س حقیقی
ها اوينا ، غم و اندوه ، بلندست تو را
ناله از پرده دل، شعله كشانست تو را
ناله از پرده دل، شعله كشانست تو را
محبسا، زجر به هر شكل، نفيرست تو را
حبس پر فاجعه ام ، آه نشانست تو را
حبس پر فاجعه ام ، آه نشانست تو را
بند ظلمتکده ام ، ضجه نگارست تو را
چو جهنم ، همه جا ، سوختگانست تو را
چو جهنم ، همه جا ، سوختگانست تو را
دوزخ آمد به اوين ، سوز و گدازست تو را
موزه شد، بهر جنايت خفقانست تو را
موزه شد، بهر جنايت خفقانست تو را
خاك بر سر شد و عدلست به تاراج تو را
چه بگويم كه ديانت ، به زيانست تو را
چه بگويم كه ديانت ، به زيانست تو را
عرق شرم شريعت ، به سرايست تو را
آبرو رفته ز مذهب كه عذابست تو را
آبرو رفته ز مذهب كه عذابست تو را
ننگ تقويم شد از بس كه فشارست تو را
چو به تاريخ رَوي، خَلق جديدست تو را
چو به تاريخ رَوي، خَلق جديدست تو را