۱۳۹۹ شهریور ۱۹, چهارشنبه

گرفتاری اهل زمین

گرفتاری اهل زمین از زمانی شروع شد که قدرت های فکری، سیاسی، اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سعی کردند تا مدیریت جامعه را به دست بگیرند. ولی قاعدتاً، خیلی ها زیر بار نمی رفتند، چون همه انسان ها عقل دارند و اکثر مردم از درجاتی از علم و دانش برخوردار هستند، پس قدرت طلبان مجبور شدند که دست به دامن ماوراء بشوند و پای یک موجود نادیدنی به نام خدا را وسط بکشند، تا بتوانند بر بقیه مردم معاصرشان غالب بشوند، یا به این عنوان برای آیندگان درختی بکارند.

نتیجه تحقیقات من در منابع مختلف دینی و به ویژه منابع اسلامی نشان می دهد که اصل فتنه در ادیان است، من چندین منبع از منابع اسلام پیدا کردم و این ها را در کتاب های اخیر خودم جمع آوری نمودم،

یک امر طبیعی است که انسان برای پیشبرد اهداف و اموراتش، زبان به تهدید بگشاید، یا هوادار جمع کند و با آنها مانور بدهد. و به همین صورت بود که این تهدید ها را بردند در فاز خدای نادیدنی، که بهشت و جهنم دارد، می بیند، می شنود و امر و نهی می کند، و این گونه شد که سلطه بر بشر از ده ها هزار سال قبل به نام معنویات و الهیات آغاز شد بدون این که این مذاهب آسمانی در اعصار مختلف، به ویژه در زمینه معرفی خداوند و شناخت خداوند خدمتی به مردم کنند.

در اینکه گیتی یک آفریدگار دارد، هیچ شکی نیست،  ولی حقیقت آن آفریدگار، با این خدایی که از زمان آدم تاکنون به واسطه ادیان گوناگون مطرح شده است، اصلاً مطابقت ندارد و نمی توان آن را پذیرفت.

خدایی که ما از ادیان تحویل گرفتیم، خدای کوچک و حقیری است که، تنها در کره زمین امر و نهی می کند و کارایی و مدیریت دارد، در حالی که هستی آنقدر بزرگ است که کره زمین در آن گم شده است.

البته انکار نمی شود کرد که انبیاء و رجال آسمانی، رجالی که خودشان را به آسمان نسبت می دهند، خیلی وقت ها قصدشان خدمت به بشر بود، می خواستند عدالت جاری بشود، می خواستند صفا و صمیمیت بین مردم باشد ولی نمی توانستند، برای اینکه این کار در عهده آنها نبود چون وصل نبودند، یک خطوراتی داشتند، در ذهنشان یک اوهامی می آمد، که خیال می کردند این گفته خداست اما وقتی که مقایسه می کنیم گرداننده هستی را با آنچه که اینها تحت عنوان خدا معرفی می کنند، می بینید که به هیچ وجه تناسب ندارد، سپس جنایتکاران آمدند و به نام همین خدا و ادیانی که آنها را به آسمان نسبت دادند، این همه جنایات را  روی زمین انجام دادند، یا تحت عنوان جهاد یا انتقال فرهنگ یا صادرات عقاید فتنه ها برپا ساختند، اکنون هم می بینیم که به نام ادیان جنایت می شود و نامش را خدمت به خدا می گذارند.

لذا به نام این خدا ترور و آدم کشی می شود، و خلق را شکنجه می کنند و اسمش را می گذارند خدمت به خداوند، يا ثواب و قربة الی الله، هر چه بدبختی و بیچارگی برای ملت ها است، در همه اعصار به نام خدا تمامش کردند، چون می دانند که خدا تنها نام و موضعی است که دست کسی به او نمی رسد که مورد پرسش قرار بگیرد! این هم برنامه خوبی برای همه ادیان است! می گویند: خدای آسمان! وقتی که گفت: آسمان، دیگر دستت کوتاه است و مشکل سر همین است. صاحبان ادیان هر چه خواستند با مردم کردند، از نظر اقتصادی آن ها را استثمار کردند، از نظر امنیتی آن ها را به صلابه کشاندند، فرق نمی کند، در شرق، غرب، خاورمیانه، در اسلام، مسیحیت، یهود و در زرتشت. تاریخ ثبت شده از همه ادیان، برای ما گزارش های مهم و غیر قابل انکاری آورده، که همه سران ادیان جنایت های بسیاری بر بشر مرتکب شدند تحت عنوان خلق شرایع و مناسک و همه را اعتراف دادند، نشان دادند و فِلِش زنی کردند به سمت خدا، هر کس هر گونه که خواست به نام این خدا، خدای نامحسوس، نامرئی، هر کاری می خواهد بکند، کسی هم جرئت ندارد حرف بزند، فورا با تکفیر و اتهام محاربه مواجه می شود.

ما حرکتمان بر اساس این است که باید عبور کنیم از همه ادیان و مذاهب و راه را پی بگیریم وهرگونه دخالت های خشونت آمیز را به نام ادیان در هر کجای جهان محکوم می کنیم، تاریخ گذشته را که یادآور ظلم و ستم و استعمار و استثمار بوده به نام ادیان که نسبت به خدا بوده، نسبت را می رساندند به خدا، امروز محکوم می کنیم، هرچند مربوط به دهها هزارسال قبل باشد.

ما معتقدیم که حتی روزگار جدایی دیانت از سیاست گذشته، یعنی مال دیروز بود، امروز زمانی است که ما باید خود ادیان را لایروبی کنیم که اصلاً این ها وصل به خدا نبودند، ما دیدمان نسبت به پروردگار فراتر از آن است که تاکنون ادیان آورده اند، و سیاست را هم سیاست درستی نمی بینیم، ما هم به ادیان اعتراض داریم هم به سیاسیون، سیاست جهانی همیشه در جهت استثمار ملت ها بوده، ما از تاریخ، هیچ گزارش خوشی نداریم، ما از تقویم بشر، هیچ کارنامه زیبایی نداریم، ما از سیاست هم عبور کرده ایم، سیاست جهانی در هر عصری، مبتنی بر انهدام ضعفا بوده، در هر جا که شما نظام طبقاتی می بینید، آنجا سیاست ، مکرآمیز است، سیاست درست آن است که همه اهل زمین (این هفت میلیارد) دارا باشند، از منابع زمینی هم، برخوردار باشند، در بهداشت و سلامت و درمان، یکسان باشند، فقیری در عالم نباشد، گرسنه ای نباشد، دردمندی نباشد، وقتی که هست ما آن را از چشم هم الهیون می بینیم، هم سیاسیون، ما هر دو را رد می کنیم و جایگاه سومی را انتخاب کردیم که آن، عبور از سیاست و دیانت است.

 بروجردی

26 فوریه 2019

از اینجا ببینید و بشنوید.

هیچ نظری موجود نیست: