۱۳۸۷ فروردین ۱۱, یکشنبه

اجراي احكام سنگين زندان براي 10 تن از متهمين پرونده آيت الله بروجردي

مسعود سماواتيان: پنج سال تبعيد به زندان خرم آباد.
عليرضا منتظر صاحب: چهار سال تبعيد به زندان كرمانشاه.
علي شهرابي فراهاني: چهار سال تبعيد به زندان كرمان.
حبيب قوّتي: چهار سال تبعيد به زندان همدان.
احمد كريميان: چهار سال تبعيد به زندان سمنان.
مجيد الستي: چهار سال تبعيد به زندان زنجان.
مهرداد سوري، محمدرضا صادقي، حسن هريسچيان و علي اربابي هر كدام : 2 سال زندان در تهران.
اين افراد براي اجراي احكام زندان مي بايست طي روزهاي 17 و 18 فرودين 1387 برابر با 5 و6 آوريل 2008 به دايره اجراي احكام شعبه 2 دادسراي ويژه روحانيت واقع در خيابان زعفرانيه تهران، خود را معرفي كنند.
لازم بذكر است قبل ازاين ، كيفر خواست اعدام براي اين عده در خرداد ماه 1386 (2007) صادرشده بود كه با اعتراضات گسترده نهادهاي خبري و قضائي بين المللي وفعالان حقوق بشري داخل و خارج از كشور، مجازاتهاي ايشان به 2 تا 5 سال زندان در تهران و تبعيد به شهرستانها و همچنين محروميت كامل از مشاغل دولتي كاهش يافت.
نكته قابل توجه اينكه اين اشخاص هيچكدام ، روحاني نبوده و شاكي خصوصي نيز ندارند و صرفا به علت حمايت از آيت الله بروجردي دراعتراض به ديكتاتوري ديني و لزوم جدا كردن دين از حكومت در ايران ، با چنين احكام ناعادلانه‌اي از سوي دادگاه ويژه روحانيت مواجه شدند!
وضعيت جسماني آيت الله بروجردي در زندان اوين بسيار خطرناك گزارش شده است ، با اين وجود وي تا اين لحظه از كليه امكانات درماني محروم بوده و دستگاه قضائي ايران، همواره در جهت ملاقات كميته‌هاي پزشكي و خبري با ايشان مانع تراشي مي كند .
متهمين مذكور از كليه‌هاي نهادي مدافع حقوق بشر به ويژه: ديده‌بان حقوق بشر، سازمان عفو بين الملل و فدراسيون بين المللي حقوق بشر، درخواست كمك فوري دارند.
ايران پرس نيوز
بر اثر تطاول زمان و تكاثر بداء، مدّعيان مهدويّت در رَسته‏هاى مختلف، فراتر مى‏شوند؛ تاجائى كه امروز شاهد دعاوى تأثّرانگيزى در اين باره هستيم. سر و صداهاى فراوانى را مى‏يابيم كه منجيان دروغين و مصلحان طمعكارى را نشان مى‏دهند كه بخاطر هوسرانى‏هاى گذرا و زياده‏خواهى‏هاى مكروه، قداست قائم موعود را لوث كرده و انتظار را به هرج و مرج مى‏كشانند. وعده باستانى پروردگار در وجود كانديدايى تجلّى يافته كه سلّولهاى مقدّسش، توليت عظماى كائنات را تداعى كرده و ظلّ‏اللّهى او در تمامى ابعاد ولايتى، مشهود مى‏باشد.پس چگونه يك فرد عادّى معمولى مى‏تواند اذهان را مشوّه كرده و با تردستى‏هاى ناجوانمردانه، ادعاي نيابت و ارتباط با او را كند و يا خود را وليّ امر معرفي كند و به افكار عمومى تلقين چنين داعيه‌هاي سنگينى كند؟

۱۳۸۶ اسفند ۲۸, سه‌شنبه

پايان كار 1386 - بيلان محاسبات يك‏سال و كاوشى در 365 روز و شب‏

1 - تاكنون چند تحويل را به ياد داريد كه بى‏تفاوت از دقايقش گذشته‏ايد؟ 2 - در آلبوم خاطرات خود، چند نوروز را ثبت كرده‏ايد كه ناشاد و ناكام و ناخورسند بوده‏ايد؟ 3 - وقتى به پشت سر مى‏نگريد؛ چند عيد را به ياد مى‏آوريد كه سرمست از شادى و طراوت و رضايت بوده‏ايد كه همه چيز را براى خويش مهيّا مى‏ديديد؟ 4 - آيا تغيير فصل، به خودى خود، داراى فضائل و مكارم است هرچند كه بى‏محتوا و بى‏مسمّى باشد؟ مثلاً انتظار ما از بهار، باريدن باران و پوشش سبز طبيعت بر درختان و مفروش شدن زمين به گياهان مختلف است؛ حال اگر فروردين، همراه با خشكسالى باشد و قيافه پائيزى داشته باشد؛ باز هم به وقت ورود به آن، سرود پيروزى مى‏نوازيم؟ 5 - آيا تا كنون به قبح برخى افعال رايج در اين زمان، واقف گشته‏ايد؟ وقتى كه لبهايى براى خنده مى‏شكفد و در همان حال، چشمهايى براى گريستن جمع مى‏شوند؛ دستهايى براى كف زدن بر هم مى‏خورند و انگشتهايى براى تأثّر، ميان دندانها، گزيده مى‏گردند؛ لباس‏هاى تازه‏اى بر تن مى‏روند و تن‏هاى بسيارى به ميان گورها مدفون مى‏گردند؛ سفرها آغاز مى‏شود و مسافرينى در ترمينال‏هاى ذلّت و نكبت، جاى مى‏گيرند؛ يكى به مُد، منزل‏آرايى مى‏كند و ديگرى به ضربت سيلى، روى خانواده‏اش را سرخ نگه مى‏دارد؛ يك‏جا آهنگ طرب، فضا را پر كرده و مكانى، نفيرِ نى، به در و ديوار، غبار غم پاشيده؛ بر زبان بعضى‏ها زمزمه است كه صدسال به اين سالها و در چهره ي خيلى‏ها، اين تابلو، نمودارست كه اى كاش مى‏مُردم و چنين روزگارى را نمى‏ديدم؛ تيك تاك ساعت، به شمارى، تبريك مى‏گويد و به گروهى، تعزيت؛ در يك سوى اين كره خاكى، براى حيوانات، بيمارستان و فروشگاه و مراكز تفريحى و آموزشى وجود دارد و در بخش ديگر دنيا، آدم‏هايى مشاهده مى‏شوند كه نام هيچ نوع غذايى را نمى‏دانند و قيافه ي خوراكيها را به جا نمى‏آورند و در مرگ تدريجى به سر مى‏برند.

