جمله نظافت روزانه ی سرویس های بهداشتی در زندان.
با توجه به ابتلاء ایشان به بیماری هایی چون پارکینسون ، دیابت ، فشار خون و بیماری قلبی و عروقی وضعیت ایشان بسیار نگران کننده است .
از تمامی آزادیخواهان و فعالان حقوق بشر عاجزانه استمداد می طلبیم تا از طریق مجاری حقوقی و قانونی نسبت به سلامتی ایشان اطمینان حاصل نمایند .

۱۳۸۶ خرداد ۲۸, دوشنبه

بيانيه ي جهاني

آيت الله كاظميني بروجردي خواستار صدور قطعنامه اي توسط شوراي امنيت سازمان ملل در حمايت از آزاديهاي ديني گرديد
عقربه هاي ساعت همچنان كه زمان را پيش مي رانند ، جهان كنوني ما هر لحظه در حصار نابودي قرار ميگيرد . پس بر تمام نسل بشر است تا با همصدايي و همياري ، پايه هاي استبداد حاكم براين كره ي خاكي را بزير كشند .
آنگونه كه در سايتهاي خبري دنيا نيز منتشر شده است ، سومين دادگاه غير علني آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و يارانش روز يكشنبه 27 خرداد 1386 برابر با 17 ژوئن 2007 در بي خبري محض برگزار گرديد در حالي كه در اين دادگاه نه از وكيل متهمان خبري بود و نه از خبرگزاريهاي داخلي و خارجي . در اين دادگاه غير علني كه بگفته ي بعضي سايتهاي خبري منجر به ضرب و شتم آيت الله كاظميني بروجردي و يكي از يارانش بنام عليرضا اربابي توسط مأموران دادگاه گرديد . آيت الله كاظميني بروجردي فرياد مي زدند : فقط وكالت خانم شيرين عبادي را قبول دارم و مي بايست دادگاه من و يارانم در فضايي آزاد و علني برگزار گردد و اين در حالي است كه مقامات رژيم غير دمكراتيك ايران درسايتها و خبرگزاريهاي داخلي خود به دروغ اعلام كرده بود كه حكم آيت الله كاظميني بروجردي حداقل تا دوماه آينده نيز صادر نمي شود و پرونده ي ايشان در دست بررسي است .
بگزارش يكي از مسئولين دادگاه ويژه ي روحانيت كه نخواست نامش فاش شود ، ضمن اشاره به وضعيت بحراني آيت الله كاظميني بروجرد ي ، دسترسي ايشان به پزشك و امكانات پزشكي را بسيار ضروري دانست .
آيت الله كاظميني بروجرد ي خواستار صدور قطعنامه اي در شوراي امنيت سازمان ملل براي آزادي هاي اعتقادي و ديني گرديد . ايشان اشاره نمود كه لازم است نمايندگاني از ديده بان حقوق بشر و سازمان عفو بين الملل به ايران فرستاده شود تا با ايشان ديدار كنند و با حقايق آشنا شوند تا جهانيان بدانند در ايران چه مي گذرد . وي ضمن اعتراض شديد به سازمانهاي مدافع حقوق بشر دنيا مي افزايد : اين سازمانها صرفا نبايد به صدور بيانيه و قطعنامه اكتفا كنند و مي بايست براي حمايت از حقوق بشر دنيا ، با جديت وارد عمل شوند . ايشان خواستار طرح شكايتي در دادگاه بين المللي لاهه براي احقاق حقوق 70 ميليون ايراني دربند شدند .
ايشان بعنوان مردمي ترين پيشواي مذهبي ايران معتقدند كه اجراي حد بايد برداشته شود و هر كس آزاد است آن ديني را كه مي خواهد ، داشته باشد . تمامي آزاد انديشان ، سازمانها و فعالان حقوق بشر بايد بدانند ايشان تنها روحاني است كه دربرابر حكومت غير مردمي ايران ايستاده است و از جان و مال و همسر و فرزندانش گذشته ، تا به هموطنان ايراني دربند كمك كند . ايشان تنها كسي است كه مي تواند حقايق اين رژيم فاشيستي را افشا نمايد ( دقت نماييد ) در صورت پشتيباني لازم از ايشان ، وي مي تواند حكومتيان را روسياه كند . اگر قطع نامه اي در حمايت از ايشان صادر نشود ديگر هيچ كس نمي تواند جلوي اين استبدادگران مذهبي مقاومت نمايد . ايشان آخرين نقطه ي اميد حقوق بشر است

