۱۳۸۷ شهریور ۱۰, یکشنبه


گزيده اي از گزارش هفتگي نقض حقوق بشر
تنظيم : احمد باطبي
وضعيت آيت الله بروجردي و هواداران‏‎‎
بنا بر گزارشات دريافتي آقاي بروجردي که هم اکنون در بند 500 زندان اوين به سر مي برد، از ناراحتي هاي عديده ‏جسمي در رنج است، ايشان مبتلا به بيماري قلبي ( تنگي دريچه ميترال ) ، پارکينسون ، ناراحتي کليوي و ريوي است. ‏وي عليرغم وضعيت وخيم جسمي خود از رسيدگي پزشکي محروم است. بسياري از ناراحتي هاي جسمي وي حاصل ‏شرايط زندان و بدرفتاري با وي مي باشد. عدم رسيدگي پزشکي به نامبرده شائبه حذف فيزيکي وي را دامن ميزند. ‏بنابر گزارشات دريافتي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از نزديکان نامبرده، طرح مسائل غير حقيقي در ارگان ‏هاي خبري نزديک به دولت در کنار تشکيل جلساتي در روزهاي اخير با شرکت مسئولين امنيتي در پوشش نشستهاي ‏حقوقي که هيچيک و تصميمات اتخاذ شده در اين جلسات نيز به اطلاع وکيل ، خود آيت الله و نزديکان وي نرسيده، ‏موجبات نگراني بيش از پيش فعالان حقوق بشر نسبت به مواضع و تصميمات دستگاه امنيتي در قبال ايشان و ‏هواداران وي شده است.‏
در طي ماه جاري تا کنون هفت تن از متهمان اصلي پرونده آقاي بروجردي به صورت مجزا به دادسراي ويژه ‏روحانيت احضار و سپس جهت به اجرا گذاردن حکم ، بازداشت و به زندان منتقل شده اند . بنابر گزارشات دريافتي ‏اين بازداشتها ادامه خواهد شد.‏
شايان ذکر است دادسرا به منظور عدم تحريک افکار عمومي و فعالان حقوق بشر نسبت به رويه مذکور اقدام به ‏احضار به صورت زمان بندي شده و مجزاي متهمان مي کند.

۱۳۸۷ شهریور ۹, شنبه

بازداشت يکي ديگر از متهمان پرونده آيت الله بروجردي


مجموعه فعالان حقوق بشر، عليرضا منتظرصاحب، متهم رديف سوم پرونده آيت الله بروجردي صبح روز جاري ( شنبه 9 شهريور ) به دادسراي ويژه روحانيت احضار و جهت اجراي حکم چهار سال زندان توام با تبعيد به زندان ديزل آباد کرمانشاه ، موقتاً روانه زندان اوين شد.
نامبرده در نيمه مهر 1385 بازداشت و به مدت 11 ماه در بند 209 و زندان اوين به سر برد ، وي در زمان بازداشت خود مورد بدرفتاري و شکنجه قرار گرفته بود. آقاي منتظر صاحب در حکم اوليه مورخه خرداد 1386 محكوم به اعدام گرديده بود و حکم مذکور با اعتراض گسترده سازمانهاي مدافع حقوق بشر نهايتاً به چهارسال زندان توام با تبعيد تقليل يافت. ايشان نهايتاً با قرار وثيقه 100 ميليون توماني تا زمان اجراي حکم آزاد گشته بود.
آقاي منتظر صاحب هشتمين هوادار آيت الله بروجردي است که در طي ماه اخير بازداشت و براي اجراي حکم روانه زندان اوين گرديده است.

۱۳۸۷ شهریور ۳, یکشنبه


پاسخ به تاريخ معاصر ، مدّعي دروغين كيست ؟

با آنكه سيد حسين كاظميني بروجردي ، هرگزادّعاي امام زمان بودن نكرده و در جائي مشاهده نشده كه گفته باشد نايب مهدي است و يا با آن حضرت ارتباط دارد ، هياهوي تبليغاتي گسترده حاكمه در اين خصوص براي چيست ، با توجه به اينكه در محكمه بيدادگاه استبدادي ، در فقرات بيست و سه گانه مطروحه در موضوع به اصطلاح كيفر خواست صادره از اطّلاعات ويژه ، هيچ اشاره اي به اين مواردي كه در بوق دستگاه رسانه اي حكومت به طور مداوم عليه پيشواي دين سنّتي مي آيد نشده و رؤس اتهامات منتشره، قيام عليه نظام و تبليغ عليه رهبري و تحريك نيروهاي مسلّح و مقاومت در برابر نهادهاي زورگو و ضرب پليس ضّد شورش و مصاحبه با رسانه هاي خارجي و اهانت به مراجع و تخريب اتومبيل هاي ناجا و گروگان گيري از نيروهاي اطّلاعات و سوزاندن موتور هاي مأمورين مخفي و اينگونه موارد حّاد سياسي و امنيتي بوده و كلمه اي از مصاديق مدّعيان دروغين ، درج نگشته ، پس اصرار بلندگوهاي جمعي دولت در اين برچسب هاي ناچسب ، چگونه است و چه اغراضي را دنبال مي كند ؟
علني كردن شعائر آيت الله بروجردي ، موجب ازدياد محبوبيّت بين المللي او مي شود چونكه مواضعش ، بسي روشن و مستدل و فراگير و جامعه پسند است ، او مي گويد ، آزادي قلم و بيان و عقيده را خداوند به بشر اعطاء كرده و كسي حقّ سلب آن را به هر عنوان و علّتي ندارد و حكومتها اجازه ندارند با عقايد آباء و اجدادي ملّتها ، مبارزه كنند و مذهب خاصّي را بر آنها تحميل گردانند، اين رهبر مردمي ، قائل به ولايت فقيه نمي باشد و آن را خلاف استقلال انسانها مي داند و مذهب دولتي را فاقد وجاهت قانوني و شرعي و عقلي مي خواند و دين سياسي را عامل فرو پاشي اعتقادات اجتماع مي داند و روال ديني زمان شاه را بهترين نوع از پرستش الهي مي خواند و گرايشات استبدادي را به نام ديانت ، مُخّلِ بقاء و دوام و حيات اديان آسماني مي بيند و لذا به اسلام سياسي ،‌معترض است و روي همين اصل ، زندگي خود و خانواده و پيروانش را به نابودي كشانده اند.