تكريم اعياد ملي و باستاني در اسلام اصيل

پيام تبريك آيت الله بروجردي در نوروز سال 1381 خورشيدي:
سلام بر بنيانگذار عيد كه در آيه " تكون لنا عيدا " پايه‏هاى افتخار را براى بشريّت وضع نمود. برداشت همگان از عيدى، منفعت دل است و در لسان اهل حق، اهتزاز پرچم عدالت و آزادي، عيد موعود است. آري، اين دو نعمت عظمي، براي همه زمانها نيكو است و لازم، ديروز، امروز، فردا. اى خداى بزرگ كه عيد را وسيله شادى قرار دادى، عيد ما را تحقق وعده‌هاي باستاني‌ات قرار بده.

بخشي از پيام آيت الله كاظميني بروجردي در آستانه نوروز 1383 خورشيدي:
وقتي مٲمون عباسي پيرامون بزرگداشت عيد نوروز ايرانيان از امام رضا سئوال نمود، ايشان فرمودند : امر و نهي خاصي در اين زمينه از پيامبر نداشته‌ايم، فلذا بجاست كه شما اعياد ملي ايرانيان را تكريم كنيد و پا به ‌پاي مردم، گرامي داريد كه، " الْاسْلامُ يُحبُّ ما قبْله " اسلام، حافظ سنت‌هاست .

در گذشته و حال، مراجع تقليد و همچنين علمائي مانند آقايان: مرتضي مطهري، خزعلي، مشكيني، مصباح يزدي، نوري همداني، مكارم شيرازي و قرائتي، اعياد ملي و باستاني را نشانه حماقت، تحجر، ارتجاع و آتش‌پرستي دانسته‌اند و پيرو آن، متاسفانه در حكومت ولايت فقيه، هر ساله شاهد تحقير اعياد باستاني و تلاش براي حذف چنين روزهائي از تقويم و يا جايگزيني آنها با روزهاي مذهبي بوده‌ايم كه همه اين رفتارها بر خلاف تعاليم پيشوايان آسماني بوده است.
مؤمنين مخالف حكومت ديني در ايران، ضمن ابراز تاسف از سركوب مظاهر ملي هموطنان مظلوم خود، بدينوسيله از عموم دلسوزان فرهنگ و تمدن باستاني مي‌خواهند كه چنين تحقيرها و بدعتهائي را به حساب دين و مذهب نگذارند و فراموش نكنند كه شهادت مظلومانه مراجع اصيل شيعه مانند آيت الله العظمي سيد كاظم شريعتمداري و قتل مشكوك و خانه‌نشيني بزرگان تشيع در سه دهه اخير و در نهايت، غل و زنجير بر دست و پاي آيت الله كاظميني بروجردي، همگي گوياي آن است كه اين رژيم، نه تنها دشمن قسم خورده‌ تاريخ و فرهنگ است بلكه قاتل اسلام اصيل نيز بوده و اين دو مصيبت، درد مشترك همه‌ ايرانيان است از هر طيف فكري و عقيدتي!

بيانيه مشترك جمعي از مخالفين دين سياسي
در شهرهاي مختلف ايران ، در آستانه نوروز 1387

۱۳۸۶ اسفند ۲۲, چهارشنبه

آيت الله بروجردي‌ شركت در انتخابات را تحريم نمود
وَيلٌ لِلَذينَ يَكتُبونَ الكتابَ بِاَيديهِم ثُمّ يَقولونَ هذا مِن عِندِ اللّه - بقره79
توبيخ خداوند است بر كساني كه نفسانيات خود را به نام مكتوبات الهي ديكته مي‌كنند.

و يَقتلُونَ الّذينَ يَامرُونَ بِالقِسْطِ مِنَ النّاسِ فَبَشّرهُم بِعذابٍ اَليم - آل عمران 21
معاندين عدالت و قاتلين آمران به عدل، در زنجيره‌ محكومين به عذاب قرار دارند.

از آنجا كه حكومت ولايت فقيه در ايران، به بهانه ي اجراي منويات آسماني، تمامي آزاديهاي مشروعي كه در قرآن و سنت پيشوايان آسماني مورد تاكيد بوده را نقض مي‌كند و همچنين عدالتخواهي آحاد ملت را دائما سركوب مي‌نمايد، فلذا هرگونه مشاركت در تحكيم پايه‌هاي آن، از مؤاخذات دنيوي و محاكمات اخروي، معاف نخواهد بود. بديهي است كه همه تلاشها در افشاي هويت واقعي غاصبين منبر و محراب رسول الله كه پرستش خدا را تنها از كانال خويش مجاز مي‌دانند، دلهاي شكسته از استبداد ديني را تسلي مي‌دهد و مأجور درگاه باريتعالي خواهد بود.
انّ الله لا يغيّر ما بقوم حتّي يغيّروا ما بانفسهم
فرزند سي‌ام پيامبر اكرم، رحمة للعالمين
سيد حسين كاظميني بروجردي

۱۳۸۶ اسفند ۱۹, یکشنبه

گزارش فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی
به مناسبت روز جهانی زن

نگاهی اجمالی به وضعیت زنان در ایران
(از اسفند 1385 تا بهمن 1386 )
بازداشت فعالین سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی

203 ـ سمیه بیّنات همسر دانشجوی زندانی احمد باطبی توسط نیروهای امنیتی به مدت 3 روز در گرگان بازداشت گردید.(وبلاگ امیر کبیر 6/12/85)
204 ـ دکتر هاله اسفندیاری 67 ساله مدیر"مرکز بین المللی وودرو ویلسون برای دانشوران" که برای ملاقات با مادر 93 ساله اش چهار ماه پیش به ایران سفر کرده بود، پس از 50 ساعت بازجویی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. وزارت اطلاعات از وی درخواست همکاری کرده است. محمد سیف زاده وکیل مدافع هاله اسفندیاری گفت: پرونده موکل وی به شعبه 14 بازپرسی ویژه امنیت تهران ارجاع شده است. (بی بی سی 11/2/86)
205 ـ سپیده پور آقایی فعال حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شد. منزل نامبرده مورد تفتیش قرار گرفت و لوازم شخصی وی ضبط گردید.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 22/2/86)
206 ـ یک زن 51 ساله تهرانی به همراه 40 زن دیگر که مدعی ماموریت آسمانی برای امام زمان بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.(بازتاب 12/3/86)
207 ـ لیلا حیدری که برای ملاقات با همسر زندانی اش بهروز صفری به اداره اطلاعات زنجان مراجعه کرده بود توسط ماموران بازداشت گردید. (وبلاگ حق 13/6/86)
208 ـ طاهره سوداگری به علت شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی ، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 31/6/86 )
209 ـ مهین صارمی همسر علی صارمی توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. علی صارمی چند روز پس از برگزاری مراسم یاد بود قربانیان اعدامهای سیاسی سال 67 اواسط شهریور ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 13/8/86 )
210 ـ مرضیه پور نقی 45 ساله از زندانیان سیاسی دهه 60 توسط ماموران اداره اطلاعات قزوین بازداشت شد. ماموران اداره اطلاعات منزل ایشان را مورد بازرسی قرار داده و مقدار زیادی از وسائل شخصی ایشان از جمله آلبو مهای عکس ، فیلم خانوادگی ، کتاب ، سی دی و موبیل را ضبط کرده و با خود بردند.
(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 21/8/86 )
211 ـ یاسمن رضایی، فاطمه عبدالله وند، نرگس غفارزاده و مریم عظیمی از هواداران آیت الله سید محمدحسین کاظمینی بروجردی توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شدند.(بام آزادی 9/9/86)
212 ـ "عفت قواعدی" مادر هانی خواندار به جرم مصاحبه با رسانه های خارج از کشور بدستور نمازی قاضی دادگاه انقلاب بازداشت شد و منزل وی مورد تفتیش قرار گرفت. فرزند وی نه ماه است که در زندان بسر می برد و از حدود شش ماه پیش هیچگونه تماس تلفنی با منزل برقرار نکرده است ودادگاه انقلاب از دادن ملاقات خودداری می کند.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 10/10/86)
213 ـ فاطمه جواهری ، چیا جواهری و رابعه قبادی توسط نیروهای اطلاعاتی و انتظامی کرمانشاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند . تمامی وسایل این خانواده از قبیل رایانه ، تلویزیون و ... توسط مامورین اطلاعاتی تخریب گردید . (فعالان حقوق بشر 19/10/86)
214 ـ فاطمه گفتاری ، مادر یاسر گلی ، دانشجوی زندانی به دستور بازپرسی شعبه 4 دادگاه انقلاب سنندج بازداشت شد . دلیل بازداشت وی اطلاع رسانی پیرامون وضع پسر زندانی اش می باشد. یاسر گلی دبیر سابق اتحادیه ی دموکراتیک دانشجویان کرد و دانشجوی ستاره داری است که از 3 ماه پیش در بازداشت بسر می برد . وی 3 ماه در سلول انفرادی سنندج در بازداشت بود و اخیرا به بند عمومی زندان سنندج منتقل شده است. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 24/10/86)
متن كامل گزارش

۱۳۸۶ اسفند ۱۴, سه‌شنبه

سلام بر پيامبري كه فريادش مساوات بوده

28 صفر روز پيامبر است ، وقت اداء احترام به نبيّ مكرّم ، او كه پدر ماست ، در آخر ين منبرش فرمود : اي مردم ، آنچه خوبي و كرامت بود به شما آموختم و تمامي بدي ها و زشتي ها را به شما ، نماياندم ،يعني اگر خوبيم ،از بركات نبوي است و اگر بدكاراني در جامعه ، مشاهده مي شوند از عوارض روگرداني از تمدّن آسماني مصطفوي است ،در همان منبر فرمود : اي مردم حسابرسي خدا ، بسي سخت و سنگين است و مراطاقت چنين بازخواستي نباشد ، فلذا هركه مطالبه اي دارد برخيزد و جلو بيايد و همين جا احقاق حقوق خويش كند . آيا ما شجاعت پس دادن عواقب اعمالمان را داريم ؟ آيا مردِ پاسخگوئي به كردارمان مي باشيم ؟ اگر ايمان به معاد داريم و پذيرفته ايم كه حساب و كتاب حّق است. و صراط و ميزان واقعّيت دارد . پس برخيزيم و دل را از تمامي حقوق و عقوق ، بشوئيم و روحمان را از آفات نفساني آزاد نمائيم كه اِشتغال ذمّه ، مانع پرواز در نماز ها و سدّ راه رستگاري خواهدبود . اينك با هم به سفير كبير عرش ، سلام دهيم و در سوگش بناليم ، كه سلام بر پيامبري كه فريادش مساوات بوده ، شعارش وحدت و سفارشش به جود و سخا . اي امّت مرحومه ،اكنون وقت خود سازي در آثار به جا مانده از آن منادي رحمت است ، سنّت محمّدي ،آدمي را به انسانيّت مي كشاند و نَفْس پليد را از وي دور مي سازد و چه تراژدي اسفباري است ،چنان معلّمي با چنين پيرواني ! آيا فراموش كرده ايد در نسخه هاي ما سَبَق ،كه هنگام اداء فريضه ، شخصي از وجود امين اللهي ، سئوال نمود كه تماميت دين در چيست ؟ و آن مبشر لاهوتي فرمود : ( اخلاق ) است ، تا خواست تكبيره الا حرام گويد ، باز سائل فرياد زد : اصل ديانت كدامست؟ و دوباره آن مُنذر وحي ، جواب داد : ( خُلق و خوي نيكو ) و چون ارادۀ نماز كرد سئوال كنندة جسور و تشنه ، فضاي مسجد را به آهنگ غرّاي خود پژواك داد و گفت : اي مُخبر ماوراء ، كليد آئين تو چيست ؟ و باز هم آن يگانۀ دوران گفت : ( اخلاق حَسَنِه )است . پس چگونه ملّتي هستيم كه با چنين سروري ، اعصاب جهودي داريم و احساس بد بيني نسبت به يكديگر و قلوبي مكدّر از همنوعان و دلهائي پراكنده از ياران ، و نتيجة كار ، قطع رَحِم است و ازدياد سكته و وفور بيماريهاي لا علاج و تقليل بركات و ازدياد خشونت ، و در اين ايامِ مخصوص سوگِ آن حضرت ، بخواهيد از خداوند ، دعاهائي را كه ايشان تعليم داده اند و فرموده اند كليد فَرَج در اين دنياست : « اللّهم لا تَجعَلنا فِتنَهً لِلَّذين كَفَروا » خدايا ما را توپ فوتبال در زمين دشمن قرار نده ! و بد خواهانمان را بر سرنوشتمان مستولي نگردان . « اَللّهمّ اجعَل عَواقِبَ اُمُورِنا خَيرا » آفريدگارا ، آيندة ما را مسعود گردان و فردايمان را از چكنم و اضطرار ، رهائي دِه و فراموش نكنيم كه رسالت جبروتي ايشان ، دشمنان بسيار و گسترده دارد ، كه اگر غافل شويم به ورطة « لا» مي رسيم كه همان لائيك است ، مگر نه آنكه كليد ورود به توحيد ، كلمة طيبّة « لا اله الّاالله » است ؟ و مگر نه آنكه براي بيعت با حق تعالي بايستي از مرحلة دلبستگي به اين و آن گذشت ، پس تا ديو مَنيّت از كالبدمان بيرون نرفته ، فرشتة نور و رهائي و روشنائي ، وارد نمي شود ، و ما امروز ، موظّفيم كه هر چه غير خداست از فرودگاه و جودمان ، بيرون بريزيم و ذرّات نهانمان را تطهير كرده تا بتوانيم به خود بباليم كه ميراث بر محمّديم و در قيامت از هرلغزشي در امان بمانيم و چارة « يَومُ الحسره و يَومُ التَّناد و يَومُ الوَحدَه و يَومُ الغربه » را بيابيم .

از نوشته هاي پيشين آيت الله بروجردي

۱۳۸۶ اسفند ۷, سه‌شنبه

آغاز دوباره ي پروژه ي تخريب آيت الله بروجردي در جرايد دولتي

روزنامه جام جم ارگان رسمي رژيم مذهبي ديكتاتوري ايران در شماره ي 2229 روز دوشنبه 6 اسفند 1386 برابر با 25 فوريه 2008 با چاپ مطلبي در ويژه نامه اي تحت عنوان « كژراهه » به بررسي فعاليتهاي آيت الله بروجردي پرداخت و در اين راستا به وارونه جلوه دادن مبارزات آيت الله بروجردي بر عليه رژيم ملايان و تخريب وجهه ي ديني و مردمي ايشان اقدام نمود .
در نوشتار ذيل به اختصار به بررسي مطالب منتشره و اتهامات وارده به ايشان و پاسخگوئي به شبهات تحميل شده خواهيم پرداخت تا از وارونه نويسي تاريخ ممانعت بعمل آيد و بيش از پيش به پرده برداري از چهره ي واقعي اين رژيم ديكتاتوري مبادرت ورزيد :
1- روزنامه جام جم : سيد حسين كاظميني بروجردي، فرزند سيد محمد علي در سال 1337 در بروجرد متولد شد. در سال 50 پس از اتمام دوره متوسطه تحصيلات جديد، وارد حوزه هاي علميه بروجرد، تهران و قم شد و محضر درس استاداني را تجربه كرد، اما به خاطر اين كه مباحثه اي نداشت و جدّيتي در درس خواندن از خود نشان نداد، طلبه موفقي نشد. بااين حال در اوايل طلبگي ملبس به لباس روحانيت شد. در سال 1358 چند سالي را در مسجد همت آباد واقع در ميدان منيريه امام جماعت بود و از همان ابتداي فعاليتش، دروسي را با عنوان ظهور، براي برخي مستمعان تشكيل داد.
جواب : تحريف و وارونه نويسي از سنت ديرينه شماست كه بعد از گذشت 29 سال بر هيچ روشن ضميري اين حقيقت پوشيده نيست . چگونه است كه گاه مي گوئيد ايشان اقرار كرده است كه از نظر ايمان، علم و عقل تهي است و گاه مي گوئيد وارد حوزه هاي علميه بروجرد، تهران و قم شده و محضر درس استاداني را تجربه كرده. گاه مي گوئيد بيسواد است و با روحانيت بيگانه و گاه مي گوئيد طلبه موفقي نبوده است . و آيا ميدانيد که ايشان به إذن و دستور مرجع وقت، آیت الله العظمی سیّد محمدرضا گلپایگانی به امامت مسجد همت آباد منصوب شده بود و اين مسجد بعد از هفده سال امامت و خطابت و زدودن غربت از در و دیوار آن و انعقاد جماعات بی نظیر در وقت نماز، غصب و به دیگری واگذار گردید! و آيا اين برخورد شنيع، توهين وبي حرمتي به آن مرجع بزرگوار نبود؟ اين نشان از اين دارد كه شماها از ابتدا با مرجعيت اصيل و مردمي مخالف بوديد. اين تناقض و ضديت در گفتار و رفتارتان بزرگترين دليل بر كذب ادعايتان است. اين چه قضاوت منصفانه ايست كه پدر بزرگوار ايشان كه از اعاظم مراجع وقت بوده و اجازه مرجعيتش را بزرگاني چون شيخ ابوالحسن اصفهاني و آيت الله خوئي ، آيت الله بروجردي و آيت الله العظمي ميلاني صادر نموده اند ايشان را اينگونه معرفي مي كنيد : فرزند سيد محمد علي!!
لازم به ذكر است در اوايل دستگيري آيت الله بروجردي، جرايد حكومتي وقت از ايشان بعنوان فردي روحاني نما نام برده در حالي كه در اين جا اعتراف مي كنند ايشان تحصيلات حوزوي داشته است .
2- روزنامه جام جم : در كنار اين اقدامات، از فعاليت هاي فرهنگي هم غافل نبود و سعي مي كرد به مناسبتي در موضوعات مختلف مقاله اي بنويسد و در نظر مردم، خود را به عنوان فردي صاحب نظر جلوه دهد.
جواب : ايشان همانند اجدادش همواره با سلاح قلم و بيان به جنگ با استبداد ديني و مذهبي پرداخته و آثار گرانبهائي را همانند پدر بزرگوارشان برجاي نهاده كه از جمله آن مي توان به كتابهاي 1- باراني در كوير سوخته 2- كتاب حكيم 3- مناظرات اينترنتي 4- درمانگاهي براي تو 5- رساله آزادي و همچنين ده ها مقالات ديگر اشاره نمود كه با رجوع به هر يك از اين آثار بي نظير در مي يابيد كه ايشان در خيلي از مسائل اختصاصي، صاحب نظر بوده اند و گواه بر اين مدعا اسناد و آثاريست كه از خود برجاي نهاده است. در هر حال آنچه كه فردي را در ديدگاه جامعه بعنوان فردي صاحب نظر معرفي مي كند آثار قلمي و كلامي ايشان است و نه ادعا؛ لذا با در نظر گرفتن آثار قلمي و كلامي برجاي مانده از ايشان، قضاوت را بر عهده ي ديگران بايد گذاشت .