نامه ي مهم و تازه منتشر شده اي از دكتر كامران قاسمي

دكتر كامران قاسمي ، اديب و فيلسوف زنداني كه به تازگي از اوين آمده ، مشاهدات خود را در روز حمله نيروهاي مسلّح به منزل پيشواي دين سنّتي و هوادارانش ، ارسال داشته و تحليل حقوقي و سياسي خويش را ارائه نموده ، ايشان كه عازم خروج از كشور است مي گويد ؛ اكنون كه انواع فشارها تحت عنوان قوانين ديني به زنان ايران در جهت پوششهاي ايذائي ، وارد مي آيد و آزادي فردي و اعتقادي ، زير پاي سياست گذاران افراطي حاكم قرار گرفته ، قدر و منزلت رهبر مذهبي زنداني ايران ، مشخّص ميگردد .
او كه مخالف مذهب دولتي است و بر سر مبارزه با دين سياسي ، تمام موجودي خويش را سرمايه كرده ، حاضر به قبول حاكميّت آئين تحميلي 22 بهمن 57 نگرديد . اين روحاني آزاديخواه كه مخالف اختلاط دين و سياست است ، فرزند يكي از علماي بزرگ پايتخت ميباشد كه آن مرجع مظلوم نيز ، پنج سال قبل به طور مرموزي ، كشته شد و سپس مقبره اش نيز با خاك يكسان گرديد . آيت الله آقا سيد حسين كاظميني بروجردي ، معتقد به آزادي فكري و عقيدتي است . او ميگويد : ملّت ايران ، حق دارند كه از ديانت قبل از انقلاب ، پيروي كنند .
او فرياد ميزند كه قبل از اين انقلاب ، اسلام ، عزيز بود و مسلمين ، در پيروي از آئين پدري خويش ، راسخ و پايدار بودند .اكنون ثمره دخالت سياست در ديانت ، سوء ظّن جامعه به خداست و سردي بازار مذهب و فرو پاشي عقائد الهي در سطوح كلّي جامعه .
من در شب حمله به منزل اين سرباز از خود گذشته ي وطن ، براي ارزيابي سياسي منطقه به جوّ اجتماعي ، به محل سكونت او رفتم . از فواصل بسيار ، ستونهاي نظامي و انتظامي را ميديدم كه در حال آماده باش و يورش بودند . آرايش نيروي انتظامي ، بسي هولناك بود و ميدان انقلاب و خيابان آزادي ، كاملاً شكل جنگي به خود گرفته بود . دقيقاً و يقيناً ، اين تهاجمات ازحمله به كوي دانشگاه ، فراتر و وسيعتر بود .
دو سمت ورودي خيابان منتهي به منزل رهبر مذهبي زنداني ايران در حصار نيروهاي ويژه ماسك دار بود كه آماده قتل عام بودند . در پشت ستونهاي نظامي ، مردم جمع شده بودند و اجازه نزديك شدن نداشتند و در كنار اين روحاني كفن پوش ، هزاران نفر با شمشير ازدحام كرده بودند و فرياد مرگ بر اختناق ، سر ميدادند . در اين جمعيّت ، زن و مرد و پير و جوان مشاهده ميشد . پيشواي مذهب سنّتي با خانواده اش به ميدان آمده بود . او مرتب فرياد مي زدكه خدا را در جايگاه اتهام ، قرار داده اند . ما ميخواهيم آفريدگارمان را ياري كنيم . او چند روز قبل در نامه اي به سازمان ملل ، خواستار صدور قطعنامه اي در دفاع از حقوق بشر ديني ايران شده بود و در نامه اي به پاپ اعظم ، خود را مدافع پروردگار جهان ، خوانده بود و خواهان حمايت تمامي مذاهب رسمي دنيا ازجنبش خويش بود . او در نامه ديگري به پارلمان اروپا ، خواستار مداخله مسئولين حقوق بشر در زمينه آزاديهاي اعتقادي شد .
حرف حساب اين انديشمند الهي چيست ؟ چرا از بين اين همه علماء ديني كه راحت به زندگي خوب و خوش ادامه ميدهند و بعضاً در بهشت دنيائي خويش ، غوطه ورند . اين پيشواي پنجاه ساله به درياي خطر افتاده و خانواده و نزديكانش را به مسلخ ديكتاتور برده و آرام و قرار را بر خويش ، حرام نموده و شكنجه گاه را بر رفاه و راحتي ، ترجيح داده است ؟
او مردم دوست و وطن گرا است ، از ستم شاكي است و بر ستمكار مي خروشد . شنيدم كه مادرش در وقت حملات نيروهاي مسلّح مورد اصابت گازهاي كشنده قرار گرفته و بعد از چندي فوت نموده و اجازه برگزاري مراسم ختم و يادبود هم ندادند .
در آن شب ،چيزي از منزلش باقي نماند و تمام اثاث خانه گلوله باران گرديد و تمام اسناد و مدارك شخصي شان ربوده گرديد . به گزارش نگهبان اوين ، در سحر نيمة مهر 85 دهها اتوبوس ، مردم مضروب و مصدوم را كه با باتوم و زنجير و كابل و اسلحه گرم ، گرفتار شده بودند و در خون مي غلطيدند را به سلولهاي انفرادي بند 209 اطّلاعات بردند كه در اين بين ، بچّه هاي چند ساله و اطفال چند ماهه ديده مي شد كه از جمله ، نوه آيت الله كاظميني بروجردي كه در 8 ماهگي به سر مي برد و از ناحية ريه ، آسيب ديده بود ، تاريخ را گزارشي مخوف دادند و تقويم را رنگ حقيقي زدند تا آيندگان ، بر سفره اعتراضات صاحبان وجدان بنشينند و انسانيّت را در اعماق وجود ، پاس نهند .
من در بند عمومي بودم و از ديدن اين روحاني عاشق مردم ، محروم بودم ولي ازنگهبانان و پرستاران زندان اوين ، حال و روز او را جويا مي شدم و از وخامت احوالش در موارد تنفسي و رواني و ارتوپدي ، آگاه مي گشتم .
حال كه ملّت ايران از هر سو مورد اذيّت و آزار قرار گرفته اند لازم است كه شوراي امنيّت سازمان ملل ، فكر اساسي براي آزادي ديني ايران كند و براي نجات اين روحاني زنداني ، حركت مؤثر و حساب شده اي را اعمال كند . سازمان عفو بين الملل ، چگونه در برابر تحميل عقائد دين سياسي ساكت مي نشيند و اعتراض نمي كند ؟ ديده بان حقوق بشر ، در برابر مهم ترين مسئلة انساني قرار دارد كه عبارت از حق انتخاب در پرستش خداوند . هر كس بايد بتواند به هر شكلي كه مي خواهد خداي خويش را بپرستد . هيچ حكومتي نبايد آئين خاصّي را بر مردمش ، تحميل نمايد .
اعتلاي نام سيّد حسين كاظميني بروجردي ، احترام به خداي موسي ، عيسي و محمّد (ص) و زرتشت است ، او به نيابت از همة اديان آسماني ، از پيروان مذاهب الهي دفاع كرده و اكنون در بدترين شرايط جسمي و روحي قرار دارد ، خانواده اش بي خانمانند و عزيزانش در بند تهديد و تعقيب و فشار مي باشند . به داد مردم ايران برسيد كه اگر از ايشان به عنوان روحاني آزاديخواه و مخالف دخالت سياست در دين ، حمايت نشود و به ايشان مصونيّت جاني و ديني داده نشود ، هيچ احدي ديگر جرأت دفاع از اين مردمان را ندارند .