۱۳۸۷ شهریور ۱, جمعه

حاكميت روحانيت در ايران
***
به قلم : عبدالرحمان الراشد - پنجشنبه 31 مردادماه

پيرو گفته هاي ديروزم در ارتباط با عقده رهبريت شيعي نزد برخي از روحانيت اهل سنت ، لازم آمد كه تجربه ايران را در اين باب، مورد بحث قراردهم. با الهام از این تجربه است كه علماء اهل سنت خواهان حق خود مبني بر برخورداري از منصب حاکمیت مي باشند.
همه ما سرآغاز تاریخ سه دهه ی اخیر ایران را مي دانيم و آن هنگامی بود كه انقلاب اسلامي ايران به رهبريت آيت الله خميني پيروز شد و نظام شاهنشاهي و تشکیلاتش را واژگون كرد. ایشان در آغاز با شعار" اسلامی کردن جامعه " روي كار آمد و این در حالي بود که اكثریت جامعه ايراني خود قبلاً مسلمان بودند . در واقع اين مردم نبودند که مسلمان شدند بلكه صرفاَ دولت اسلامی شد تا حاکمیت مطلقاً به دست روحانيون برسد. دولت ايران از حكومتي قانونگرا که افراد متخصص اداره اُمورش را داشته باشند به حکومتی ایدئولوژیکی تبدیل شد که مناصب مهم و کلیدی دولت به دست ملايان افتاد.
از هنگامي كه روحانيون شیعی نهاد حکومت را بدست گرفتند ، جهان اسلامي اهل تسنن در مقابل این تجربه، درحالتي از دوگانگي، به دو گروه ممتنع و مخالف قرار گرفت.
از نقطه نظر تئوریک، رضايت و پذیرش ملت است که به نظام دینی ایران مشروعیت می بخشد؛ حال آنكه میزان رضایت مردم ایران در نظامی که مخالفانش را بشدت سرکوب می کند براحتی قابل لمس و محاسبه نیست. با اين حال، بدلیل وجود راهپيمايي ها و اعتراضات دانشجوئی در دانشگاه هاي مختلف تهران و سایر شهر های دور افتاده، رژیم ایران دیگر نمی تواند منکر از دست رفتن مقبولیت خود باشد .
بیشترین ضربه را روشنفكران و نخبگان متحمل شدند. آنهايي كه در آغاز، از سقوط رژيم شاه ابراز خوشحالی كردند خود از جمله اولين قربانیان این تغییر شدند و در نهایت زير سلطه نظامي توتالیتر و تمامیت خواه قرار گرفتند كه حتی روشنفکران مذهبی نیز از آن دسته قربانیان می باشند.
نااميدي بیشتر از این رژیم زمانی مشخص می گردد که بدانیم در اثر نحوه اداره كشور، ايران به رغم اینکه از ثروتمندترين كشورهاي نفت خيز جهان به شمار مي آيد ، به كشوري فقير تبديل گردیده است. اگر بخواهیم دقیقتر و تخصصی تر به موشکافی مسائل بپردازیم، درخواهیم یافت كه نظام حاکم بر ایران، از تمامی امکانات و شعارهايش برای پیشبرد اهدافش بهره گرفت اما به سبب بد رفتاري وسوء عملكرد روحانيون حکومتی نه تنها تأثیری در رفع احتیاجات روزمره مردم نداشت بلکه موجب تخریب وجه دین گردید بگونه ای که رژيم مذهبی ايران مانند ساير سازمانهاي غير ديني ديگر، مملو از فساد و سوء مديريت و بوروکراسی گردیده است.
ناتوانی ايران در دستیابی به پیشرفت و ترقی، همانگونه که خود ادعا می کند، تحریم های شیطان بزرگ ( امریکا ) نیست بلکه به این دلیل است که ذات این رژيم ديني بگونه یست كه قداستی را به متولیان و كاركنان دولت خود مي بخشد که اگر انتقادی از حکومت و متولیان آن صورت گیرد، در حکم انتقاد از دین تلقی می گردد.
در این حکومت يك رئيس جمهور هنگامی که می خواهد كابينه اش را تشکیل دهد، اساس اين انتخاب بر اساس سوابق ديني و انقلابي افراد صورت می گیرد و نه با لحاظ کردن اصل مهارت و تخصص و شایسته سالاری. به همين سبب 18 وزير فعلی منتخب از ميان 21 وزير، تخصصشان صرفا عضویت در سپاه پاسداران است که دولت را به تشکیلاتی ديني امنيتي تبدیل می کند و اين خود براي شناخت ماهیت این نظام و محدودیتهای مديريتي آن كاملا گویاست.
تفاوت بزرگی بين گذشته ایجاد شده است. در آن زمان انقلاب کار خود را با خلع كروات از گردن و گذاشتن عمامه بر سر آنهم براي جلب اعتماد مردم آغاز کرد در حالی که امروزه این وضعیت مقبولیتی ندارد. به این ترتیب ايرانيان مسؤلين نظام خود را فاقد تخصص کافی می دانند منجمله وزير كشور كه ادعاي داشتن مدرك دكتراي افتخاري از دانشگاه آكسفورد را داشت ، حال آنکه آكسفورد اعطاي هرگونه مدركي را براي ايشان رد كرده است.
امروزه نظام ملايان كه رژيم ديكتاتوري شاه را نابود كرده است، عملا شبیه نظام گذشته رفتار می کند به طوريكه امروزه زندان هاي ايران، مملو از منتقدان و دشمنان نظام است. آيت الله بروجردي صرفاً به دليل انتقاد ازمفهوم ولايت فقيه و اينكه يك روحاني نمي تواند وارد سیاست باشد، در زندان مخوف اوين زندانی شد. اين نظام بسیار بيشتر از نظام شاهنشاهي اقدام به توقيف و تعطيلي روزنامه ها، سایتها و انجمن ها به بهانه دفاع از ارزش هاي انقلاب كرده است تا جائيكه اكنون از اسلام جز اسمی بر جاي نمانده است . در اینجا دیگر دین نیست که حكومت مي كند بلكه ملايانی هستند كه به سياستمدار تبديل شدند و پست وزارت و مناصب نظامی را اشغال نمودند تا جائيكه تمامی پست های کلیدی دولت را در اختيار خود گرفتند .
و اينك جامعه ايراني نه به خودكفايي رسيده و نه از فساد بدور است بطوری كه امروزه ايران در صدر كشورهايي است كه جوانانش از معضل اعتياد رنج مي برند.
ايران امروزه، همانند كشورهاي منفک از اتحاد جماهیر شوروي سابق و نيز شبيه كشورهايي كه قله هاي پيشرفت آنان بسته شده و دقيقتر مانند كوبا و كره شمالي شده است.

