۱۳۸۷ آذر ۱۰, یکشنبه

نامه آيت الله بروجردي به افکار عمومي پيش از تبعيد

 به نام پروردگار بزرگ كه خالق و حافظ صلح است
سلام بر مصلحين جهان . اداي احترام مي‌كنم به ساحت مقدس كساني كه عمر شريفشان را صرف اصلاحات كردند. سر مي‌سايم بر تربت قربانيان جنايت و خشونت. از داخل سلولم بوسه بر لباني مي‌زنم كه حقوق بشر را دم مي‌زنند . درودم را از بند پر دردم در زندان اوين در شمال تهران، پايتخت ايران، بپذيريد . ‌روزگار سختي را سپري مي‌كنم كه تمام دلخوشي من، ياري رساندن به صلح و همراهي با آزاديخواهان و همسوئي با مدافعين حقوق بشر است . تنها آفريدگارم مي‌داند كه طي چهارده سال، خدمتگزاري به صلح و آئين آزادگي چه كشيدم و چگونه عمرم را سپري نمودم . من از كودكي از ظلم تنفر داشتم و استبدادستيزي طنين ضربان قلبم بود و هرگز نتوانستم در برابر زورگوئي‌هاي صاحبان قدرت ساكت بنشينم و چشمانم را بر تبعيض‌خواهي‌ها و آزادي‌كشي‌ها ببندم و ناله‌هاي انسان هاي بي‌پناه را نشنيده بگيرم . هميشه تشنه عدالت بوده‌ام و با ديكتاتورها در نبرد پيوسته قرار داشته‌ام . من خدائي را مي‌پرستم كه پيامبران را به قهر و غضب نفرستاده باشد و حكمي در رعب و وحشت جامعه ارسال نكند . ديني را قبول دارم كه مردم‌نواز باشد و دستان مجريان شريف را براي خودكامگي باز نگذاشته باشد . من عدالت را روح اجتماع مي‌دانم . آنگاه كه روان بشريت پريشان گشت، ناامني سراسر زمين را فرا مي‌گيرد . من آزادي را جسم موجودات مي‌دانم، در صورت سلب آزادي از هر موجودي، كالبدش تباه مي‌گردد .
اينجانب توجه به حقوق بشررا از اعظم خدمات حياتي مي‌دانم . انسان براي خلاصي از هر نوع اسارتي، ‌آزادي لازم دارد . هركس با طرح هر قانوني، درصدد محو يا محدوديت براي آزادي باشد به حقيقت انسانيت جفا كرده و مستوجب طرد است . من، صلح را از باران براي مردم زمين، ضروري‌تر مي‌دانم . زندگي بدون آب را با عطوفت و مهرباني همنوعان مي‌توان علاج نمود . من، حق‌كشي‌هاي رايج در ممالك را براي ابناء بشر از قحطي زشت‌تر مي‌دانم زيرا كه در قهر طبيعت، بني‌آدم مددكار يكديگر مي‌شوند و اين بلاياي طبيعي را تسكين مي‌دهند اما در نقض حقوق طبيعي و فطري و خداداده انسان، قدرت اعتراض جمعي، مي‌شكند و توان رعيت براي احقاق حقش محو مي‌گردد.
من تاريخ گذشته را نسبت به تضييع حقوق بشر، شرم‌آور مي‌دانم . آنجا كه حكام براي توسعه‌طلبي خود، از جان ملتها مايه مي‌گذارند و آرامش خلق را به خاطر كشورگشائي‌هاي خويش، ‌سلب مي‌كنند، خون هاي مظلومين را براي جاه‌طلبي‌هاي خود مي‌ريزند و نسل ها را منقرض مي‌سازند تا به اغراض حيواني و ضد انساني خود برسند. جنگ هاي جهاني موجود بر تارك تاريخ را عصيان بر موجود برگزيده خداوند مي‌دانم و سياهي‌هاي پاك‌نشدني از جنايات آن را لكه ننگي بر دامن سياستمداران بي‌وجدان و دور از خدا مي‌دانم . من هرگز مذهبي را كه با زور و تفتيش عقايد و سلب آزادي‌هاي فكري راه پيشرفت را براي خود، مشروع مي‌داند باور ندارم . اينجانب، ‌انسان را اشرف مخلوقات مي‌دانم و او را برگزيده الهي در هستي مي‌بينم و هرگونه تعرض به هويت و موجوديت و شخصيت و مالكيت او را خلاف اراده خداوندي مي‌دانم . ‌انسان ها حاكمان بلامنازعه حكومت ها هستند و دولت ها، خدمتگزاران ايشان مي‌باشند. هر حاكمي كه قصد استثمار انساني را داشته باشد گمراه است و حق اشتغالات حكومتي را ندارد. استعمارگر در هر لباسي كه انگيزه چپاول و تعدي به بشريت داشته باشد، به همه آحاد انساني اعلام جنگ داده است.