۱۳۸۶ خرداد ۲۷, یکشنبه

مرجع درباري به ملكوت اعلي پيوست !!!

در خبرها خواندید که آیه الله فاضل لنکرانی در محلی ! درگذشتند و به دیار باقی شتافتند ، احتمالا ضایعات این فقدان ، جبران ناپذیر خواهد بود و شاید تا سالیان سال نشود کسی دیگر مثل فاضل لنکرانی پیدا کرد و البته احتمالش هم هست دیگر کسی مثل او پیدا نشود ، عالم فقیه و وارسته ای که در سالهای اخیر یک تنه مثل ریگ بیانیه صادر می کرد وبا ذره بینی خاص همواره مشغول دیده بانی اسلام بود و از کف زدن دانشجویان مثلا در سالگرد دوم خرداد در سال 1378 در ماه محرم را طی بیانیه ای به جهان اسلام تسلیت می گفت و یا رای دادن به ناطق نوری را برای ریاست جمهوری زنده نگه داشتن اسلام دانسته ، همین عالم نورانی و پیرو شیعه علی در حالیکه امت مسلمان و بی نوای ایران در فقر و فلاکت غوطه ورند وبسیارند کسانی که برای سیر نگه داشتن شکم زن و بچه شان کلیه خودشان را می فروشند در بیمارستانی در لندن درگذشتند ، حتما شیر توشیرِ خبری و اطلاع رسانی در محل فوت ایشان را از سوی خبر گزاری ها خوانده اید اگر ندیده اید اینجا را ببینید اما می دانید چرا ؟ چرا نمی خواستند اعلام کنند که حضرت آیه الله فاضل لنکرانی در لندن ودر بیمارستان کرون ول فوت نموده اند ؟ برای اینکه اینجا را ببینید ! بله همه مسئله اینجاست ، این فقیه وارسته در بیمارستانی بستری شده اند که بطور متوسط هر شب هزار پوند معادل یک میلیون و ششصد هزار تومن هزینه اش بوده است البته این فقط هزینه بستری و بقول معروف پول تخت است ها و باید خرج درمان وعمل هم اضافه بشود ! دیگه خودتان تا تهش رو بخونید دیگه
ازوبلاگ گفتني ها (امير فرشاد ابراهيمي ) .

۱۳۸۶ خرداد ۲۵, جمعه

اطلاعيه

پس از اعلان حكم اعدام شش تن از ياران آيت الله كاظميني بروجردي بنامهاي :
1- مسعود سماواتي
2- عليرضا منتظر صاحب
3- علي شهرابي
4- حبيب قوتي
5- احمد كريميان
6- مجيد الستي
تلاشهاي بسياري براي تاييد خبراعلام شده صورت گرفت. اما بدليل تكذيب رسمي دادستاني دادگاه ويژه روحانيت مبني بر صدور چنين احكامي، همچنين بدليل وجود سانسور شديد در اين رابطه، تا اين لحظه اسامي 6 نفر اعلام شده تاييد نمي گردد.
عقب نشيني رژيم تهران درباره ي صدور حكم اعدام آيت الله كاظميني بروجردي
سايت همبستگي بنقل از دادستاني ويژه روحانيت روز جمعه 25خرداد 1386 در خبري تحت عنوان تكذيب خبر اعدام كاظميني بروجردي آورده است :
« يك مقام آگاه در روابط عمومي دادستاني ويژه روحانيت، شايعات اخير مبني بر صدور حكم دادگاه كاظميني بروجردي را تكذيب كرد. به دنبال انتشار خبر صدور احكام سنگين براي كاظميني بروجردي و برخي نزديكان او در دادگاه ويژه روحانيت، يك مقام آگاه در روابط عمومي دادستاني ويژه روحانيت در گفت و گو با آفتاب اين خبر را تكذيب كرد و گفت: روند رسيدگي به اين پرونده همچنان ادامه دارد و هنوز هيچ حكمي براي هيچ يك از متهمان اين پرونده صادر نشده است. گفتني است به تازگي در برخي از سايت‌هاي اينترنتي شايعاتي مبني بر صدور حكم اعدام براي كاظميني بروجردي، كه از تابستان سال 85 در زندان به سر مي‌برد منتشر شده است »
انتشار اين خبر گوياي حقايقي ست از واهمه ي رژيم تهران در برخورد با قشر روحانيت اصيل مردمي و غير سياسي ‌و همچنين بيانگر رد افسانه شكست ناپذيري رژيم در برابر اتحاد ملي مي باشد . ساعاتي پس از انتشار خبر اعدام آيت الله كاظميني بروجردي و تعدادي از يارانش ، شاهد همبستگي بي سابقه ي ايرانيان داخل و خارج از كشور در حمايت از آيت الله كاظميني بروجردي و تقبيح دادگاه غير قانوني ويژه ي روحانيت در باره ي صدور چنين احكامي بوديم .
باز هم يادآور ميشويم كه همصدايي ملت بزرگ ايران در افشاي جنايات رژيم غير اسلامي ايران ، پيام روشني براي دولتمردان اين نظام دارد و آن اينكه دوره ي استبداد ديني بپايان رسيده و اگر سياست مداران اين نظام ، اقدامي در جهت بازسازي و اصلاح سياستهاي ضد ميهني و ضد ايراني خود نكنند عواقب ناخوشايندي در انتظار آنان خواهد بود .
آزادي هر چه سريعتر آيت الله كاظميني بروجردي و ياران ايشان ، بهترين راهكار براي دولتمردان رژيم تهران براي خروج از باتلاق پيش آمده مي باشد .