حال با در نظر گرفتن موارد مطروحه، آيا روحانيون اهل تسنن خواهان تكرار تجربه ملایان شيعي هستند؟

۱۳۸۷ مرداد ۳۱, پنجشنبه

تکذیب شایعه ی فرار آیت الله بروجردی از زندان
توسط رسانه های وابسته ی حکومتی ایران

انتشار خبری دروغ در سایت امنیتی جهان نیوز مبنی بر فرار آیت الله کاظمینی بروجردی از زندان ، به تاریخ چهارشنبه 30 مرداد و با حمایت بعضی روزنامه های حکومتی از جمله قدس و ابتکار در همان روز ، باعث گردید این خبر در صدر اخبار مطبوعات و رسانه های بین المللی قرار گیرد . با انتشار چنین خبری در سطح وسیع ، مسئولین رژیم در موضعی انفعالی بلافاصله این خبر را تکذیب کرده و آقای سلیمانی مدیر کل سازمان زندان های تهران ، روز چهارشنبه 30 مرداد گفت : کاظمینی بروجردی از زندان نگریخته است . ایشان در این خصوص تأکید نمودند : من به شدّت این شایعه را رد می کنم و هم اکنون کاظمینی بروجردی در زندان است .
در بعد از ظهر همان روز شبکه ی دو تلویزیون دولتی ایران در برنامه ی موسوم به 20:30 نیز این شایعه را تکذیب کرد . همچنین روزنامه های دولتی چون حیات نو ، قدس ، همشهری ، اعتماد ملی و بعضی سایتهای خبری وابسته از جمله سایت خبری شهاب نیوز ، امروز پنجشنبه 31 مردادماه با عقب نشینی مفتضحانه از مواضع قبلی خود اعلام کردند که کاظمینی بروجردی از زندان فرار نکرده است .
در مجموع به نظر می رسد اهدافی که رژیم آخوندی ایران در دیوان عالی کشور در جهت حذف آیت الله بروجردی به دنبال آن بود ، کاملاً تضعیف شده است امّا کماکان این خطر وجود دارد که در نهایت سران رژیم ایران نقشه ی ناجوانمردانه ی خود مبنی بر قتل آیت الله بروجردی را عملی کنند .
آیت الله کاظمینی بروجردی تداخل دین و سیاست را علّت بدبختی هایی می داند که هم اکنون ملّت ایران با آن دست و پنجه نرم می کند که به تبع آن باعث گسترش روزافزون فقر ، بی عدالتی ، تبعیض و نقض گسترده ی حقوق بشر در ایران گردیده است .
همچنین روزنامه ی الشرق الاوسط در تأیید مطالب فوق با چاپ مقاله ای به قلم عبدالرحمن الراشد در خصوص نقش رجال مذهبی شیعی در تحکیم پایه های اسلام سیاسی نوشت : آیت الله کاظمینی بروجردی هم اکنون یکی از مخالفان دین سیاسی و از جدّی ترین منتقدان نظریه ی ولایت فقیه در ایران می باشد .