3- روزنامه جام جم : كاظميني بروجردي همچنين با ارسال نامه هاي متعدد به مجامع بين المللي خارج از كشور همانند اتحاديه اروپايي، خاوير سولانا، پاپ بنديكت شانزدهم و سازمان حقوق بشر اقدام به جوسازي بر ضد نظام كرد. وي در نامه اي كه در 28/6/85 به پاپ نوشت، با طرح ادعاهاي كذب، آورده است : پيشواي مذهبي مستقل هستم. سال هاست كه مورد انواع فشارها و آزارهاي مختلف قرار گرفته ام. ماه ها مورد شكنجه قرار گرفته ام. اينك قضاوت را به وجدان هاي بيدار مي سپارم كه چگونه مي توان دست روي دست گذاشت و حراج ديانت و معنويت را ملاحظه كند. استمداد من و بسياري از ملت ايران كه خواهان پيروي از دين منهاي سياست هستند، بي جواب مانده. اين جانب صاحب بزرگ ترين جمعيت مستقل مذهبي ايران هستم كه مغضوب حكومت هستم. گناه من آن است كه نمي خواهم دين را با سياست درهم بياميزم.
جواب : اين نتيجه ي بايكوت خبري صد در صد و سانسور شديد شما ست كه در درون حاكم است. وقتي كه رسانه و مطبوعات آزاد در كشور وجود ندارد و هر صداي مخالف را خفه مي كنيد و حكم اعدام براي روزنامه نگار صادر مي كنيد يقينا تنها مرجع، فضاي باز رسانه اي و مجامع و شخصيتهاي بين المللي خارج از كشور است تا انسان ظلم ديده، شكوائيه اش را به آن ارجاع دهد و از آن استمداد طلبد. و مطابق آنچه آورده ايد قضاوت را به وجدان هاي بيدار مي سپاريم كه چگونه مي توان دست روي دست گذاشت و حراج ديانت و معنويت و انسانيت را در مرز و بوم عزيز خود ملاحظه كرد.
4- روزنامه جام جم : با چنين القائاتي، هواداران وي براي دفاع از او تهييج شدند و در نيمه شب 12/7/85 تا وقت سحر در حالي كه اسلحه سرد به دست داشتند، در محل سكونت او رفت و آمد مي كردند. اين تجمع، بدون مزاحمت نبوده و طرفداران بروجردي چند مامور بسيجي را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به يك روحاني توهين كردند و به يك ماشين نيروي انتظامي نيز آسيب رساندند. تجمع هواداران و مريدان در مقابل منزل كاظميني بروجردي واقع در خيابان اوستا در روزهاي 13 و 14/7/85 به اوج خود رسيد و از اين پس اين تجمع بيش از پيش مورد توجه ضد انقلاب قرار گرفت .
جواب : آنكه اندك شناختي از اين روحاني ديكتاتور ستيز دارد به آساني درمي يابد كه شعار ايشان هميشه صلح و مسالمت بوده و توصيه دائميش به پيروانش حفظ و صيانت از آرمانهاي رفيع انسانيست. حمل چوب و كارد آشپزخانه در عصر بمب اتم كه در دست عده ي قليلي از پيروان آيت الله بروجردي بود و نظام از آن به عنوان سلاح سرد ياد مي كند دليل بر خشونت و تعصب نبوده است بلكه نشان از مظلوميت است. كه چگونه نظامي كه تا بن دندان مجهز به پيشرفته ترين سلاح هاي سركوب جمعي است در برابر عده اي قليل و دست خالي لشكر كشي مي كند و به طفل سه ماهه هم رحم نمي كند و اين بزرگترين نقاب برداري از چهره استبداد ديني بود كه آيت الله بروجردي با الگو گيري از حركت اصيل و آزاديخواهانه جدش حسين بن علي در كوچه سرو خيابان آزادي نسبت به آن مبادرت ورزيد .
5- روزنامه جام جم : در نهايت مقدمات دستگيري او در 15/8/85 فراهم شد و عده اي از ماموران لباس شخصي ناجا در ساعات اوليه بامداد براي اجراي حكم به در منزل او مراجعه كردند، اما كاظميني سرسختي نشان داد و با فراخوان هوادارانش قصد خود را براي مقابله علني كرد. در اين فراخوان 500 نفر از مريدانش در محل حاضر شدند و به عقب راندن نيروهاي ناجا اقدام كردند و حتي چند نفر را نيز به گروگان گرفتند.
جواب : اولاً كه چرا زمان دستگيري ايشان را يك ماه به جلو كشيده ايد ؟ دستگيري ايشان 15مهرماه بود نه 15آبان. شايد ميخواستيد بگوئيد حمله و يورش به ايشان و پيروانش در سحر نيمه ي ماه رمضان نبوده است! و ثانيا نكند فراموش كرده ايد كه 48 ساعت مشتي زن و بچه صغير را با دهان روزه در آنجا محصور كرديد و حتي به گواه همسايگان آيت الله بروجردي از آوردن آب و غذا هم ممانعت كرديد و جوانان مسلمان را با دهان روزه سركوب كرديد. براستي كه روي حكومتهاي مستبد پيشين و طالبان را سفيد كرديد! در ثاني ايشان هيچ گاه فراخواني براي مقابله علني با حكومت را نداشت آن هم به چند دليل 1- اينكه ايشان همواره توصيه به صلح و مسالمت داشته است فلذا چنين ادعايي كذب محض است .2- اسناد تصويري مشتمل بر عكس و فيلم بيانگر محبوبيت بيشمار وي در اقصي نقاط كشور دارد و اگر ايشان مي خواست فراخواني براي قيام بر عليه رژيم داشته باشد الان مجبور بوديد بجاي دستگيري پانصد نفر ( به ادعاي خودتان ) ، صدها هزار نفر از هواداران اسلام غير سياسي در كشور را دستگير كرده و به زندان ببريد.كافي است به اسناد تصويري گردهمائي هزاران نفر از هواداران ايشان در ورزشگاه شهيد كشوري تهران بتاريخ 8 تيرماه 1385 نگاه كنيد بلكه حقيقت امر بر شما هويدا گردد.
6- روزنامه جام جم : از همان ساعات اوليه بامداد برخي نيروهاي حزب الهي بدون هماهنگي در محل حاضر شدند و مقابل هواداران كاظميني صف آرايي كردند و تا پايان در گيري و دستگيري در صحنه حضور داشتند.
جواب : براستي كه اين به اصطلاح نيروهاي حزب الهي هر جا بوي سركوبهاي مردمي ، خشونت و يورش باشد بدون هماهنگي در صحنه حضور مي يابند! اينان از كدامين مرجع قانوني و رسمي پيروي مي كنند! و آيا در حكومت شما مرجع قانوني رسيدگي به درگيريها پليس نيست؟ الحق كه بي قانوني از اركان اصلي نظام شماست. حتي معتقد به قوانيني كه خود وضع كرده ايد نمي باشيد.
7- روزنامه جام جم : در بازرسي هاي اوليه و تفتيش منزل وي، 2 قبضه سلاح ژ-3 و تعداد زيادي قمه به دست آمد. 178 نفر از متهمان دستگير شده زن و 225 نفر مرد بودند.
جواب : با وجود اينكه سابقه طولاني و مهارت كافي در نشر اكاذيب و دروغپردازي بر عليه ملت ايران داريد ولي اينبار گويا حافظه خود را از دست داده ايد و با وجود كثرت گزارشات كذبي كه بر عليه آيت الله بروجردي نشر داده ايد بعد از گذشت 17 ماه از واقعه، تازه يادتان آمده كه 2 قبضه سلاح، آن هم ژ-3 در منزل ايشان كشف كرده ايد! كدام عقل سليم اين را از شما مي پذيرد كه يك روحاني با دو قبضه سلاح از نوع ژ-3 مي خواهد رو در روي نظام بايستد! در ضمن اي كاش بچه هاي شير خواره و دختر بچه هاي سه ساله را هم جزو آمار بازداشت شدگان مي آورديد تا دنيا بداند شما پايبند به هيچ يك از اصول اخلاقي و انساني نمي باشيد.
8- روزنامه جام جم : پس از دستگيري كاظميني توسط دادگاه ويژه روحانيت تلاش گسترده اي از سوي برخي رسانه هاي خارجي براي راه انداختن موج تبليغي منفي عليه جمهوري اسلامي به راه افتاد و برخي هواداران كاظميني نيز با بهره گيري از فضاي مجازي سعي كردند اين گونه القا كنند كه وي در زندان زير شديدترين شكنجه ها قرار دارد، اما بعدها با انتشار برخي اعترافات او كه بيانگر چهره واقعي كاظميني بروجردي بود، بسياري از اقدامات بي اثر ماند.
جواب : به گواه شاهدان عيني، شدت شكنجه بر آيت الله بروجردي بقدري بوده كه هم اكنون تعادل جسمي خود را از دست داده است و بدون كمك و دستگيري ديگران قادر به بلند شدن از روي صندلي هم نمي باشد. شواهد امر گوياي آن است كه وي در مدت بازداشت در زندان اوين مبتلا به بيماريهائي ازجمله پاركينسون ، ديابت ، فشار خون و نارحتي هاي قلبي شده است كه زائيده ي شدت فشار و اذيت و آزارهائي است كه در اين مدت بر وي وارد شده بود و همچنين گواه صدق اين مدعي مجموعه گزارشاتي است كه از ناحيه سازمانهاي معتبر جهاني حقوق بشري صادر شده است و از جمله آن مي توان به گزارشهاي مكرر سازمان عفو بين الملل و ديده بان حقوق بشر اشاره نمود.
9- روزنامه جام جم : وي در آخرين جلسه دادگاه، خود را فريب خورده ضد انقلاب خارجي دانست و تاكيد كرد نوري زاده بارها با وي تماس گرفته و وي را تشويق به استقامت كرده و گفته : اگر مدت كمي مقاومت كني، ناتو به ايران حمله مي كند و كار آنها تمام مي شود و تو مي شوي رهبر ديني. حتي خانمي از راديو سوئد زنگ زد و ضمن تبريك به كاظميني به خاطر مقاومتش مدعي شد كه هيچ روحاني معروفيتي به اندازه او روي كره زمين ندارد.
جواب : اين سناريوي مضحك پخش اعترافات ، ديگر براي ملت ايران يك بازي تكراري و رنگ باخته ايست . دولتمردان رژيم ادعا مي كنند كه آيت الله بروجردي رهبري آينده ي ايران را در سر مي پروراند در حالي كه آيت الله بروجردي بسان اجدادش معتقد به جدائي دين از حكومت بوده و حكومت ديني در عصر حاضر را نوعي استبداد مذهبي ميداند كه آفت آزادي و معنويت است و اخلاقيات را در جامعه ريشه كن مي كند، پس چگونه خود كه شخصي روحاني مي باشد مي تواند چنين ادعايي كند ؟!
10- روزنامه جام جم : يك كاري مي كردم كه بيشتر لات ها و بدحجاب ها جذب مي شدند. به خاطر چي؟ به خاطر اين كه به اينها مي گفتم بيايند حاجت بگيرند. كمتر، هياتي ها و مسجدي ها مي آمدند.
جواب : انحصاري كردن دين و مذهب از شاخصه بارز استبداد ديني است كه باعث ادبار جامعه از رهبران آسماني مي گردد و دين و مذهب را ابزاري براي نيل به مطامع نفساني مي كند. اين خط مشي پيامبران الهي بوده كه در دعوت و گرايش امت به اصول معنوي و اخلاقي، تبعيض قائل نبودند و دعوتشان شامل عموم توده ملت مي شده است. ما حصل 29 سال استبداد ديني بدست رژيم ديكتاتوري ايران، رويگرداني و بي اعتمادي قاطبه ي ملت ايران نسبت دين و مذهب شده است كه عوارضش از بمب اتم و سونامي نيز مخربتر است. و آيا محدود كردن گرايشات مذهبي به صنف « مسجدي و هيأتي » ظلم نيست ؟