هيچ تفاوتي در نژادها و رنگ‌ها و ملل كره زمين نمي‌باشد و بني آدم، در هرآنچه كه از مدخل اين سياره خاكي به دست مي‌آيد، ‌سهيم است .وجود گرسنگي در جهان، بي آبروئي ثروتمندان را به تاريخ مي برد و آن را به عنوان بي‌رحمي و بي‌وجداني، ثبت مي‌گرداند. تمام ملت هاي زمين بايد از امكانات طبيعي آب و خاك و هوا، بهره‌برداري كنند . زياده‌خواهي‌ها و توسعه‌طلبي‌ها و امتيازگيري ها نشانه عدم قناعت و احتياط و اعتدال است و سبب بروز كينه‌ها و عداوت ها مي‌شود و مردم بي‌گناه را تهديد به خونريزي مي‌گرداند لذا بايد از هرابزاري كه اسباب نبردها را فراهم مي‌آورد، اجتناب كرد . مقدمات جنگ در جبهه‌گيري‌هاي خصومت‌آميز است لذا بايد بين همه اقوام و اديان، پل هاي دوستي و محبت ساخت و روابط بين‌المللي را برپايه حسن ظن و تكثير مودت و پرهيز از تحريكات اقليتي و جغرافيائي و مرزي و انساني، بنا نمود.
من منادي صلح مي‌باشم و به خاطر آن جوانيم را تقديم خداوند كرده‌ام؛ به عنوان يك آزاديخواه كه سالها به خاطر حرمت آزادي، تاوان سنگيني را در قرباني دادن از خانواده و فروپاشي زندگيم داده‌ام، خواهان دموكراسي در تمامي جهان هستم و تفاوتي بين اديان مختلف آسماني و مذاهب الهي نمي‌بينم . هرآئيني كه ما را به پروردگار جهان برساند، سعادت‌آفرين خواهد بود. سلاح هاي كشتار جمعي را ضديت با بشر مي‌دانم و بمب هاي هسته‌اي را عامل نابودي و انقراض انسان مي‌يابم . مسابقه در توليد و تكثير و فروش اسلحه را مغاير با سلامت محيط زيست مي‌دانم و هرچه را كه باعث برهم خوردن آرامش انسان شود، محكوم مي‌كنم. بايد فرهنگ‌سازي در جهان به گونه‌اي پيش رود كه نيازي به داشتن زندان نباشد. نبايد حكومت ها قوانيني وضع كنند كه باعث به زحمت افتادن مردم شود. ماليات ها و عوارض و جريمه‌ها بايد در حد اعتدال و ميانه باشد و رعايت توانائي اقشار مردم در پس دادن و اداء آنها بشود. من از ايران‌زمين به تمامي خادمين حقوق بشر، تواضع مي‌كنم و مناديان صلح را در آغوش مهرم مي‌فشارم . در حالي كه انجمن حمايت از حيوانات در چگونگي برخورد انسان با حيوان، نظارت دارد و آن را زير ذره‌بين دارد، چگونه از حال بشر مظلوم و مفلوك در جاي‌جاي اين كره، غافل مي‌شود؟
من در حالي كه سال ها قبل به خروج از كشورم دعوت و توصيه شده بودم اما به خاطر دلسوزي به هموطنانم و احساس نياز آنها به دفاع از حقوق مشروع و معقول و معروفشان همه خطرات موجود را به جان خريدم و حاضر به ترك ملتم نگشتم و اكنون در بدترين موقعيت امنيتي و تبليغي و روحي و خانوادگي، قرار دارم و از حال و روزم، مجامع بين‌المللي آگاه هستند، در عين حال، زندان و تبعيد و آزار و فشار را به خاطر اهميت حقوق بشر و عظمت صلح‌جوئي تحمل مي‌كنم و خدا و تاريخ را به شهادت مي‌گيرم كه از آغاز حياتم، از ستمكاري پرهيز كرده‌ام و عاشق خدمت به محرومان بوده‌ام و از موقعيت هاي مهم خود در اعتلاي اجتماعي و علائق مردمي، سوء استفاده نكردم و در هنگام حمله نيروهاي مسلح حكومتي، همگان را دعوت به تسليم كردم و از مقابله با تهاجمات كه سبب خونريزي مي‌گشت، اجتناب نمودم و حالا هم خود را يك فدائي صلح و مبلغ آزادي و مدافع حقوق بشر مي‌دانم و از مراكز تصميم‌گيرنده در اين امر مي‌خواهم تا مرا در پيشبرد اهداف مقدسم ياري كنند و مصونيتي در خور اين مسئوليت عطا نمايند.
با سپاس سيد حسين كاظميني بروجردي ، تهران