۱۳۸۷ مرداد ۳۰, چهارشنبه

اطلاعيه هواداران آيت الله بروجردي

طي روزهاي اخير ، اخبار ضد و نقيضي در باره ي فرار آيت الله كاظميني بروجردي در رسانه هاي خبري وابسته به رژيم ديكتاتوري ايران درج گرديده بود كه بيانگر ادامه ي روند پرونده سازي و دروغ پردازي هاي گذشته ي رژيم كه درباره ي تمامي آزاديخواهان مبارز منجمله روحاني منتقد ولايت فقيه و مخالف دين سياسي ، آيت الله كاظميني بروجردي مي باشد .
پس از درج خبري دروغ مبني بر فرار آيت الله كاظميني بروجردي از زندان در سايت حكومتي جهان نيوز در روز 29 مرداد ماه ، آقاي سليماني مدير كل سازمان زندانهاي تهران با تكذيب خبر مندرج در سايت مذكور ، اعلام كرد : كاظميني بروجردي هم اكنون در زندان است.
با اين حال روزنامه هاي رسمي قدس و ابتكار امروز چهار شنبه 30 مرداد ماه ، اقدام به چاپ اين خبر كذب نمودند كه نشانه ي عملكرد فرا قانوني رسانه هاي حكومتي ايران مي باشد .
با توجه به تكذيب رسمي خبر فرار آيت الله كاظميني بروجردي توسط مدير كل سازمان زندان هاي تهران ، خانواده و هواداران اين روحاني آزاديخواه ، طي شكايت نامه اي خواستار پاسخگوئي مسئولين ذيربط و برخورد جدي وزارت ارشاد با روزنامه هاي خاطي به دليل درج اخبار دروغ و غير واقعي مي باشند .
با اين وجود اخبار دريافتي ، گوياي اين واقعيت است كه پروسه ي دستگيري هواداران آيت الله كاظميني بروجردي ، طي روزهاي اخير شدت بيشتري خواهد گرفت. آقايان مجيد الستي ، مسعود سماواتيان ، محمد رضا صادقي ، حبيب قوتي ، مهرداد سوري ، علي اربابي و حسن هريسچيان از متهمان پرونده ي آيت الله بروجردي، طي روزهاي گذشته بازداشت گرديده بودند و هم اكنون دوران محكوميت خود را در زندان اوين مي گذرانند.
بنا بر اخبار موثق ، سران رژيم غير دموكراتيك ايران طي نشست هاي اخير در ديوان عالي كشور ، تصميمات غير قانوني و خطرناكي را درباره ي آيت الله كاظميني بروجردي اتخاذ كرده اند كه مهم ترين آن طرح نقشه اي مشابه پروژه ي ربودن روحاني شيعه ي لبناني امام موسي صدر ، درباره ي آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي مي باشد به طوري كه در ادامه ، دولت ايران ضمن اظهار بي اطلاعي ، خود را ملزم به پاسخ گوئي به افكار عمومي نداند .
درج و انتشار اخبار كذب درباره ي اين پيشواي مذهبي زنداني طي دو سال گذشته ، خود دليل محكمي بر غير واقعي بودن مطالب قبلي مطرح شده در رابطه با پخش اعترافات جعلي منتسب به آيت الله بروجردي مي باشد .
فعالان حقوق بشر ، امروز چهار شنبه 30 مرداد ماه طي بيانيه اي ضمن اظهار نگراني درباره ي وضعيت آيت الله كاظميني بروجردي و هوادارانش ، خواستار رسيدگي فوري به وضعيت فوق گرديده بود .
آيت الله كاظميني بروجردي با وجود ابتلا به بيماريهاي مختلفي چون پاركينسون ، ديابت و نارسائي هاي قلبي ، تنفسي و كليوي از هيچ گونه امكانات پزشكي برخوردار نبوده و تا كنون از حق قانوني خود مبني بر استفاده از مرخصي درماني استفاده نكرده است .
آيت الله كاظميني بروجردي خواستار جدائي دين از دولت بوده و بر ايده ي آزادي هاي اعتقادي ، قلم و بيان تاكيد داشته و خواستار لغو فوري احكام اعدام ، سنگسار، شلاق و قطع اعضاء مي باشد .
چهارشنبه 30 مردادماه
بيانيه ي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
نگراني از وضعيت آيت الله بروجردي و هواداران وي
سيد حسين کاظميني بروجردي، روحاني دگرانديش مخالف نظام ولايت فقيه است که مخالف دخالت دين در سياست و طرفدار جدايي دين از دولت و بازگشت به اصل دين سنتي بوده و خواسته خود را نيز به طور علني و آشکار بيان نموده است.
برخورد دستگاه امنيتي با نامبرده و هوادارن وي پس از پروسه اي پر حاشيه در طي چند سال اخير ، نهايتاً در تاريخ 15 مهر سال 1385 به محاصره منزل مسکوني وي در شهر تهران به قصد دستگيري وي انجاميد.
اين محاصره با حضور هواداران آيت الله بروجردي جهت ممانعت و صيانت از رهبر مذهبي خود به درگيري گسترده اي بين نيروهاي امنيتي و انتظامي و هواداران آيت الله انجاميد. سرانجام نيمه شب يکشنبه 16 مهرماه سال 85 نيروهاي امنيتي موفق به بازداشت آقاي بروجردي و بيش از 700 هوادار وي گرديدند.
نيروهاي نظامي و شبه نظامي در زمان بازداشت و پس از آن اقدام به ضرب و شتم بازداشت شدگان نمودند که منجر به وارد آمدن صدمات جسمي و آسيبهاي جدي به بازداشت شدگان گرديد . با انتقال بازداشت شدگان به زندان اوين ، بيش از سي متهم اصلي به بند 209 زندان اوين و باقي متهمان به بندهاي 240 و زندان اصلي منتقل گرديدند.
دادگاه ويژه روحانيت که مسئول حقوقي رسيدگي به پرونده مذکور بود با صدور قرار ضمانت براي بازداشت شدگان موجبات آزادي موقت صدها بازداشت شده که تعداد زيادي از آنان را بانوان تشکيل ميدادند گرديد. اما افراد منتقل شده به بند 209 منجمله خود آيت الله بروجردي مورد بدرفتاري و شکنجه قرار گرفتند و بازداشت شدگان با طي ماهها بازداشت به جز خود آقاي بروجردي با قيد ضمانت موقتا آزاد گرديدند. هر چند تعدادي از بازداشت شدگان بعلت صدمات وارده پس از آزادي مدتي را در مراکز درماني و پزشکي به سر بردند.
سرانجام دادگاه غيرعلني رسيدگي به اتهامات آيت الله بروجردي و يازده متهم به ترتيب رديفهاي دوم تا دوازدهم پرونده در خرداد 1386 برگزار گرديد ، به لحاظ شرايط ويژه دادگاه و دادرسي در دادسراي ويژه روحانيت ، آقاي بروجردي نتوانست از وکيل مدافع منتخب بهره گيرد و در حالي محاکمه گرديد که از ضعف جسماني و بيماري در رنج بود.
پس از برگزاري دادگاه بصورت شفاهي به متهمين حکم اعدام اعلام شد که باعث اعتراضهاي متعددي گرديد اما سرانجام حکم صادره براي متهمان مذکور به قرار : آيت الله سيد حسين کاظميني بروجردي محکوم به يکسال حبس در تهران و ده سال تبعيد به زندان يزد و مصادره کليه اموال به همراه خلع لباس و موقعيت روحاني ، مسعود سماواتيان 5 سال زندان توام با تبعيد به زندان خرم آباد ، عليرضا منتظر صائب 4 سال زندان توام با تبعيد به زندان کرمانشاه ، علي شهرابي فراهاني 4 سال زندان توام با تبعيد به زندان قزوين ، حبيب قوتي 4 سال زندان توام با تبعيد به زندان همدان ، احمد کريميان 4 سال زندان توام با تبعيد ، مجيد الستي 4 سال زندان توام با تبعيد به زندان زنجان ، مهرداد سوري 2 سال زندان ، محمدرضا صادقي 2 سال زندان ، حسن هريسچيان 2 سال زندان و عليرضا اربابي 2 سال زندان اعلام گرديد.
البته افراد و محکوميتهاي فوق تنها متهمان قطعي شده راي را در بر ميگرد و صدها متهم و محکوم ديگر با قرارهاي مختلف همچنان در انتظار راي نهايي دادگاه به سر مي برند.
در سايه حمايتهاي افکار عمومي و تشکلات مدافع حقوق بشر احکام صادره فوق به استثنا شخص آقاي بروجردي در مورد سايرين متوقف گرديده بود.