۱۳۸۶ خرداد ۲۴, پنجشنبه

آخرين گزارشات درباره ي دومين جلسه ي دادگاهي غير علني آيت الله كاظميني بروجردي و يارانش
بنابر گزارشات واصله دومين جلسه ي دادگاهي آيت الله كاظميني بروجردي و ياران ايشان در جوي كاملا غير عادلانه و متشنج روز چهارشنبه 23 خردادماه 1386 برگزار گرديد .
طي برگزاري اين دادگاه غير قانوني ، آيت الله كاظميني بروجردي كه بعلت بيماريهاي متعدد قادر به ايستادن نبود و بسختي سخن مي گفت ، در دفاعيه اي كه در نهايت به مشاجره با قاضي پرونده انجاميد ضمن رد تمامي اتهامات وارده بخود و يارانش گفت : باز هم مي گويم اختلاف من با حكومت از جنس مشاجرات سياسي امنيتي نبوده و صرفا اختلاف اعتقادي ست ولي شما تلاش مي كنيد مسير پرونده را منحرف كنيد .
لازم بذكر است در اين جلسه ، فردي روحاني كه گفته مي شود از طرف دادگاه بعنوان وكيل تسخيري پرونده تعيين شده بود ، حضور داشت . آيت الله بروجردي در ادامه ي دفاعياتش گفت : من اين وكيل تسخيري و تحميلي را قبول ندارم . ايشان همچنين خواستار برخورداري از حق انتخاب وكيل ، برگزاري دادگاهي منصفانه و علني و برپايي مناظره اي آزاد با مسئولين بلند پايه ي نظام در راديو و تلويزيون گرديد . همچنين بگزارش يك منبع غير موثق اسامي 6 تن از ياران ايشان كه به اعدام محكوم شده اند بشرح ذيل اعلام ميگردد در حالي كه تا اين لحظه از اسامي ديگر متهمان پرونده اطلاعي در دست نيست :
1- مسعود سماواتي
2- عليرضا منتظر صاحب
3- علي شهرابي
4- حبيب قوتي
5- احمد كريميان
6- مجيد الستي
از تمامي مجامع و سازمانهاي مدافع حقوق بشر استدعا داريم با توجه به وضعيت جسماني آيت الله كاظميني بروجردي و نياز عاجل ايشان به معاينات و مداواي پزشكي ، اين دادگاه غير قانوني را محكوم كرده و خواستار برپايي دادگاهي علني و منصفانه شوند .

۱۳۸۶ خرداد ۲۳, چهارشنبه

محضر آيات عظام ، علماي واصل و فقهاي جامع الشرايط

آقايان وحيد خراساني و صادق روحاني ( دامت بركاتكم )
سلام عليكم
در حالي اين رنج نامه را تحرير مي كنيم كه تاريخ معاصر شاهد اِعمال اوج خشونتها و بيعدالتي بر ماست . امير المؤمنين علي (ع) در تحليل بازار دين در عصر غيبت امام عصر مي فرمايد : « فان هذا الدين قد كان اسيراً» همانا اين دين مظلومِ اسلام ، در عصر غيبت ، تا آمدن فرزندم مهدي اسير دست نامردان و نااهلان سياست باز مي گردد . در اين برهه ي حساس كه شاهد به تاراج رفتن اخلاق و فرهنگ اعتقادي شيعي در كشور هستيم ، اعلان حضور بزرگاني چون حضراتعالي مي تواند سدي در برابر غاصبين ولايت حقّه ي علوي باشد . سكوت در برابر ظالم همواره منفور و مطرود است واين را ابر مرد تاريخ ، علي (ع) به ما آموخت .ما پيروان شخصيتي هستيم كه هيچ گاه با خط ظلم سازش نكرد و همواره مدافع طبقه ي پايين و دردمند جامعه بود .
همانگونه كه مستحضريد هم اكنون آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و تعدادي از پيروانش به جرم خداجويي و اسلام خواهي به بدترين نوع مجازاتها يعني محكوم به مرگ شده اند ! پيشواي چهارم شيعيان امام سجاد ميفرمايد : پروردگارا مرا همچون مشت محكمي قرار بده تا پاسخ زورگويان را بدرستي بدهم و زبانم را براي برخورد متقابل با بدخواهان محكم گردان و از امدادهاي غيبي ، لبريزم فرما . ( صحيفه ي سجاديه )
و اينك اين فرزند بيست و هفتم امام سجاد است كه بدليل تمسك به فرهنگ آباء و اجدادي در چنگال درندگان است . اي حافظان شجره پاك انبياء ، « اجيبوا الملهوف » دردمندِ مضطر را اجابت كنيد . ما شما را بازماندگان خط مرجعيت اصيل ميدانيم فلذا سكوت شما را جايز نمي دانيم . از شما استمداد مي طلبيم كه با قدرت و نفوذ معنويتان از اين فرزند رسول حمايت كنيد . وقتي بنام اسلام شكنجه مي شود و بنام ولايت مطلقه ي فقيه به نواميس مسلمين تعرض مي گردد ، ديگر چه جاي سكوت است ؟!
شخصيتي كه طي چهارده سال تلاش مخلصانه براي ترويج و اشاعه ي فرهنگ مهدوي در جامعه ي شيعي ايران ، ايثار و مجاهدت نمود اكنون به اتهام « مفسد في الارض » گرفتار است !!!
گناه بروجردي اين است كه نمي خواهد دين آباء و اجدادي خويش ( دين سنتي ) را آلوده به خيانت ، خشونت ، و سياست كند . گناه بروجردي وجدان بيدار اوست و بهمين دليل لحظه اي در برابر ظلم و خود كامگي ، اسير سياست بازي و مصلحت انديشي هاي رايج نگرديد .
ياران و پيروان روحاني آزاديخواه و ظلم ستيز ايران
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي

بیانیه ی عفو بین الملل در مورد آخرين وضعيت آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي

بر اساس گزارشات دريافتي ، آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و 17 نفر از يارانش دراولين محاكمه ي غير علني خود در دادگاه ويژه روحانيت محكوم به اعدام گرديد.
بنابراين گزارشات ، اتهامات وي بيش از 30 فقره بوده كه اهم آنها عبارتنداز : محاربه و اقدام عليه امنيت ملي ، نامشروع خواندن ولايت فقيه ،ارتباط با چهره هاي شاخص ضد انقلاب وجاسوسي از اوضاع داخلي كشور، بكار بردن واژه ي « ديكتاتوري ديني » بجاي « جمهوري اسلامي » در سخنراني ها و مصاحبات خارجي خود و ... و بدين دليل به اعدام محكوم گرديده است
سازمان عفو بين الملل اطلاعات چنداني در رابطه با 17نفر از ياران ايشان و جزئيات آن ندارد.همچنين گمان مي رود كه 62نفر از پيروان ايشان در 13ژوئن به اعدام محكوم شوند. گزارشات نشان مي دهد كه آيت الله كاظميني بروجردي در حالي دردادگاه حاضر شد كه از بيماري پاركينسون ، ديابت ، فشار خون بالا و مشكلات قلبي به شدت رنج مي برد.
وي در بند209زندان اوين بازداشت و از حق استفاده از هرگونه امكانات پزشكي براي درمان محروم مي باشد.
آيت الله كاظميني بروجردي در 19فوريه در اعتراض به وضعيت مخوف و ترسناك زندان اوين ونيز ممانعت مسئولين زندان از ملاقات ايشان با مادرش ونيز شركت در مراسم تدفين وي ، دست به اعتصاب غذا زده بود.
وي در طول باز جويي هايش مورد شكنجه قرار گرفت .
شنيده مي شود كه ايشان در دادگاهي كه ماه مارس تشكيل شده بود ، در حالي حضور يافت كه قادر به راه رفتن نبود و نيز علائم ضعف وسرفه هاي همراه با خون در ايشان مشاهده مي شد.
آيت الله كاظميني بروجردي به همراه بيش از 300 نفر از پيروانش در 8 اكتبر2006در منزلش در تهران دستگير شد . مادرِ 80 ساله اش نيز از جمله ي دستگير شدگان بود كه در زندان مورد شكنجه و آزار قرار گرفت .
حمله به ايشان به طرز وحشتناكي توسط نيروهاي امنيتي اتفاق افتاد ، تصور مي شود كه همه دستگير شدگان جز 4 نفر از آنها آزاد شده اند.عفو بين الملل اطلاعاتي در رابطه با فرزند ارشد ايشان( سيد مهدي ) كه در 18 فوريه دستگير شد و همچنين آن4نفرديگر در اختيار ندارد.

اطلاعات پشت پرده
آيت الله كاظميني بروجردي مدافع جدايي دين از سياست مي باشد . وي مي گويد از سال 1994مكررا از سوي دادگاه ويژه روحانيت فرا خوانده ميشده و همراه ساير زندانيان در زندان اوين در بازداشت به سر مي برده و همچنين گزارش شده كه بيماري هاي قلبي وكليوي ايشان در اثر شكنجه هاي شديد در زندان شدت يافته است.
پدر آيت الله كاظميني بروجردي روحاني اي برجسته بود كه ايشان نيز از پذيرفتن دين سياسي ( ولايت فقيه ) كه ويژگي برجسته قانون اساسي ايران ميباشد خودداري ميكرد وي در سال 2002در گذشت (به مرگ مشكوك ) و مقبره ي ايشان كه واقع در مسجد نور ميدان خراسان تهران مي باشد مورد بي حرمتي ( تخريب ) دولت قرار گرفته است .
دادگاه ويژه رو حانيت كه عملكردش خارج از چارچوب قوه قضايي است در سال 1987 توسط آيت الله خميني براي محاكمه روحانيون شيعه ايران تأسيس گرديد. رويه ي اين دادگاه با استانداردهاي بين المللي تفاوتهايي دارد از جمله آنكه : نامزدهاي آن تنها با تاييد رهبري رسميت مي يابند و نيازي به داشتن شرايط قانوني لازم نمي باشد. همچنين اين دادگاه اين اختيار را دارد كه قوانيني چون شلاق و اعدام را تصويب كند.

اقدامات پيشنهادي :
لطفا تقاضا هاي خود را ( به زبانهاي انگليسي ، عربي ، فارسي و يا زبان خودتان ) فوراً ارسال كنيد.
در خواست فوري براي تخفيف حكم اعدام بروجردي و 17نفر از يارانش.
بيان اينكه محاكمه ايشان در دادگاه ويژه روحانيت خارج از چارچوب هاي استاندارد بين المللي است.
بيان اينكه آيت الله كاظميني بروجردي تحت شكنجه قرار گرفته ودر خواست بررسي بي طرفانه احكام صادر شده با روشهاي مورد نظر ايشان .
در خواست آگاهي از وضعيت آيت الله كاظميني بروجردي و تضمين اينكه ايشان از امكانات پزشكي لازم برخوردار خواهند بود .
در خواست تو ضيح بيان وضعيت قانوني سيد مهدي كاظميني بروجردي .
در خواست مقتدرانه براي افشاي جزئيات در مورد مطالب فوق در رابطه باآيت الله كاظميني بروجردي .
در خواست آزادي بازداشت شدگان مگر اينكه آنها مرتكب جرمي قابل قبول شده باشند و نيز درخواست محاكمه بي طرفانه و منصفانه آنان .
درخواست بررسي وضعيت همه ي بازداشت شدگاني كه تنها به جرم بيان اعتقادات مذهبي و حمايت از آيت الله كاظميني بروجردي كه از امكان برخورداري از حق داشتن وكيل محروم مي باشد، و نيز آزادي فوري آنان .

تقاضا به:
رهبر جمهوري اسلامي
جناب آقاي سيد علي خامنه اي دفتر مقام رهبري
Email: info@
leader.ir
istiftaa@wilayah.org

ريس جمهور
جناب آقاي محمود احمدي نژاد
تهران،تقاطع آذربايجان ميدان فلسطين،رياست جمهوري
Email: dr-
رونوشت :
برای ريس مجلس
غلامعلي حداد عادل
جمهوري اسلامي ايران،تهران ،ميدان بهارستان ، مجلس شوراي اسلامي
Email: hadadadel@majlis.ir
و نيز سفير ايران در كشورتان
لطفا تقاضاهاي خود را سريعا بفرستيد اگر تقاضاي خود را بعد از 17 جولاي 2007 مي فرستيد با دبيرخانه ي بين المللي يا بخش اداريتان هماهنگ كنيد
متن انگلیسی را اینجا بخوانید
ahmadinejad@president.ir

۱۳۸۶ خرداد ۲۲, سه‌شنبه

اطلاعيه ي جهاني

صدور حكم اوليه‌ي اعدام براي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي و تعدادي از يارانش
به گزارش منابع موثق ، روز يك‌شنبه 20 خرداد ماه 1386 اولين دادگاه رسمي آيت الله كاظميني بروجردي و بيش از 80 تن از يارانش در سه شعبه‌ از دادگاه ويژه‌ي روحانيت واقع در خيابان زعفرانيه‌ي تهران، بطور غيرعلني و بدون برخورداري از حق داشتن وكيل برگزار گرديد. بعد از تفهيم اتهامات ، حكم اوليه‌ي اعدام آيت الله بروجردي و 17 نفر ديگر از متهمين پرونده ، ابلاغ گرديد و ساير متهمين به مجازاتهاي سنگين و طولاني مدت محكوم شدند . بنابر گزارش نزديكان آيت‌الله بروجردي، اتهامات وي بيش از 30 فقره بوده كه اهم آنها عبارتند از:
1- محاربه و اقدام عليه امنيت ملي2- برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام3- نامشروع خواندن "ولايت فقيه" 4- نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد5- متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاري در دين و دروغگوئي6- ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي براي آنها از اوضاع داخلي كشور7- متهم كردن مسئولين بلندپايه نظام در كوتاهي نمودن نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي8- ساختن دين جديدي به نام "دين سنتي" 9- سوء استفاده از لباس روحانيت10- استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و ...
بگزارش شاهدان عيني ، آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي در حالي كه آثار ضعف جسماني و جراحات شديد بر بدنش كاملا مشهود بود و به شدت از بيماري پاركينسون رنج مي‌برد و به سختي سخن مي‌گفت، قاضي و دادستان را مخاطب قرار داده و در دفاع از خود و يارانش به اين گفتار بسنده كرد كه :
من در سالهاي 1374 و 1379 نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم. جرم حقيقي من مسائل سياسي و امنيتي نيست. اختلاف من با حكومت، اعتقادي ست. اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي ، شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و "ولايت فقيه" را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد.
لازم به ذكر است آيت الله بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،اما تا كنون اقدامي عملي جهت حمايت و احقاق حقوق وي و يارانش صورت نگرفته است . بدينوسيله به سازمانهاي مدافع حقوق بشر و خبرگزاريهاي جهاني هشدار مي‌دهيم كه تاريخ در برابر هرگونه سكوت و بي‌توجهي شما، قضاوت تلخي خواهد داشت.
22 خرداد ماه 1386 خورشيدي برابر با 12 ژوئن 2007

نامه آیت الله بروجردی به تمامي آزاديخواهان، مجامع بين المللي و سازمانهاي مدافع حقوق بشر

این نامه به قلم آیت الله كاظميني بروجردی در شرایطی که سخت بیمار بوده‌اند تحریر شده و با مساعدت مسئولین بیمارستانی که ایشان بخاطر حمله قلبی چند روز به آنجا منتقل شده بودند و به درخواست خود آيت الله بروجردی انتشار یافته است. بر طبق گزارش مربوطه ، آيت الله بروجردی که از بیماریهای قلبی و قند و فشار خون و پارکینسون شدیدا رنج می‌برد ، در آستانه برگزاری دادگاه خود و تعداد زیادی از یارانش كه از بیستم خرداد ماه 1386 شروع مي‌شود درخواست کمک از مجامع حقوقی و سازمانهای خبری بین‌اللملی دارد و اعلان کرده است که:
من به عنوان روحانی بازمانده از اسلام اصیل که هزار و چهارصد سال قدمت دارد همچون اجداد خویش مخالف "دين حکومتي " می‌باشم و حاضر به هرگونه مناظره رسمی با رهبران آن بوده و هستم.

متن نامه ي آيت الله بروجردي
سلام عليكم :
حقير طّي سي سال گذشته به گواهي انبوهي از سينه هاي سوخته ي متمسكين به ولايت الله و شهادت تك تك موهاي سپيدم ، جواني و طراوت عمرم را به تبليغ دين اجداد معصومم هديه كردم و هرگز خدمت به بندگان خدا را ترك ننمودم و رفض دنيا را فراموش نكردم و بي توقع و مزد در گرما وسرما حتي در زير بارش موشكها و بمبارانها ترك مسئوليت نكردم و اوراق تقويم ماسبق شاهدند كه اهل سياست نبودم و ميلي به تصدي امور دولتي نداشته ام و حافظ نصايح آباء مظلومم در طرد دين سياسي بوده ام . در سال گذشته به روياروئي هاي تند و خشن رسيدم كه ما حصل آن بسي تلخ و جگر خراش و اسفناك گرديد كه باعث از دست دادن مادرم و بي خانماني خانواده ام و ضرب و جرح و زندان صدها نفر گرديد .
بار الها نيك مي داني كه از وقوع چنين وقايع و حوادثي بيزار و بيمناك بوده ام و هيچ گاه نمي خواستم از خلق تو مايه بگذارم و آنها را پل نمايم كه شعارم درطول هفتاد روز ي كه در منزلم در حصر بودم اين بود كه اينجا قتلگاه است .
بدين وسيله
در نهمين ماه از اسارت در زندان اعداء الله و در رؤيت علايم موت از رسانه هاي خبري و سازمانهاي قضايي جهاني تمناي كمك دارم.
چشم براه شكست اهريمن
سيد حسين كاظميني بروجردي

