۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

وداع آیت الله بروجردی پیش از تبعید

به نقل از خانواده آیت الله بروجردی، مسئولین دادگاه ویژه روحانیت طی یک ابلاغ شفاهی اعلام نمودند: به علت آنکه آقای بروجردی حاضر به مصاحبه تلویزیونی نشدند، بنابراین طی روزهای آینده به زندان شهر یزد تبعید خواهند شد. آیت الله بروجردی طی پیام صوتی کوتاهی، بار دیگر بر مواضع فکری و عملی خود پافشاری نمودند:

« فایل صوتی »
سلام بر صلح و عدالت و آزادی، درود بر مدافعین حقوق بشر، به نام آفریدگار مهربان و بنده نواز، با یاد میهن عزیز و ملت مظلوم ایران.
قبل از آن که از زندان پایتخت به تبعید در زندان یزد بروم، بار دیگر مواضع فکری و عملی خود را برای ثبت در اوراق ماندگار تاریخ معاصر جهان اعلام می دارم تا جای هیچ گونه شائبه و شبهه ای برای ملتهای با وجدان جهان باقی نماند.
اینجانب روحانی فراسونگر و جهانشمول با سابقه کاری سی و پنج ساله در مصادر خطابت و امامت و کتابت، جوانی و ایام خاص آن را صرف خدمات اجتماعی و اعتقادی و انسانی و الهی نمودم و پایگاه کم نظیری را در بین آحاد مردم بدست آوردم که سبب حسادت روحانیون درباری و خشم اربابان زر و زور و تزویر گردید و در مسیر تبلیغ دیانت و معنویت اقتدا به پدرم کردم که از بزرگان مدافعین دین سنتی بود و جانش را در راه خداجویی و خلق گرایی و خوش خدمتی به محرومین جامعه فدا نمود و به دست جلادان مدعی اسلام خواهی کشته شد. من وارث پدرانی هستم که همگی از رهبران دینی و پیشوایان مذهبی در ایران و عراق بوده اند و آنها دخالت دیانت در سیاست را مخلّ اعتقادات می دانستند و اسلام سیاسی را عامل خروج دینداران از حوزه توحیدی می خواندند و اکنون وجوهی از اختلافات فاحش و غیر قابل اغماض را که در بین دین حکومتی و مذهب غیر سیاسی وجود دارد به معرض قضاوت جهانیان قرار می دهم:
آئینی که ما از آن سخن می گوییم شعارش " یرید الله بکم الیسر " است و صاحب شریعت را دوست صمیمی معرفی می کند که هرگز باعث رنجش خاطر مخلوقش نمی شود. اسلامی که مد نظر ماست پرچمش " و لا یرید بکم العسر " است و اعلام می کند که خداوندگارتان اهل سختگیری و اذیت بندگانش نیست. دینی که در تحکیمش ایستاده ایم کلامش " ولا یکلف الله نفسا الا ما اتاه " بوده و می گوید هیچگاه پروردگارتان قوانین تند و تیز و شاقی را بر شما تحمیل نمی کند چرا که او می داند " خُلق الانسان ضعیفا " آدمی ظریف و ضربه پذیر و بدون مقاومت است و به زبان حال بشر اشاره داشته که " لا طاقه لنا " ؛ پس هرگز همانند یک حاکم بی رحم و سنگدل دستورات خشن و ایذایی نمی دهد. مذهبی را که به جامعه می پروراندم فریادش " لا اکراه فی الدین" بود و آموزه اش نهی از استبداد دینی است. الفبای معنویات مورد تدریسم " یسئلونک ماذا ینفقون،قل العفو " است که توصیه عمومی به محبت و همزیستی مسالمت آمیز می باشد. راه ما مشرب تسامح و تساهل است که در این نسخه نمایان شده " و ما جعل علیکم فی الدین من حرج " به یقین بانی شرایع آسمانی، پیامبر و کتابی نمی فرستد که باعث تخریب اعصاب و تنگی معیشت مردم گردد. مکتب دینی ما " مله ابیکم ابراهیم" است که تمامی پیروان ادیان و مذاهب الهی را یک خانواده بزرگ توحیدی می داند و پیام معلم خداشناسی، ابراهیم خلیل آن است که " فمن تبعنی فانه منی " که مفهومش اتحاد تمامی مذاهب است و قرابت و خویشاوندی گسست ناپذیر همه طرفداران ادیان آسمانی، بنابراین هرگونه تنش و تحریک منفی و مخرب را در صفوف موحدان عالم یک حرکت شیطانی می دانیم.
رسالت پیامبرمان را مغایر با هرگونه خودکامگی و تفتیش عقاید و اعمال خشونت می دانیم که او گفت " انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " که مبعوث به خوبیها و زیبایی ها و پاکی ها گردید. دیدگاه ما نسبت به مردم آن است که تمامی اهل زمین خانوار خداوندند " الناس عیال الله " . وقتی که صانع متعال خلایق را وصله و بسته خود می داند هیچ حاکم و قانونگذاری اجازه ندارد نسبت به رعیت سختگیری کرده و موجب هدم آزادی و استقلال و اعتلای او بشود. آن پل ارتباطی بین مرکز هستی و گلهای خلقت او که مبشر آنم می گوید " الصلح خیرٌ " عالم انسانی باید در صلح و صفا زندگی کند و قاعدتا جنگ افروزی و سلطه طلبی مخارج سنگینی دارد که بر دوش صاحبان واقعی مملکت قرار می گیرد تا آنجا که سفره های مردم، بدون غذا می ماند تا تامین تسلیحات پیشرفته گردد.
در قرن گذشته شاهد خسارات جبران ناپذیر ورود سیاست در عرصه دیانت بودیم . هرگز لطماتی را که امپراطوری عثمانی به معنویات زد و موجب استحاله فکری و فرهنگی در کشورهای اسلامی شد از آلبوم گویای تقویم جهان زدوده نمی گردد. اهالی کشورهای استعمار شده به بهانه آنکه تحت خلافت دینی اداره می شوند به بی حرمتی ها و نسل کشی ها و شکنجه های قرون وسطایی محکوم بودند که نتیجه آن جنایات و فجایع ستمدینی، تولد آتاتورک در ترکیه بود و حاکمیت کلیسا در اروپا نیز در قرون گذشته موجب پیدایش کمونیزم در جهان گردید ؛ فلذا هرگز سابقه خوشی را در آئینه تاریخ بشری از ادیان سیاسی نداشته اند که دین مقوله ای باطنی و فیما بین آفریدگار و بندگانش می باشد و سیاست، مرز و حریم و تعهدی را بر نمی دارد و در محورهای ظاهری زندگی انسانها مستقر می باشد.
این است خواسته من و تمامی ملل جهان که خدا را در جایگاه اتهام قرار ندهید و افعال نفسانی و شهوانی خود را به پای مقدسات آسمانی ننویسید که این عمل، ستمی بزرگ به گرداننده هستی است و موجب خشم خداوند می گردد که نتیجه اش قحطی و خشکسالی و زلزله و سونامی و بیماری و اختلاف و سنگدلی می باشد. از میان زنجیرهائی که بر دست و پایم آویخته اند به همه انسانهای این جهان پهناور عرض ادب می کنم و آرزوی توفیق بر همگان دارم.
سید حسین کاظمینی بروجردی - زندان اوین – نوامبر 2008

۲ نظر:

tahereh گفت...

آنچه كه جامعه جهاني بايد از اين آقا بداند در تمام فايل صوتي به وضوح گفته شده.شايد اين آخرين پيام ايشان باشد ؛و شايد كشور ايران ،هيچ گاه مبارزي چون اين آقا را به خود نبيند. اما از مردمي در عجبم كه هنوز اين روحاني مظلوم را با اول جنايتكار تاريخ مي سنجند

سودابه گفت...

تاکنون متنی به این زیبایی نخوانده بودم،افسوس که صاحب چنین نظریاتی را به بند کشیده اند ، ای کاش این معلم مهر اسیر غل و زنجیر نبود ومن در کلاس درسش حضور می یافتم.چه زیبا تدریس می کند مهرورزی را ....................