آنچه باعث نگراني ما بعنوان يک گروه مدافع حقوق بشر گرديده است
الف ) وضعيت جسمي آيت الله بروجردي
بنا بر گزارشات دريافتي آقاي بروجردي که هم اکنون در بند 500 زندان اوين به سر مي برد ، از ناراحتي هاي عديده جسمي در رنج است ، وي مبتلا به بيماري قلبي (تنگي دريچه ميترال) ، پارکينسون ، ناراحتي کليوي و ريوي است . وي عليرغم وضعيت وخيم جسمي خود از رسيدگي پزشکي محروم گرديده است . بسياري از ناراحتي هاي جسمي وي حاصل شرايط زندان و بدرفتاري با وي مي باشد.
عدم رسيدگي پزشکي به نامبرده شائبه حذف فيزيکي وي را دامن ميزند ، بنابر گزارشات دريافتي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از نزديکان نامبرده ، طرح مسائل غير حقيقي در ارگانهاي خبري نزديک به دولت در کنار تشکيل جلساتي در روزهاي اخير با شرکت مسئولين امنيتي در پوشش نشستهاي حقوقي که هيچيک و تصميمات اتخاذ شده در اين جلسات نيز به اطلاع وکيل ، خود آيت الله و نزديکان وي نرسيده است ، موجبات نگراني بيش از پيش فعالان حقوق بشر نسبت به مواضع و تصميمات دستگاه امنيتي در قبال ايشان و هوادارن وي گرديده است .

ب ) به اجرا گزاردن احکام هواداران آيت الله
در طي ماه جاري تا کنون هفت تن از متهمان اصلي پرونده آقاي بروجردي به صورت مجزا به دادسراي ويژه روحانيت احضار و سپس جهت به اجرا گزاردن حکم ، بازداشت و به زندان منتقل گرديدند . بنابر گزارشات دريافتي اين روند بازداشتها ادامه خواهد شد و ساير محکومين اصلي و سپس ساير در انتظاران حکم نهايي را در بر خواهد گرفت.
شايان ذکر است دادسرا در راستاي عدم برانگيختگي افکار عمومي و فعالان حقوق بشر نسبت به رويه مذکور اقدام به احضار به صورت زمان بندي شده و مجزا متهمان مي نمايد.

درخواست ما
ماده 18 اعلاميه جهاني حقوق بشر صراحتا عنوان ميدارد "هرکس حق دارد ازآزادي انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادي تغيير مذهب يا باور و نيز آزادي اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجاي آوردن آيين‌ها چه به تنهايي و چه به‌صورت جمعي نيز مي‌گردد"
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران برخورد با اين روحاني دگرانديش و هواداران وي به دليل باور به تفاسير مذهبي متفاوت از ايدئولوژي حاکم را نص صريح معاهدات الزام آور بين المللي ميداند . از اينرو ضمن محکوم نمودن برخورد با دگرانديشان مذکور ، نگراني عميق خود را از وضعيت نگران کننده آيت الله بروجردي در زندان که از دريافت خدمات پزشکي محروم گرديده است را عنوان ميدارد و ضمن اينکه از مسئولان قضائي خواهان فراهم نمودن خدمات پزشکي مورد نياز اين زنداني وجداني مي باشد توجه تمامي معتقدان به اصول انساني را نسبت به وضعيت نگران کننده و تهديدات جاني اين روحاني دگر انديش جلب مي نمايد.
همچنين خواستار توجه و واکنش فعالان حقوق بشر و اصحاب رسانه اي به روند خاموش برخورد و زنداني کردن هوادارن نامبرده به جرم داشتن عقيده اي متفاوت برخلاف اصل آزادي انديشه و بيان مي باشد.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 30 مرداد ماه 1387 برابر با 20 آگوست 2008
http://www.hra-iran.org/Archive_87/981.html

Conspiracy to killing Ayatollah Boroujerdi, in Supreme Court

According to a reliable report, Tuesday 19 August a session was held in Supreme Court that high authorities of regime brought up the conspiracy to kill Ayatollah Boroujerdi.
Jahannews site, the governmental site, immodesty published a news containing Ayatollah Boroujerdi's escaping on Tuesday 19 August, to provide situation to perform the next plan of regime on killing Ayatollah Boroujerdi.
This site and other governmental sites are trying to deviate the public opinion and international media and news agencies by broadcasting the rumor of Ayatollah Boroujerdi's escape
and begin the inauspicious file on killing Ayatollah Boroujerdi ,the opposed to Velayat-faqih clergyman,
This news was published by governmental sites is unreal and it's easy to understand because It says "he has escaped from jail after his seek treatment "whereas he is by now under the severest physical and psychological tortures and is suffering from different diseases like : Parkinson's disease, heart failure , kidney and lung problems .
"Bameazadi", the special site about Ayatollah Boroujerdi in addition to express the lake of releasing of Ayatollah Boroujerdi, seriously informs that officials of regime want to exile this irreconcilable clergyman to an unknown point till can kill him without uproar of critic media.
Ayatollah Boroujerdi, the liberal clergyman, after his publicly protest against dictatorship and discrimination in Iran, in Oct 2006, asked for stopping sentences like: stoning, execution, flogging and amputation, which are preformed by unreligious government of Iran
He in addition to express the necessity of separation of religion and government, called the establisher of 57revolution innovator and liar.
So, we invite all international liberal news agencies to be informed about this conspiracy and also appeal Human Rights activists and organizations to continue their supports and efforts for releasing and giving seek treatment for Ayatollah Boroujerdi.
Cheer to freedom