۱۳۸۶ خرداد ۱۹, شنبه

بيانيه

با سلام و درود خدمت تمامي انديشمندان ، آزاديخواهان ، فعالان و مدافعان حقوق بشر
ما بعنوان پيروان آقای بروجردي ، روحاني آزاديخواه و صاحب بزرگترين جمعيت مذهبي مستقل ايران ، با استناد به بندهاي پنجم ، دهم ، دوازدهم ، هيجدهم و بيستم اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، خواستار توقف هر چه سريعتر آپارتايد مذهبي بوده و در اين راستا جهت رهايي از استبداد ديني و برده داري مذهبي ، از تمامي فعالان ، سازمانها و مجامع مدافع حقوق بشر دنيا جهت حمايت از این روحانی دربند استمداد مي طلبيم..
هم اكنون كه تاريخ معاصر در حال نگارش است ، انساني تنها به جرم مردمي بودن و ارائه ي ايده ها و افكاري نو در سياهچالهاي قرون وسطائي رژيم جمهوري اسلامي ايران ، بدون برخورداري از هيچ گونه حقوق قانوني و انساني ، زنداني ست . آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي بعنوان آزاد انديشي برجسته و نظريه پردازي مستقل ، ضمن خواهان جدايي دين از سياست مي گويد :
از اعظم بلاياي مشتركه بين ملتهاي جهان ، ظلم و ستم واستبداد است .آنچه كه زيبائي هاي دنيا را بي رنگ مي كند ، خودكامگي و خودخواهي قدرتهاست . آنكه بر مثلث زر و زور و تزوير مي نشيند ، مي خواهد همه چيز خلايق را انحصاري سازد و در نهايت رابطه بين مخلوق و خالق خود را قطع كند و ايجاد اين ارتباط را در حيطه كار خود مي داند و در جايي ديگر مي گويد : استكبار ديني بسي نكبت بارتر از استعمار اقتصادي و استثمار فرهنگي مي باشد ؛ چون در اولي ، آدمي ، به جاي خداي جهان نشسته و نفسانيات خويش را به نام پروردگار عالميان ديكته مي سازد و اين ديكتاتور مذهبي ، سلولهاي وجداني بشرِ تحت فشار را مي خشكاند و تاريخ را خدشه مي دهد و محبت الهي را از دلهاي بندگانش زائل مي سازد.
در پايان ضمن ابراز تشكر و سپاس فراوان از تمامي سازمانها و مدافعان حقوق بشر دنيا كه تاكنون با اعلان حمايت خود از اين روحاني آزاديخواه ، برگي زرين در دفتر تاريخ حقوق بشر معاصر آفريده اند ، خواسته هايمان را به شرح ذيل معروض ميداريم:
- اعلان اينكه آيت الله كاظميني بروجردي تحت شديدترين شكنجه هاي روحي و جسمي قرارداشته و خواستار رفع محدوديتهاي جاري بر عليه ايشان .
- درخواست ارائه گزارش از وضعيت پزشكي آيت الله كاظميني بروجردي و يارانش و اصرار بر اينكه آنها مستحق دسترسي و استفاده از تجهيزات و فوريتهاي پزشكي مي باشند .
- درخواست اعلان دستگيري چهار تن از پيروان آيت الله كاظميني بروجردي بنامهاي 1- علي ده هيجده 2- عليرضا منتظر صاحب 3- مجيد الستي 4- مجيد رهنمافر درهشتم اكتبر 2006 و اطلاع از وضعيت فعلي و جزئيات اتهاماتشان و انجام هر گونه اقدام قانوني كه مشمول آنها مي شود .
- در خواست اينكه رژيم ايران متعهد به حفظ حقوق بازداشت شدگان و عدم شكنجه و يا بد رفتاري با آنان شود و دادن اجازه فوري به آنان براي دسترسي منظم به خانواده و وكلاي انتخابي شان.
- در خواست مقتدرانه براي آزادي تمامي بازداشت شدگان زندان رژيم ايران جز آنكه متهم به جنايت يا جرم واضح و شناخته شده باشند و تلاش فوري براي آزادي آنان .
- درخواست رسيدگي سازمان عفو بين الملل و ساير سازمانهاي مدافع حقوق بشر نسبت به بازداشت شدگان اعتقادي مذهبي و حمايت آنان از آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي كه مخالف اِعمال و اجراي هر نوع خشونت بوده و عامل زنداني شدن ايشان ، تنها وجدان وي بوده و خواستار رهايي و آزادي قطعي و فوري ايشان .
- يادآوري مفاد بند هيجدهم اعلاميه ي جهاني حقوق بشر مبني بر آزادي عقيده و مذهب و آزادي و امنيت لازم در برگزاري محافل و مراسم مذهبي توسط آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در ايران.