۱۳۸۶ اسفند ۱, چهارشنبه

فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی

گزيده اي از گزارش ماهانه ( بهمن 1386) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران

اخبار مربوط به زندانيان سياسی:

1 ـ قاضی موسوی رئیس شعبه یک معاونت امنیتی دادسرای انقلاب تهران برای پنج نفر از زندانیان سیاسی آذربایجانی قرار وثیقه های سنگینی را صادر نمود. مبالغ قرارهای صادره به این شرح است: سعید متین پور 500 میلیون تومان ، علیرضا متین پور 120 میلیون تومان ، بهروز صفری 120 میلیون تومان ، جلیل غنی لو 80 میلیون تومان و لیلا حیدری 80 میلیون تومانی . ( امیر کبیر 7/11/86 )
2 ـ مهدی الهیاری دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف که در تاریخ 17 آذر توسط مامورین امنیتی بازداشت شده، هنگام بازجویی مورد ضرب و شتم وحشیانه تیم بازجویی قرار گرفته ، بطوری که آثار آن در ملاقات با خانواده اش مشهود بوده است. ( کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند 8/11/86 )
3 ـ بابک دادبخش زندانی سیاسی که از زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شده با خواستهای بازگشت به زندان اوین ، برخورداری از حق ملاقات و تماس تلفن با خانواده مدت 15 روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد . وی بطور موقت بیهوش گردید و به بیمارستان زندان منتقل شد.(فعالان حقوق بشر در ایران 10/11/86)
4 ـ انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی به اتهام همکاری با احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی 4 ماه پیش توسط ماموران امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان قروه منتقل شدند. دادگاه انقلاب برای آزادی هر کدام از آنها مبلغ 80 میلیون تومان قرار وثیقه صادر کرده است.(روز 17/11/86)
5 ـ صالح کهندل که از اسفند 85 در زندان بسر می برد، اعلام کرد: به مدت 6 ماه در سلولهای انفرادی 209 اوین بسر برده و سپس به بند 305 منتقل شده و در دادگاه به 10 سال زندان محکوم شده است.(امیر کبیر17/11/86)
6 ـ بختیار رحیمی عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری که به اتهام ارتباط با گروههای غیر قانونی و اقدام علیه امنیت ملی 7 ماه پیش توسط ماموران امنیتی بازداشت گردید، در تمامی مدت بازداشت در سلول انفرادی اداره اطلاعات سنندج و بند 209 زندان اوین بسر برده است. او از حق دسترسی به وکیل محروم بوده و درمدت بازداشت تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار داشته است.
(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 20/11/86)
7 ـ آیت الله کاظمینی بروجردی پس از 71 روز حبس در بند 209 مجددا به بند عمومی روحانیت منتقل شدند. نامبرده بر اثر شکنجه های مختلف از جمله ( نگهداری ایشان برای مدتی در زیر زمینی تنگ، تاریک و سرد) در طی ماههای اخیر مستمرا بیهوش می شود. وی احتیاج به معالجه در خارج از زندان دارد ، مقامات زندان از انتقال او به یک بیمارستان مجهز جلوگیری می کنند.( فعالان حقوق بشر در ایران 25/11/86)

۱۳۸۶ بهمن ۲۹, دوشنبه


The reaction of Ayatollah Boroujerdi's followers to the publishment of a caricature relative to the prophet of Islam in Danish newspapers
We say the harshness is condemned in all aspects even in word and clerical but we believe the reason of opposition between Western culture and Islamic culture is the misunderstandings are the result of western and Islamic extremists action that prevents from universal understanding,peace and security.
Ayatollah Boroujerdi the opposed to dictatorship and prisoner clergyman says: we believe to establishment the international peace and security the different fanaticisms must be left.
We say God has established a guidance method for any nation and no body should to impose his/her religion and opinion to others.

۱۳۸۶ بهمن ۲۶, جمعه

واكنش هواداران آيت الله بروجرديبه چاپ كاريكاتور منسوب به پيامبر اسلام در جرايد دانماركي

ما مي گوئيم خشونت در تمامي اشكال آن مطرود و محكوم است حتي اگر خشونت كلامي و قلمي باشد . اما باور داريم كه علت بروز چنين تقابلي مابين فرهنگ غرب و فرهنگ ناب اسلامي ، سوء تفاهماتي است كه در نتيجه ي عملكرد تندروهاي غربي و اسلامي حاصل گرديده است كه مجال تفاهم ، صلح و امنيت جهاني را مسدود مينمايد .

صلح از ديدگاه آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي

1. براي دفع آفات اجتماعي و برقراري صلح جمعي، بايد انتقادپذير و انعطاف‌پذير و صبور بود.
2. ساكنان ديار صلح و مساوات، كساني هستند كه در جويبار نوع‌دوستي و مهروزي، تن را از هر خودخواهي و خودبيني و خودمحوري شسته‌اند.
3. صلح و مسالمت، سرمايه‌گزاريهاي بلندمدتي است كه نسلهاي جاري و آينده از منافع عمومي آن بهره مي‌برند.
4. بدون احترام متقابل، صلح و دوستي برقرار نخواهد شد.
5. يكي از ابعاد صلح، اصلاحات است.‌ پرچم صلح بر بام سرزميني به اهتزار خواهد بود كه توده‌هاي مردم آن، اصلاحات را در زندگي فردي و اجتماعي دنبال كنند.
6. يكي از ملزومات صلح در جهان،‌ عدالت حكومتهاست. ‌عدالت قدرتها از طراوت باران بهاري لازمتر است. بهترين چيزي كه بقاء دولتها را تضمين مي‏كند عدل و مساوات است.
7. صلح و آرامش و كامروائي براي مردمي كه حكام آنها آلوده به تبعيض و زورگوئي و خيانت باشند،‌ غير ممكن است.