۱۳۸۷ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

توطئه در دیوان عالی کشور
برای قتل آیت الله بروجردی

به گزارش یک منبع موثق، امروز سه شنبه 29 مردادماه جلسه ای در دیوان عالی کشور برگزار گردید که در آن جلسه، توطئه ی قتل آیت الله بروجردی از سوی مسئولین ارشد نظام مطرح گردید.
سایت حکومتی جهان نیوز روز سه شنبه برابر با 29 مردادماه با بی شرمی تمام، خبر فرار آیت الله بروجردی را منتشر نمود تا راه برای اجرای نقشه های بعدی رژیم برای حذف آیت الله بروجردی هموار شود. این سایت حکومتی در اقدامی هماهنگ با سایر رسانه های وابسته رژیم، این بار با طرح شایعه فرار آیت الله بروجردی از زندان، سعی در منحرف ساختن افکار عمومی و رسانه ها و خبرگزاریهای بین المللی برای آغاز پروژه شوم قتل آیت الله بروجردی، روحانی مخالف ولایت فقیه را دارد. دروغ بودن خبر منتشر شده توسط این سایت حکومتی از آنجا قابل فهم است که در آن آمده ایشان پس از استفاده از مرخصی درمانی ، از زندان فرار کرده است . این در حالی ست که ایشان با وجود ابتلا به بیماریهای مختلفی چون پارکینسون و نارسائیهای قلبی ، کلیوی و تنفسی ، هم اکنون تحت شدیدترین شکنجه های روحی و روانی قرار دارد.
بام آزادی سایت اختصاصی آیت الله بروجردی ضمن تأکید بر عدم آزادی آیت الله بروجردی از زندان، شدیدا هشدار می دهد که سران رژیم بدنبال تبعید این روحانی سازش ناپذیربه نقطه ای نامعلوم بوده تا بدور از هیاهوی رسانه های منتقد، بتواند ایشان را به قتل برسانند.
آیت الله بروجردی روحانی آزادیخواه در اکتبر 2006 پس اعتراضهای علنی به وجود تبعیض و استبداد در ایران، خواستار توقف اجرای احکام خشنی چون سنگسار، اعدام ، شلاق و قطع اعضاء توسط حکومت ستمدینی ایران بود. ایشان در اظهار نظری صریح ضمن تأکید بر لزوم جدائی دین از حکومت ، بنیانگزاران انقلاب 57 را دروغگو و بدعتگزار نامید.
لذا ضمن دعوت از خبرگزاریهای آزاده بین المللی بر هوشیاری کامل نسبت به این توطئه، خواستار ادامه حمایتهای فعالان و سازمانهای مدافع حقوق بشری برای آزادی ایشان و اعطای مرخصی درمانی به وی را داریم.
زنده باد آزادی

۱۳۸۷ مرداد ۲۶, شنبه


عید نیمه ی شعبان است اما،
نمی دانم بخندم یا بگریم ... !؟

جشن میلاد عزیزی ست که شیعیان او را رهبر و پیشوای حقیقی خود می دانند اما، شیعیانش اسیر رهبری ستمگر و خود خوانده گشته اند که با هنرمندی تمام توانست یک شبه آنها را از تمامی اعتقاداتشان تهی سازد !
آنگونه که مشهور است، این پدر رنجدیده از دست اهالی خانه ، می آید تا یاور کتک خوردگان زمانه باشد اما، هر روز شلاق دیکتاتور بر تن رنجورمان نواخته می شود و ...!
همواره در کتب شیعه آمده که ایشان همان منجی موعود است ، اما، ما در دریایی از بلا و مشکلات گرفتاریم، حیرانیم و ... !
پدران و اجداد این آقا فرموده اند : او می آید تا زمین را از لوث ظلم و بیعدالتی پاک کند و شهد شیرین عدالت را برای تمامی انسانها به ارمغان آورد، اما ، ما که ملتی اسیر و دربندیم و از کثرت ظلم به خاک مذلت افتاده ایم ...!
جدش امام جعفر صادق می فرماید: ایشان از پدر و مادر شما هم به شما مهربانتر است و ... اما، ما نمی توانیم اظهار علاقه و دوستی مان را با این آقا علنی کنیم مگر با اجازه سلطان ولی فقیه ؛ زیرا این کار از دید ایشان جرمی بس بزرگ است ...! پس چگونه بخندیم ؟؟؟
دو کلام حرف حساب با مدعیان ارادت به امام عصر :
اگر نبود اين آقا در عرصه زندگي ما كه نامش غيبت است ، براي ما كوير ايجاد كرده و جگرمان براي قطرات آب سوخته ، بايد امشب ميزان عطشمان را نسبت به ولي نعمتمان چكاب كنيم . آيا دوران غيبت براي ما خارستان است ؟دردستان است ؟ زجرستان است ؟ يا آنكه گلستان است ؟ امشب اين مسئله بايد براي ما جا بيفتد . میزان نیاز ما به اجرای عدالت چه قدر است ؟ اگر ما ایشان را مأمور اجرای عدالت آسمان می دانیم خود چقدر در اجرای این ودیعه ی الهی کوشا هستیم . عدالتخواهی یعنی تلاش برای بسط عدالت در جامعه و مبارزه ی پیگیربا ظالم ستمگر. متأسفانه ما ثابت کرده ایم که بدون عدالت و آزادی هم می توانیم زندگی کنیم .اگر زندگي با وجود این همه نابرابری به ميل ما حركت دارد ، ما منتظر آمدن مصلح نيستيم . اگر از گذشت ايّام راضي هستيم و به آن خو كرده ايم و از مشاهده این همه ظلم و بیعدالتی، اعلان انزجار از خط ظلم نکرده ایم، باید گفت در انتظارمان منافقيم . غيبت به معناي وسعت كلمه، يعني نبود ؛ جمله كاستي ها ، تمام كمبودها و منتظر يعني دلواپس ، يعني نگران . شما عزيزتان را بدرقه مي كنيد به سفر همه اش نگرانيد تا برگردد . اظهار ارادت به این آقا فقط مال شب نیمه شعبان است یا سيصد و شصت و پنج شب سال. ما چه گم كرده ايم ؟ امشب شب گم شده هاست ، شب اسيران غيبت است . شب آنهايي است كه در هجران قائم مقام حق تعالي، سررشته زندگي را از دست داده اند .
از آنسوی چون ناظم دين تشريف ندارد ، از هر سو درندگان انسان نما به امانت الهي كه نامش عدالت است حمله ور شده اند. اين همان معنای غیبت است. غيبت يعني نبود عدالت و عدلگستر.
حالا گوش كنيد به كلام آن حضرت، ایشان می فرمایند : قَد آذانا جُهَلاء الشيعَه وَ حمقائهُم: به تحقيق اذيت مي كنند ما را نادانهاي از شيعه. همين هايي كه براي اين دو سه روز حاضرند حق را بفروشند ، حاضرند چشم ببندند و بی دلیل دیگران را متهم كنند . شيعيان ساده اي كه سادگيشان نه بخاطر با صفا بودنشان است بخاطر آنكه زيرك نيستند. هر بادي از هر جا آمد به آن سو چرخیدند. با هر بلندگوئي كه هر شعاري مي داد همنوائي كردند. نگفتند آخر سندت كو ؟ طبق چه معياري اين حرف را مي زني ؟ و در ادامه می فرمایند : وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ البَعوضَةِ اَرْجَهُ مِنْه: من امشب گله مي كنم از شيعياني كه دينشان آنقدر ضعيف است كه بال مگسی از آن بهتر و سنگینتر است . حالا بياييد امشب دينمان را ملاحضه كنيم . به صِرف اينكه ما را مسلمان مي خوانند اكتفا نكنيم. اگر امشب دینتان را به امامتان عرضه نمائید آیا مطمئنید که از شما می پذیرد ؟ مسلمان واقعی به تبعیت از پیشوایان آسمانیش، همواره یار ستمدیده و دشمن ظالم است و بر سر این پیمان با هیچ کس معامله نمی کند. امام تو اگر تشریف آوردند درباره ی همین موارد از تو بازخواست می کند . ای با وجدان ؛ حال تو بگو امشب باید بخندی یا گریه کنی ؟!
و حالا درد دلی با تو ای یگانه یاور دردمندان و ای معنای دوست داشتن:
چگونه در میلا تو بخندیم در حالیکه زندانهای این مملکت مملو از انسانهای آزاده و عدالتخواه و بی گناه است !؟
چگونه در میلاد تو شیرینی بخوریم در حالیکه کام پدران و مادران ایران زمین در فقدان لاله های پرپرشان، تلخ تلخ است!؟ مادران کمر شکسته و پدران داغدیده ای که شاهد نابودی جوانان خویش اند، چگونه بخندند ... !؟
ای معنای نجوای شبانه ام: چگونه در میلادت پایکوبی کنم در حالیکه کارگران مملکتم بیکار و گرسنه اند؟ چگونه در هیاهوی اعدام معلمان مملکتم شیرینی تعارف کنم؟ امثال بروجردی،کمانگر و اصانلوهای ایران، پشت میله های اوین، چشم براه اجرای عدالتند اما، کو عدالت ؟!!
ای یار ستمدیدگان: چگونه بخندیم در حالیکه حتی نمی توانیم در مملکتمان به آزادی فکر بکنیم چه رسد به اینکه آزادی را در آغوش بگیریم !؟
ای یار غائب:
باور کن در نبود تو در زندانی بزرگ بنام ایران، اسیریم؛ زیرا تو معنای عدالتی . بیا و نگاه کن مدعیان نیابت تو چگونه آبروی انسانیت را برده اند و قداست بشری را لکه دار کرده اند! در مهد تمدن و فرهنگ ، پیوند گونه و اشک به پیوندی جاودانه بدل گشته و پشتمان از ضربت شلاق انسان نماهای ضد بشر، زخمی و کبود است. چگونه شادمانی کنیم در حالیکه اینجا با ارزشترین داشته هایمان یعنی اعتقاداتمان بازیچه ی اشغالگران دیانت است و این غارتگران، به چپاول هست و نیست ما پرداخته اند؟!
مصلحا :
حال که در حساسترین شبهای ظلمانی تاریخ بسر می بریم، سلامی می فرستیم به تو ای آفتاب عدالت فزای عصر تا هر چه زودتر به انهدام شب برخیزی و خفاشان عصر را نابود نمایی . بیا و کتاب غبار گرقته ی تاریخ را صفحه ای نو بنگار. صفحه ای که در آن نشانی از واژه های تبعیض، زندان، اعدام، دروغ، نابرابری و استبداد نباشد .