سيري درانديشه دين سنتي

اين خورشيد فروزان كه روشنگر پهنه زندگي ست چه بي رحميها و سنگدليها ديده ، و بر چه شاخ و برگهاي برومندي كه به ستم در درختزار زندگي خشك شده اند ، تابيده است ! اين مهتاب غمرنگ كه با هاله اي اندوهبار ، همچون اشك در چشم آسمان مي غلطد ، شاهد چه جناياتي است كه بر مظلومين تاريخ رفته است ! اين خزان كه خشمگين از راه مي رسد و برگ درختان بي رحمانه مي ريزد ،خود مي بيند كه در گلستان زندگي برگ و گلي نمي ماند! اين غروب غم گرفته زمستان كه از شب سرد تيره روزان، رنگ تيره به خود گرفته ، شاهد جنايات فراواني است كه بر مردم جهان رفته است !
كابوس ياس و نوميدي سايه سنگين خود را بر پهنه گيتي گسترده ،و روزنه اميدي براي محرومان و دردمندان باقي نگذاشته ، آمار انتحار را بالا برده و هرروز بيش از هزار انسان به زندگي خود پايان مي دهند و تعداد كساني كه اقدام به خود كشي مي كنند و موفق نمي شوند هشت برابر اين عده است ! همين ياس و نوميدي است كه هرروز هزاران نفر از جوانان تحصيلكرده را در چنگال اعتياد گرفتار ساخته ، آمار تعداد بيماران رواني را افزايش داده و جامعه بشري را با مشكلات فراواني مواجه ساخته است تا اين قرن (قرن بيماريهاي رواني ) نام گيرد !
در ايران خودمان درطي چهل سال گذشته تعداد بيماران رواني 75 برابر شده ، و هر ساله چهل هزار نفر بر شمار مجانين كشور افزوده مي شود .بالا رفتن آمار طلاقها وسلب آرامش از خانواده ها ،ناامني جاني و مالي و در خطر افتادن امنيت انسانها نشان مي دهد كه از دست انسانها ديگر كاري بر نمي آيد تا بتوانند امنيت را در بين نفوس مخلوق خدا ايجاد كنند . در قرن اتم ، دنيا همانند بادكنكي مي ماند كه هر لحظه امكان وقوع انفجار و از بين رفتن كل هستي مي رود . تنش ميان كشورهاي قدرتمند و تهديدهاي سياسي، اتمي و نظامي، آسايش را از شهروندان بي گناه گرفته و مردم هر لحظه در انتظار مرگ لحظه شماري مي كنند . شكسته شدن حرمت اديان الهي چه چيزي را براي انسانهاي آگاه ثابت مي كند؟ بي حرمتي به خداوند نشانه ي چيست ؟آيا با وجود همه اين فجايع ، انسان كمبودي را در جهان خويش حس نمي كند ؟ وزنه اي يا قدرتي كه بتواند توازن كون و مكان را امكانپذير سازد كجاست ؟ و آيا ما نياز منديم عدالتي را در امورات مادي و معنويمان بوجود آوريم ؟گمشدة انسانها چه چيزي مي تواند باشد تا بلكه بتواند انسان را به همه آمال و آرزوهايش برساند ؟
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در قسمتي از نامه اش كه به جناب آقاي كوفي عنان (دبير كل سابق سازمان ملل متحد) نوشته بود، مي نويسد:از اعظم بلاياي مشتركه بين ملتهاي جهان ، ظلم و ستم واستبداد است .آنچه كه زيبائي هاي دنيا را بي رنگ مي كند ، خودكامگي و خودخواهي قدرتهاست . آنكه بر مثلث زر و زور و تزوير مي نشيند ، مي خواهد همه چيز خلايق را انحصاري سازد و در نهايت رابطه بين مخلوق و خالق خود را قطع كند و ايجاد اين ارتباط را در حيطه كار خود مي داند و در جايي ديگر مي نويسد : استكبار ديني بسي نكبت بارتر از استعمار اقتصادي و استثمار فرهنگي مي باشد، چون در اولي ، آدمي ، به جاي خداي جهان نشسته و نفسانيات خويش را به نام پروردگار عالميان ديكته مي سازد و اين ديكتاتور مذهبي ، سلولهاي وجداني بشر تحت فشار را مي خشكاند و تاريخ را خدشه مي دهد و محبت الهي را از دلهاي بندگانش ،زائل مي سازد.
پيشرفت سريع صنعت و تكنولوژي ، بسياري از مشكلات جامعه بشري را حل كرده و آسايشهاي فراواني را تامين نموده است ، ولي با كمال تاسف به همين مقدار ، آرامش را از جامعه سلب كرده است .
آمار مي گويد : منحني بيماران رواني ، به موازات پيشرفت تمدن ماشيني ، سير صعودي دارد و جنبش صنعتي شدن و توسعه شهر نشيني ،جامعه بشري را با مسائل غير منتظره اي روبرو ساخته است .دنيائي كه ما در آن زندگي مي كنيم درد آلود و سراسر درد و اندوه است و آينده اي كه در برابر ديدگانمان ترسيم مي شود : تاريك ، ابهام آميز و ياس آور است .ما براي آينده خود چه بايد بكنيم ؟
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي ديدگاهي را درباره لزوم بازنگري انسانها در روابط خود با خداوند يكتا دارد كه در ادامه مطلب از آن ياد كرده تا ثابت شود خداوند ، مخصوص همه اديان و مذاهب بوده و خواهد بود :
خداوند، آشنای ديرينه انسان است. خداوندگار ما، بنده‌نواز می‌باشد. بی‌خدائی، درد است. با خدا بودن، افتخار هميشگی نسل آدم و حوّا است. پروردگارتان را بشناسيد تا زندگی را بهتر تجربه کنيد. معرفت ربّ، اساس حرکت‌های علمی و عقلی است. از طريق اديان آسمانی، خداوندگار بزرگ شناخته می‌شود. آفريدگار بی‌همتا، ظلم نمی‌کند و فرمان به استبداد نمی‌دهد. حکومتهای دينی که حقوق بشر را رعايت نمی‌کنند، خدای را متّهم به خشونت‌طلبی می‌نمايند. حکومت دينی بايد از هر نوع نظام سياسی موجود در جهان سليم‌تر، رئوف‌تر، مهربانتر و بخشنده‌تر باشد.
با اين ديدگاه به اين نتيجه مي رسيم كه فطرت همه انسانها خدا خواهي و خدا جويي است واين فطرت مقدس مي تواند گمشدةانسانها باشد كه بايد براي بيداري اين وجدان تلاش كرد.ماچون خداي را نمي شناسيم در حيرت و سردرگمي به سر مي بريم !
روانشناسان و روانكاوان تنها راه درمان درد ها را در بازگشت به معنويت جستجو مي كنند تا با كمك اديان ،كابوس ياس و نوميدي را از افق زندگي به دور انداخته ، فروغ اميد و آرزو را به ديدگان نگران اين مردمان باز گردانند .
خوشبختانه هنگامي كه به اديان آسماني مراجعه مي كنيم ، كتب آسماني را سراسر اميد و سرشار از نويدهاي بهروزي مي يابيم ديري نمي پايد كه انسان طبق فطرت ذاتي خود ، متوجه در گاه حضرت احديت خواهد شد واز براي رفع اين جنايت ها وخيانت ها ياري خواهد طلبيد .