۱۳۸۷ آذر ۶, چهارشنبه

تجمع خانواده و هواداران آيت الله بروجردي در مقابل دفتر سازمان ملل متحد
*****
*****
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
در پي بي اعتنايي مسئولين مربوطه در دادگاه ويژه روحانيت نسبت به وضعيت جسمي نگران کننده آيت الله سيد حسين کاظميني بروجردي، روحاني معترض زنداني ، که با افزايش فشارها و تبعيد ايشان به زندان شهر يزد همراه شده است. خانواده و جمعي از بستگان ايشان با جمعيتي بالغ بر سيصد نفر در روز جاري مورخه 5 آذرماه 1387 از ساعت 10 صبح در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در شهر تهران دست به تجمع اعتراضي زدند. عليرغم ماهيت مسالمت آميز بودن و آرام اين تجمع ، نيروهاي امنيتي ، لباس شخصي و انتظامي با هجوم به محل مذکور و محاصره خيابان هاي اطراف، اين تجمع را بر هم زدند و با تهديد اجتماع کنندگان و ايجاد رعب و وحشت، آنها را متفرق نمودند.
شايان ذکر است در پايان اين تجمع قطعنامه اي 3 ماده اي از سوي تجمع کنندگان صادر و قرائت گرديد که اجتماع کنندگان طي آن خواستار آزادي بي قيد و شرط آيت الله کاظميني بروجردي به عنوان يک زنداني عقيدتي، رسيدگي به وضعيت سلامت جسماني و تامين امنيت جاني ايشان شدند.
متن کامل قطعنامه تجمع روز جاري عيناً در ذيل مي آيد :
به نام آفريدگار مهربان
درود برصلح، عدالت و آزادي
مسئولين محترم دفتر سازمان ملل متحد در تهران
ما فرزندان، خانواده و بستگان آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي، بدون داشتن هيچ گونه گرايش سياسي به دليل شرايط بسيار وخيم جسماني پدرمان كه مورد تائيد آقاي دكتر حسام فيروزي پزشك بين المللي نيز مي باشد، در اين محل جمع شده ايم و در سكوت و آرامش كامل خواستار پيگيري اجراي موارد زير از مسئولين محترم سازمان ملل هستيم:
1 ـ آزادي بدون قيد و شرط پدرمان آيت الله كاظميني بروجردي كه يك زنداني عقيدتي است.
2 ـ داشتن امنيت جاني و اعتقادي براي پدرمان و خانواده اش.
3 ـ رسيدگي به وضعيت سلامت جسماني و معالجه سريع ايشان در بيرون از زندان.
به پيوست نامه ايشان به سازمان ملل و ساير نامه ها و مدارک صوتي و تصويري از حمله به منزل ايشان در اکتبر 2006، خدمتتان ارسال مي گردد.
به اميد رسيدگي هرچه سريعتر به خواسته هايمان
با تشكر


۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

تجمع خانواده آيت الله بروجردي و تائيد خبر تبعيد ايشان به يزد

روز گذشته مورخه 3 آذرماه پس از ضرب و شتم و انتقال آيت الله بروجردي به نقطه اي نامعلوم و بي نتيجه ماندن پيگيريهاي خانواده ايشان از مسئولان زندان ، نهايتاً خانواده نگران آيت الله بروجردي در مقابل دادگاه ويژه روحانيت بعنوان مسئول مستقيم پرونده آقاي بروجردي اقدام به تجمع و اعتراض نمودند .
اين تجمع پس از پيگيري سرنوشت آيت الله بروجردي توسط رياست دادگاه ويژه روحانيت پايان يافت ، مسئول مذکور طي تماس با زندان يزد خبر حضور ايشان را در آن زندان به خانواده آقاي بروجردي دادند و همچنين وعده تماس ايشان در اسرع وقت با خانواده.
پيرو گفتگوهاي صورت گرفته آيت الله بروجردي از زندان مذکور با خانواده خود تماس گرفت و عنوان نمود بعلت بسته بودن چشمانش نميداند به کجا منتقل گرديده است اما مسئولين مربوطه عنوان مي نمايند که اينجا زندان يزد مي باشد. نامبرده همچنين با اشاره به ضرب و شتم خود از تشديد ناراحتي کليوي خود بعلت رفتار غير انساني مسئولان در زمان انتقال و ورود به زندان يزد خبر داد.

۱۳۸۷ آذر ۳, یکشنبه

پیام کوتاه تلفنی آیت الله بروجردی پس از انتقال به نقطه ای نامعلوم
« انتقال آيت الله بروجردي به زندان يزد »
توطئه اي براي انحراف افكار عمومي و قتل آيت الله بروجردي


بدنبال انتشار خبر ضرب و شتم و انتقال روحاني مخالف ولايت فقيه ، آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي از بند ويژه روحانيت زندان اوين به نقطه اي نامعلوم توسط ماموران گارد ويژه اطلاعات زندان و همچنين ماموران دادگاه ويژه روحانيت ، خانواده ايشان بلافاصله در راستاي اطلاع از وضعيت آيت الله بروجردي ، تلاش گسترده اي را آغاز نمودند اما متأسفانه اين تلاش ها نتيجه اي در بر نداشته و تا اين لحظه از سرنوشت اين روحاني مبارز اطلاع دقيقي در دست نمي باشد.
خانواده آيت الله بروجردي پس از اطلاع از خبر انتقال ايشان به بيرون از زندان ، بلافاصله با زندان تماس گرفته و خواستار ارائه توضيحي از جانب مسئولين ذيربط در خصوص انتشار اين خبر شدند كه بدنبال آن مسئولين زندان اعلام كردند به هيچ وجه تلفني حاضر به پاسخگوئي به آنها نخواهند بود و آنها مي بايست حضورا به زندان مراجعه نمايند تا در جريان مسائل قرار گيرند. خانواده آيت الله بروجردي به رغم مراجعات مكرر به زندان اوين و پس از پيگيريهاي طاقت فرسا نتوانستند هيچگونه خبري از آيت الله بروجردي بدست آورند تا بدين وسيله بار ديگر شايعه ي قتل ايشان قوت بگيرد . مسئولين زندان در جواب مراجعات و پيگيري هاي بسيار توسط خانواده آيت الله بروجردي اعلام نمودند كه بدلايل امنيتي حاضر به پاسخگوئي در اين خصوص نخواهند شد !!
اخبار واصله حاكيست كه مسئولين رژيم ديكتاتوري ايران با طرح شايعه ي انتقال آيت الله بروجردي به زندان يزد ، سعي در فريب افكار عمومي را داشته و در واقع مي خواهند با اجراي يك نقشه از پيش طراحي شده ، آيت الله بروجردي را در حين انتقال به يزد ، از بين ببرند . تا اين لحظه خبر انتقال ايشان به زندان يزد تأييد نشده است و ايشان به نقطه نامعلومي منتقل شده اند . اينگونه توطئه ها يادآور قتل هاي زنجيره اي و طرح حذف فيزيكي نخبگان و روشنفكران در دوره اصلاحات مي باشد كه رژيم مذهبي ايران در نظر داشت اتوبوس حامل تعدادي از اين روشنفكران را با يك عمليات ساختگي به ته دره بفرستد كه در نهايت در اجراي نقشه خود ناكام ماند .
خانواده آيت الله بروجردي نگراني عميق خود را از بابت وضعيت نامعلوم اين روحاني آزادنگر اعلام داشته و ضمن اينكه ايشان را صرفا يك زنداني عقيدتي مي داند ؛ خواستار التزام عملي سران جمهوري اسلامي به مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر براي احترام به آزادي بيان ، قلم و عقيده مي باشند . خانواده و هواداران آيت الله بروجردي ضمن اظهار تأسف فراوان به دليل نقض گسترده حقوق بشر در ايران ، خواستار آزادي فوري آيت الله كاظميني بروجردي و تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي در ايران مي باشند .
پاينده باد وطن
زنده باد آزادي

۱۳۸۷ آذر ۲, شنبه

ضرب و شتم و انتقال آيت الله بروجردي به محلي نامعلوم

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
ساعت 16 روز جاري ( 2 آذرماه ) نيروهاي ضد شورش زندان اوين به بند 500 موسوم به بند ويژه روحانيت زندان اوين يورش برده و ضمن ضرب و شتم تعدادي از زندانيان منجمله آيت الله بروجردي ، نامبرده را با جمع آوري تمامي لوازم خود به نقطه نامعلومي منتقل نمودند.

ضمن مبهم بودن دلايل يورش گارد ضد شورش به اين بند و ضرب و شتم آيت الله بروجردي مطلعان از احتمال اجراي حکم تبعيد ايشان به زندان مرکزي يزد خبر مي دهند.
تا کنون هيچ خبري از سرنوشت ايشان در دست نمي باشد و خانوده ايشان در نگراني از سرنوشت آقاي بروجردي به سر مي برند.
قطعنامه تقبيح نقض حقوق بشر در ايران
سایت مردانی نیوز
روز جمعه مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای تصويب کرد که در آن نقض حقوق بشر در ايران تقبيح شده است.
این قطعنامه ایران را ترغیب می کند به آنچه ادعا می شود شکنجه و تنبیه بی رحمانه بازداشتی ها، اعدام جوانان، سنگسار، سرکوب خشونت بار تظاهرات زنان، تبعیض علیه اقلیت های مذهبی و اعضای جامعه بهائی، و محدود کردن آزادی مذهب و عقیده است، پایان دهد.
نامه زندانیان هوادار آیت الله بروجردی
به مجامع حقوق بشری دنیا

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
ما پنج تن از زندانیان عقیدتی هستیم که 26 ماه قبل ( مهرماه 1385 – اکتبر 2006 ) به همراه صدها نفر دیگر در محل سکونت روحانی ظلم ستیز ایران، آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی تجمع کرده بودیم تا بدینوسیله مانع از دستگیری غیر قانونی ایشان شویم که طی یک تهاجم وسیع نیروهای امنیتی و پلیس و لباس شخصی های وابسته به حکومت، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتیم و بازداشت شدیم. در ماههای اول در بندهای 240 و 209 زندان اوین تحت انواع شکنجه ها و بازجویی های شکننده و اعتراف گیری های تحمیلی قرار گرفتیم و از آن زمان تاکنون بیش از یک سال را در اسارت گذرانده ایم .
متاسفانه دادستانی ویژه روحانیت، کیفرخواست ما را بر اساس اتهاماتی تنظیم نمود که با سوابق گذشته و شخصیت اجتماعی ما کاملا در تضاد بود؛ اتهاماتی از قبیل : محاربه، اقدام علیه امنیت ملی، برهم زدن نظم عمومی، نشر اکاذیب، درگیری با نیروهای پلیس، شرکت در اجتماعات غیر قانونی، ارتباط با بیگانگان و جاسوسی ... و در جلسات دادگاهی که غیرعلنی و بدون حضور وکیل آزاد برگزار شد، فرصتی برای دفاع از خود به ما داده نشد. در ابتدا به مجازاتهای سنگین و حبسهای طویل المدت محکوم شدیم و در نهایت مجازات ما طی چند مرحله به دو سال حبس تعزیری تقلیل یافت . لازم بذکر است که ابلاغ کلیه احکام مجازات و همچنین احضاریه ها بصورت شفاهی بوده است.
در حقیقت جرم ما، صرفا حمایت از یک چهره سرشناس و یک رهبر دینی است که خواسته های میلیونها انسان ستمدیده، مبنی بر جدایی دین از حکومت و رفع تبعیض ها و همچنین تضمین آزادی های قلم و بیان و انتخاب دین را در سخنرانی ها، مصاحبه ها و مکاتبات خود به طور علنی طرح می نمود و حکومت های دینی در عصر نبود پیغمبران را استکبار دینی، دیکتاتوری مذهبی و استثمار عقیدتی می نامید.
باری، ما شاهد بوده ایم که این روحانی مردمی به جرم دفاع از حیثیت خداوند و مطالبه حقوق محرومین، تحت انواع تهاجمات و آزارها و شکنجه ها و شایعه سازی های خصمانه قرار گرفت و با وجودی که طی هفده سال مجاهدات خستگی ناپذیر، همه چیز خود را از دست داد ولی همواره از مثلث " سازش با ظالم ، سکوت و فرار از کشور" دوری جست و به واقع ، حامی و پناه گرفتاران و ستمدیدگان بود .
بدین وسیله ضمن ابراز همدردی مجدد با همه قربانیان آزادی قلم، بیان و عقیده ، بار دیگر با استمداد از تمامی نهادهای مدافع حقوق بشر و همچنین تمامی شخصیتهای حقیقی و حقوقی که نگران و دلسوز آزادیخواهان در غل و زنجیر هستند ، درخواست رسیدگی و پیگیری عاجل این پرونده را داریم .