به مناسبت قتل مرجع عالي قدر آيت الله العظمي سيد محمد علي كاظميني بروجردي توسط رژيم دين ستيز ايران در تاريخ 27 مردادماه 1381

بخش اول : شخصيت علمي و ديني
بخش دوم : انگيزه‌هاي دشنمي رژيم با ايشان
بخش سوم : كيفيت شهادت
بخش چهارم : تحليلي بر اقدامات رژيم بعد از شهادت وي
بخش پنجم : چگونگي كشته شدن خانم فاطمه نخي، همسر ايشان

گزيده اي از مطالب :

آيت الله العظمي سيد محمد علي كاظميني بروجردي در شهر بروجرد در سال 1303 ه.ش در بیت تقوا و مرجعیت دیده به جهان گشود. خانه اي كه محل نشو و نمايش شد، ساده ترين منزل شهر و خالي از هر گونه ظواهر مادي بود . دهه ي اول عمر شريفش در آغوش پدري با كرامت و فقيه و مرجعي زاهد شكل گرفت كه از زاهدان به تمام معناي عصر خويش و صاحب آثار علمی و حوزوی متعددی بود.
در دهه ي ششم، تأسيس مكتب فكري و عملي نور و ارائه ی ده ها نشریه ی علمی و تحقیقی مذهبی و ارسال به حوزه ها و کتابخانه های کشور و اعتلای تمدّن و فرهنگ امامان آسمانی به سراسر بلاد شیعی شكل گرفت . در اين دوران به علت گستره ي مطالعات و تحقيقات و سيره و روش زاهدانه، تواضع، فروتني و كثرت آثار و تأليفات، ديدگاههاي نقّادانه، ايشان را به مطرح ترين و سرشناس ترين چهره‌در مناظرات ديني و مذهبي مبدل كرد به گونه‌اي كه بارها آثارش مورد نقد و بررسي از سوي اسلام‌شناسان مطرح زمان قرار گرفت. آن دانشمند علوم اسلامي حدود 40 جلد رساله و كتاب به رشته تحرير آورد كه 30 جلد از آن تأليفات ارزشمند، تحت عنوان « سلسله منشورات مقدّس نور » به كرّات چاپ شد. بنحوي كه ناشران آثار قلمي ايشان، تمثال وي را با عنوان علامه بر روي كتب منتشره چاپ می کردند.