اطلاعيه فعالان حقوق بشر ايران
در باره آخرين وضعيت آيت الله كاظميني بروجردي

بنا بر گزاراشات رسيده آقاي آيت الله کاظميني بروجردي روحاني معترض که اخيرا به بند 209 زندان اوين منتقل شده بود در وضعيت بد جسماني قرار دارد.
آقاي آيت الله بروجردي پس از 71 روز نگهداري در بند 209 مجددا به بند عمومي روحانيت منتقل شدند ، اين در حالي است که در اين مدت به دليل عدم رسيدگي به ناراحتي هاي جسمي ايشان و همچنين در نتيجه شکنجه هاي مختلف ( نگهداري ايشان براي مدتي در زير زميني تنگ و تاريک و سرد ) در طي ماه اخير مستمرا بيهوش مي شوند و چون زمان برخي از اين بيهوشي ها طولاني است طبق نظريه پزشکان ممکن است اين حالت در اثر عارضه مغزي بروز کرده باشد و اين مسئله باعث نگراني هاي جدي شده است.
آقاي بروجردي جهت درمان بيماري هاي خود مي بايست تحت عکس برداري به روش (MRI) قرار گيرند و از آنجاي که بهداري زندان اوين فاقد چنين تجهيزاتي مي باشد از انتقال ايشان به بيمارستان مجهز جلوگيري شده است .مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران نسبت به سلامت جسمي آقاي بروجردي اعلام نگراني مي کند و خواهان درمان فوري کليه بيماري هاي وي که در زندان و در اثر شکنجه هاي طاقت فرسا متحمل شده است مي باشد.
فعالان حقوق بشر در ايران

۱۳۸۶ بهمن ۱۹, جمعه

آخرين وضعيت روحاني ديكتاتور ستيز زنداني
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي
به گزارش يك منبع موثق صبح روز چهارشنبه مورخه 17/11/86 آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي پس از تحمل 70 روز بازداشت و شكنجه در سلول انفرادي بند 209 اوين به دادگاه ويژه روحانيت منتقل گرديد تا بلكه با موافقت قاضي پرونده ، ايشان به بند عمومي انتقال يابد . اين احتمال ميرود كه ايشان بتواند پس از تحمل 70 روز بازداشت انفرادي با خانواده اش تماس بگيرد اما تا اين لحظه در اين باره خبري مخابره نشده است . به گزارش يك شاهد عيني آيت الله كاظميني بروجردي در حاليكه از روحيه اي بسيار عالي برخوردار بود ، در اثر شكنجه هاي وارده ، از نظر جسمي بسيار نحيف و خسته بنظر ميرسيد بگونه اي كه توان بلند شدن از روي صندلي را نداشت و حتماً مي بايست با كمك مأمورين محافظ ايشان حركت مي كرد . نكته ي تأسف برانگيز اينكه ايشان در لحظه مشاهده كفشي برپا نداشت و كاملاً پا برهنه بود كه نشانگر اوج توحش و بيدادگري حاكم بر دستگاه قضائي رژيم ديكتاتوري جمهوري اسلامي است .
گفته ميشود فشارهاي اخير بر آيت الله بروجردي ، نامه نگاري ايشان با سران ديگر كشورها و سازمانهاي معتبر جهاني عنوان شده است .
بدينوسيله بار ديگر حمايت خود را از مبارزات آزاديخواهانه ي آيت الله بروجردي اعلام ميداريم و خواستار آزادي فوري ايشان و ساير زندانيان سياسي و عقيدتي مي باشيم .

۱۳۸۶ بهمن ۱۶, سه‌شنبه


مروري بر ديدگاهها و نظرات آيت الله بروجردي

چكيده‌اي از مهمترين مصاحبه‌ها
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در سالهاي طولاني فعاليت خود تحت بايكوت كامل خبري بود و امكان مصاحبه با رسانه‌هاي داخلي و خارجي را نداشت، ولي دو ماه قبل از يورش عوامل رژيم ديكتاتوري به منزل ايشان و بازداشت غير قانوني وي در شهريور و مهرماه 1385برابر با سپتامبر و اكتبر 2006،‌ راديو و تلويزيونها و روزنامه‌ها و نمايندگان احزاب و گروه‌هاي مختلف ، بارها با آقاي بروجردي مصاحبه كردند از جمله: صداي امريكا ، راديو فردا ، دويچه وله ، اس بي اس ، كانال 1، پارس تي‌وي ، بي‌بي‌سي ، راديو مولتي كولتي ، راديو سوئد ،‌ راديو فرانسه و همچنين خبرنگاران و گزارشگران آزاد و نمايندگان احزاب و گروه‌هاي ملي و مذهبي و حتي نمايندگان گروه‌هاي لائيك ، كه انعكاس گسترده‌اي پيدا نمود. از آنجا كه بعضي از سئوالات تكراري بوده و يا مكمل همديگر بوده‌اند فلذا بصورت خلاصه و تركيبي ،‌ بخشهاي كوتاهي را ذكر مي‌نمائيم :
1. چرا فكر مي‌كنيد كه دين و سياست بايد از هم جدا باشد؟
تاريخ نشان داده كه در حكومتهاي ديني، از اهرم دين براي تامين مقاصد حكومتي استفاده مي‌شود نه كمك به رشد فكري و اعتقادي مردم، پس بايد ابزار دين را از دست سياستمداران جدا نمود تا بتوان عدالت و صلح و مساوات را برقرار نمود. هر نوع استبدادي به بهانه‌اي پيش مي‌رود،‌ بدترين نوع آن، بهانه‌ي دين و مقدسات است كه بخاطر باورداشتهاي تعصب‌آميز عوام، شرايط دوام و بقاء جناياتكاران بزرگي را فراهم كرده است.
2. نظر شما در مورد سركوب اقشار مختلف مردم چيست؟
معتقدم اگر حكومتي مردم را سركوب كند نمي‌توان آنرا جمهوري ناميد، مخصوصا وقتي به بهانه‌هاي ديني سركوب كند نمي‌توان آنرا اسلامي ناميد. من به استفاده از واژه‌ي جمهوري اسلامي اعتراض دارم. در نامه‌هائي به شخصيتهاي مذهبي دنيا نيز پيرامون سركوب هموطنانم اعتراضات خود را بيان كرده‌ام.
3. نظر شما درباره‌ي تساوي حقوق زن و مرد چيست؟
آنچه كه مربوط به احكام اسلامي مي‌شود، بايد گفت كه احكام اسلامي اجتهادي بوده، يعني با شرايط مختلف زمان و مكان، مي‌توان آنرا تغيير داد، ولي اگر بين دين و سياست، جدائي افتد، اين مشكلات از افق بالاتري برطرف مي‌شود.

ادامه مطلب