مهرداد سوری، محمد رضا صادقی، حسن هریسچیان، علیرضا اربابی قهرودی، کامبیز حسینی
آذرماه 1387 برابر با نوامبر 2008
بندهای 7 و 8 زندان اوین

۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

جلوگيري از درمان يک زنداني عقيدتي

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
مهندس *علیرضا صادقي از هواداران آيت الله بروجردي که در تاريخ مهرماه سال 1385 طي يورش نيروهاي امنيتي به منزل شخصي ايشان بازداشت و پس از تحمل ماهها زندان و سلول انفرادي به 2 سال حبس تعزيري محکوم گشت در پي تشديد عارضه قلبي خود با قيد ضمانت جهت مداوا به مرخصي استعلاجي اعزام گرديد. نامبرده در تاريخ 13 آبان ماه سال جاري با همراه داشتن نامه پزشکي قانوني مبني بر لزوم تداوم درمان خود جهت تمديد مرخصي استعلاجي به دادگاه ويژه روحانيت مراجعه نمود که در اين محل توسط دادگاه مجددا بازداشت و به زندان اوين منتقل گرديد.
بنا بر گزارشات دريافتي از زندان اوين در طي روزهاي اخير تشديد عارضه قلبي و تنگي نفس نامبرده باعث وخامت جسمي ايشان و در معرض خطر قرار گرفتن جان ايشان شده است. مسئولان زندان بي توجه به اسناد پزشکي و تاکيد پزشکي قانوني مبني بر وضعيت بد جسمي آقاي صادقي همچنان بر جلوگيري از درمان نامبرده اصرار مي ورزند و عملا جان اين زنداني عقيدتي را در معرض خطر قرار داده اند.
*یادآور می شود با توجه به اینکه مجموعه فعالان حقوق بشر نام شخص مذکور را « علیرضا صادقی » قید نموده لیکن نام ایشان به « محمد رضا صادقی » تصحیح می گردد.
لینک مدارک پزشکی نامبرده :