عدم همكاري ايشان با علما و روحانيون انقلابي در سالهاي قبل از انقلاب و مخالفت با تداخل دین و دولت باعث شد تا بعد از پيروزي انقلاب، پرونده‌سازيهاي زيادي بر عليه ايشان انجام شود و ايشان به عنوان روحاني معاند و ضد ولايت فقيه، تحت تنفر و آزار حكومت قرار گيرد و به خانه‌نشيني تحميلي تن دهد و امكان منبر رفتن و تبليغات ديني گذشته از وي سلب گردد. ايشان بارها در جمع نزديكان و علاقمندان خود گفته بود كه در دوران طلبگی در قم شاهد چه انحرافات فکری و عقیدتی از بنیانگذار انقلاب بودم و از مرجع مشهور شيعه، آيت الله سيد حسين طباطبائي بروجردي نیز مطالب بسياري شنیده‌ام مبنی بر اینکه آقای خمینی، به بهانه ي سرنگونی نظام شاهنشاهی ایران، در دین خدا بدعتگذاری خواهد کرد و ایمان مردم را به باد خواهد داد.
ايشان مخالف سرسخت حكومت فقها بود و رأي خود را منطبق بر مآخذ معتبر ديني و آراء اعاظمي چون آيت الله طباطبائي بروجردي و آيت الله خوئي و آيت الله شريعتمداري مي‌دانست و در پاسخ به این سئوال كه : چرا به عرصه اسلام سياسي وارد نمي‌شويد؟ جواب مي‌داد كه استادم، آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي، مي‌فرمود:

« به خدا قسم من نمي‌دانم كه سياست با صاد است يا با سين! »

متن كامل را با كليك بر ادامه مطلب بخوانيد

۱۳۸۷ مرداد ۲۲, سه‌شنبه


اجراي حكم هفتمين نفر از متهمين پرونده آيت الله كاظميني بروجردي

علي اربابي متهم رديف يازدهم پرونده آيت الله بروجردي درروز سه شنبه مورخه 22 مردادماه به دادسراي ويژه روحانيت احضار و جهت اجراي حكم دو سال حبس تعزيري ، روانه زندان اوين گرديد .
وي پس از بازداشت در نيمه مهرماه 1385 به علت حمايت از آيت الله بروجردي تحت انواع شكنجه‌ها قرار گرفت و در دي ماه 1385 با قيد وثيقه 100 ميليون توماني آزاد گشت ولي در اسفندماه همان سال مجددا بازداشت شد .

۱۳۸۷ مرداد ۲۱, دوشنبه


اجراي حكم ششمين نفر از متهمين پرونده آيت الله كاظميني بروجردي

حسن هريسچيان، 35ساله، متهم رديف دهم پرونده آيت الله كاظميني بروجردي روز دوشنبه برابر با 21 مردادماه جهت اجراي حكم 2 سال حبس تعزيري به دادسراي ويژه روحانيت احضار و و به زندان اوين منتقل گرديد .
وي در 15 مهرماه 1385 به همراه صدها تن ديگر به دليل حمايت از آيت الله بروجردي روحاني آزاديخواه بازداشت گرديد و تحت انواع شكنجه‌ها در زندان اوين قرار گرفت و سپس با قید وثيقه 100 ميليون توماني آزاد شد.
ايشان متاهل و صاحب يك فرزند مي‌باشد. وي مهندس عمران است كه از شغل دولتي خود اخراج گرديد.


دو دهه از قتل و عام هزاران زنداني سياسي گذشت

(اقدامات غيرانساني و آزار و اذيتي که به نام يک دولت، که سياست برقراري برتري ايدئولوژيک را مضمون کار خود قرارداده، به شيوه‌اي سازمند نه تنها بر عليه افراد به خاطر تعلق نژادي يا مذهبي آنان بلکه همچنين بر عليه کساني که با اين سياست مخالفند، حال اين مخالفت هرشکلي که داشته باشد، صورت مي‌گيرد، جنايت عليه بشريت تلقي شده و بنابراين مشمول مرور زمان نمي‌شوند - حکم صادره در دادگاه جنائي ليون، 20 دسامبر 1985)
با آغاز مرداد ماه تابستان سال 1367 هزاران زنداني سياسي ، وجداني و دگر انديش به جرم انديشه متفاوت بر اساس حکم حکومتي و در رويه اي ناعادلانه نه به قصد احقاق حق و رعايت عدالت که بايد اساس ماهيت وجودي حکومت باشد بلکه تنها به دليل پاکسازي جامعه از دگرانديشان و تحقق ايدئولوژي حاکم به انديشه مطلق اجتماعي به جوخه هاي مرگ سپرده شدند.
در اين رويه هزاران زنداني سياسي که تعداد دقيق آنان عليرغم گذشت دودهه زمان از اين کشتار همچنان به دليل سکوت مقامات حکومتي ايران نامشخص مي باشد بدون برگزاري دادگاه ، داشتن وکيل و تنها در عرض کمتر از دو ماه به خوجه هاي اعدام سپرده شدند ، اين رويه افرادي را که حتي مدت محکوميت آنان سپري شده بود را نيز در بر گرفت . اکثريت مطلق اين افراد ضمن متحمل شدن شکنجه هاي جسمي و روحي در سايه سکوت ديده بانان اجتماعي به صورت دسته جمعي به قتل رسيدند و اجساد اين افراد هيچگاه به خانواده ها و بازماندگان آنان تحويل نگرديد و بسياري نيز هيچگاه حتي از محل دفن بستگان خود آگاه نگرديدند. اين کشتار که تطبيق روشني با تعريف "جنايت عليه بشريت" دارد در سايه بي توجهي جامعه جهاني ، فعالان حقوق بشر و در روندي خاموش از اوايل دهه شصت آغاز گرديد و يقين است چنانچه واکنش هاي مناسب از سوي فعالان حقوق بشر و جوامع بين الملل در آغاز خزنده اين روند صورت ميگرفت ، فاجعه 67 هيچگاه روي نمي داد .هر چند دودهه از قتل و عام زندانيان سياسي در ايران ميگذرد ، اين جنايت را فراموش نخواهيم کرد و تحقق عدالت و برداشتن گامي موثر براي ايجاد دموکراسي پايدار و حمايت از حقيقت حقوق بشر را در گرو مجازات عاملان اين قتل و عامها در دادگاه صالح بين المللي مي دانيم. چرا که تا زماني که ناقضان حقوق بشر و هتاکان حرمت انساني سايه عدالت را احساس ننمايند اين فجايع هر زمان امکان تکرار دارد.