۱۳۸۷ آبان ۲۴, جمعه

نامه آیت الله بروجردی خطاب به اعضای
شرکت کننده در کنفرانس گفتگوی ادیان

ریاست محترم، اعضای گرامی، حضار ارجمند
درود خداوند مهربان بر شما که سفیران عدالت الهی هستید، به نام آفریدگاری سخن می گویم که بنده نواز و توبه پذیر است.
اینجانب روحانی مردمی و عاشق معنویات و مبلغ مقدسات دینی هستم که سی و پنج سال در مسیر تقرب خلایق به پروردگار عزیز، تلاش کردم و بسیاری از گمراهان اعتقادی را به عقاید حقه آسمانی بازگرداندم و در این راه جوانی نایاب خود را فدا نمودم و آثار ماندگاری در جامعه موحدین، بر جای نهادم و پدرانم همگی در ایران و عراق پیشوایی دینی را بر عهده داشتند و صاحبان نام نیک در تاریخ مذهبی و علمی و اخلاقی بودند. اکنون که با شما صحبت می کنم از میان زنجیرهای زندانی پیام می دهم که صاحبانش ادعای دیانت دارند و گردانندگانش، به نام خدای جهان، مخلوقات برگزیده اش را شکنجه می دهند و مالکینش با کشتن معترضین بیچاره به آموزه های مذهبی خویش افتخار می کنند.
حضرات مؤمنین، جرم این رهبر دینی که سالهاست در آزار مدعیان اسلام خواهی قرار دارد، مخالفت با آمیختن دیانت با سیاست است که آن را گناه نابخشودنی می دانم . پدرم نیز که از بزرگان علمای پایتخت ایران بود به خاطر ایراد به اسلام سیاسی و اعتراض به مذهب دولتی و تعارض با دین حکومتی، هفت سال قبل به دست تروریست های شریعت مآب به قتل رسید و اخیراً مقبره اش را که در مسجدش قرار داشت و مورد احترام مردم بود، تخریب کردند و فضای رعب و وحشت در منطقه مربوطه ایجاد نمودند.
برادران همکار، از روزی که به نام دین، رژیم سیاسی در ایران برپا شده است، همواره نفرت عمومی از مذهب رو به تزاید بوده و انفصال جامعه از الهیات و شرایع دینی بیشتر می گردد و این همان بلایی است که قاطبه علمای شیعه در طول هزار و چهارصد سال از آن می گریختند و هرگز در تشکلات دینی- سیاسی حاضر نمی شدند. این پیشوای زندانی از روی دلسوزی برای پیامبران که هدفی جز وصل ملت ها به خدایشان نداشتند، ندای آزادی خواهی و صلح طلبی و عدالت گستری سر داده و با شعار وحدت ادیان و قرابت مذاهب سعی در آشتی خداگریزان با مبدا وجود کردم و کارنامه فکری و عملی من انباشته از اقبال شیطان گرایان به سمت خالق بخشنده است که تجمع متنوع و مختلف ملت در مجالس دعا و نیایشم، گویای صداقت و صمیمیت صنفی و حرفه ای من می باشد.
مبلغین شریف، سوابق گذشته ادیان حکومتی و دولت های مذهبی نشان دهنده فساد اجتماعی بوده و هرگز کارنامه مقبول و مشروع و محبوبی را به اوراق تقویم بشری منعکس نکرده و خاطره زیبا و مفتخری را برجای ننهاده است که از مهمترین آنها حاکمیت کلیسا در اروپا بود و امپراطوری عثمانی در ممالک اسلامی که هر دو عامل بروز سرخوردگی از مذهب و سرافکندگی خداپرستی شدند و این همان فاجعه توحیدی است که در ایران نمایان گردیده و روز به روز بر تعداد خداگریزان و مذهب ستیزان افزوده می گردد و این حق طبیعی ملتی است که گذشته ای قابل تحسین در ادبیات دینی داشته اند. اما سی سال به نام دین، فقر و فلاکت و بیچارگی را بر آنها تحمیل کرده اند و باعث سستی عقاید فطری مردم شده اند؛ حال و روز مذهب در ایران بسیار اسفناک و رقت بار است؛ همه گونه ظلم و جنایت و خفقانی به نام اسلام می شود؛ آزادی فکری و استقلال اعتقادی محو شده و تفتیش عقاید بر مطبوعات حاکم است و سانسور همه جانبه، رسانه های جمعی را قبضه کرده و زندان ها از جوانانی که نمی خواهند زیر بار فشار مذهبیون متحجر بروند، پر است و زنانی که مورد تحقیر قرار گرفته و از حقوق اولیه خود محروم گشته و دید بدی را به کلیات مقدسات مذهبی پیدا نموده اند، بسیارهستند.
مسئولیت شما، ایجاب می کند تا به داد ما برسید و وظیفه دفاع از تمامیّت توحیدی را اجرا نمائید.
با تشکر – سیّد حسین کاظمینی بروجردی – نوامبر 2008

۱۳۸۷ آبان ۲۳, پنجشنبه

زن از دیدگاه نظريه‌ پرداز مستقل
آيت الله سید حسین کاظمینی بروجردی

« فایل صوتی »

زن نیمه اصلی آفرینش است چرا که روح خدا در او تجلی کرد و بدون نیاز به مرد، گُلی را به جهان عرضه نمود و مسیح را برای صلح و ثبات جهان نمودار ساخت .
انتخاب مریم برای جلوه نمایی آفریدگار بزرگ، مهمترین تعریفی است از وجود زن که همتایی ندارد . زنان همپای مردان دارای مطالباتی هستند، مشروع و معقول و معروف که هر گونه تعدی به آنها، ستمکاری به اصل خلقت است . هر نوع محدودیتی برای زنان، خیانت به بشریت بوده چرا که مرکزیت هستی به یمن حیات زن است . چنانچه با وضع قوانین خشن و ایذائی موجب تخریب اعصاب و تضعیف احساس او شوند، دگرگونیهای ناموزون و ناروا به تمامیت جامعه انسانی باز می گردد و باعث اختلال در نظامات سیاسی و اجتماعی می شود لذا آزادی و استقلال زنان را ضرورتی انکار ناپذیر میدانیم .
با آرزوی موفقیت همه زنان آزادیخواه جهان
سید حسین کاظمینی بروجردی – نوامبر 2008

آيت الله بروجردي از درون سياهچال رژيم
سرگذشت 30 ساله خودش را بازگو مي نمايد

«فایل صوتی »

سی سال به بدبختی ملت سپری شد ***** درد آمد و آهش بنگر حاصل آن شد
سی سال خشونت عَلم راه جفا شد ***** عسرت به بشر داد و خیانت به خدا شد
سی سال قفس کرده خلایق که عزا شد ***** از کثرت کشتار، شفق سرخ بلا شد
سی سال به زنجیر ستم مذهب ما شد ***** غرقاب فتن کرده خزان، اشک به خون شد
سی سال به تبلیغ و صداقت به کفن شد ***** محصول به هر وعده نگر، سفره غم شد
سی سال شرف مٌرد و هدر اصل بقا شد ***** آزادی و انصاف به بازار فنا شد
سی سال به جادوی عبا ننگ بپا شد ***** عمامه کلاه مغولی بهر خطا شد

۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

انتقادات مهندس طبرزدی از آیت الله بروجردی و پاسخ ما

جناب مهندس طبرزدی ؛ تنها دغدغه ی آیت الله بروجردی بعنوان یک روحانی صاحبنظر و یک اسلام شناس فرا دینی ، باورهای دینی جامعه است همانگونه که دغدغه شما بعنوان یک فعال سیاسی، ايجاد تغييراتي در نهاد حکومت و قدرت بر پايه خواسته هاي حزبي تان مي باشد . آیت الله بروجردی اگر می خواست وارد بازار مکاره حکومت و سیاست بشود لزومی نداشت که اینگونه خود و خانواده و یارانش را در برزخی دهشتناک بیندازد ...

در پاسخ آقای طبرزدی باید بگویم شما دقیقا در این نوشتار معتقدات آیت الله بروجردی را با استفاده از ترفندهای خاص سیاسیون در بیان و گفتار، همردیف با طالبان عنوان کردید ! این بسیار جای تأسف و تعجب دارد که مبارزات و اقدامات چنین انسان آزاده ای را همردیف اقدامات طالبان می دانید ! دقت داشته باشید که القاء این گونه اتهامات و شبهات به ایشان ، مغایرتی با ادبیات رژیم دیکتاتوری ایران در ترور شخصیتی آیت الله بروجردی ندارد و قبل از اينكه بخواهد به وجهه مبارزاتي ايشان لطمه بزند ، خداي ناكرده باعث ايجاد بدبيني هايي به تاريخ درخشان شما در مبارزه با رژيم مذهبي ملايان خواهد گرديد. تحلیل بنده این است که شما از مجاهدات ، اندیشه ها و تلاشهای 30 ساله ایشان در مخالفت با ولایت فقیه و غبارزدایی از باورهاي دیني ايرانيان ، بدلیل تخریبهای گسترده صورت گرفته توسط رژیم ولایت فقیه اطلاع دقيقي نداريد . امیدوارم پاسخ مناسبی برای چنین اظهار نظری داشته باشید و یا اینکه سعی در اصلاح و یا شفاف سازی نظراتتان داشته باشید ...

متن کامل مطلب

۱۳۸۷ آبان ۱۹, یکشنبه

استمداد خانواده آيت الله بروجردي براي تامين امنيت خود

***مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
بنابر گزارشات دريافتي از خانواده آقاي بروجردي ، شب گذشته مورخه 18 آبان ماه ، اتومبيلي تحت عنوان تاکسي در خيابان سپه شهر تهران اقدام به سوار نمودن سيد مهدي کاظميني بروجردي پسر ارشد آيت الله بروجردي مي نمايد و پس از کمي طي مسافت با استفاده از کيسه و کشيدن آن بر سر ايشان احتمالا قصد ربودن ايشان را داشته اند که پس از درگيري در اتومبيل و منحرف شدن و برخورد با مانع با استفاده از تجمع مردم آقاي سيد مهدي کاظميني بروجردي موفق به گريز از صحنه مي شوند.
فرزند آقاي بروجردي سابقه چندين بار بازداشت و شکنجه را دارا مي باشند و پس از اين واقعه خانواده آقاي بروجردي به شدت مضطرب گرديده و استمداد خود را از کليه نهادهاي مدافع حقوق بشر براي تحت فشار قرار دادن حکومت ايران مبني بر تضمين امنيت آنان اعلام مي نمايند.