۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۱, سه‌شنبه

دفاع از آزادي و آزادگي درسي است كه فاطمه به تاريخ مي دهد
روضه ي مادرم :
او خانمی بود ، شایسته ي بالاترین تعاریف. مادری بود ، الگوی تمامی مادران در هر عصر و نسلی . همسری بود ، مهربان که مهربانی را با اخلاق خود ، ترسیم نموده بود . معلّمي بود ، آگاه به اصول تربیتی. مصلحی بود ،که صلاح دین و دینداری مردم را ارائه می داد. زاهدی بود ، که تشریفات را با همه فریبندگی ، جواب کرده بود. عابدی بود که عبادت را با اقیانوس اخلاصش ، معنا می کرد. دختری بود که پدر را مادری نموده و باب تاجدارش ، بر بوسه هایی که به دستانش می زد ، افتخار می کرد و خود را فدائی او می دانست .
و اکنون ، سالگرد مرگ اوست . او در جوانی مُرد ، در حالیکه پسرش را در شش ماهگی ، سقط نموده و بر اثر شدّت جراحات وارده در هجوم لاشخوران بی وجدان ، به بستر رنج و درد افتاده ؛ چهار فرزند دلبندش را غریبانه وداع گفت و در زمانیکه پسر کوچکش ، مادر را ملتمسانه صدا می زد ، مرغ روحش از کالبد مطّهرش ، جدا گردید و چراغ خانه بیت مظلوم مدینه را خاموش نمود.
داستان مادرم ، یک تراژدی غم بارست ؛ هر کس بخواند میگرید و آنکه بشنود می لرزد ؛ او دارای بهترین شجره در توراث است ؛ عالیترین نشان را از انبیاء دارد ؛ تعاریفی که از او جدا شده ، معنویات را شکل می دهد ؛ آنگاه که پدرش ، از ناحیه ربوبی ، مسئولیّت هدایت جهان را به عهده گرفت ، او چون یاری دلاور از پی حمایت سفیر منتخب شد ؛ برای بابای عزیزش ، پرستار و خدمتکار و سنگ صبور و مشاوری کارشناس بود.
به اتّکاء او انتظام دینی ، مستقر گردید و بـار ثقیل تعّـهدات را به منـزل مقصود رسانید. بعد از ابتلاء به یتیمی مادر ، روی پای خود ایستاد و طعم تلخ تنهائی را از کام پدر ، دور نموده و همواره در موضع دفاع از آرمانهای باب گرانقدر خویش بود .

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

زندانيان سياسی در معرض بيماری سل
فعالان حقوق بشر در ايران
بنا بر گزارشات رسيده ، در زندان رجايي شهر کرج که محل نگهداري بيش از پنجاه زنداني تبعيدي سياسي از سراسرکشور ميباشد ، بيش از سه ماه قبل مخوفترين واحد اين زندان ، به نام واحد 5 طبقه بندي بخشنامه اي گرديد ، بدين شکل که سالنهايي با نامهاي پيرمردان ، قرصيها ، متادوني ها و غيره ايجاد گرديد .
در اين بين سالن 4 واحد 5 به بيماران خاص تعلق گرفت . بيماران خاص شامل بيماريهاي ايدز ، انواع هپاتيت ، ساير بيماريهاي عفوني و قاتلين مجنون خطرناک ميباشد . ده روز قبل در پي فوت يک زنداني مشخص گرديد بر اثر ابتلا به بيماري سل که حتي از طريق تنفس نيز قابل انتقال است در گذشته است .
اين بيماري از تاريخ مذکور شروع به انتشار و مبتلا نمودن ساير زندانيان نمود به طوريکه اکنون بيش از چهارده زنداني به بيماري سل مبتلا و بدون حتي جداسازي يا اقدام پزشکي در ميان ساير زندانيان نگهداري ميگردند . اين بيماري به شدت در حال گسترش است و اين بي توجهي مسئولان قضائي و زندانباني کشور مسلماً نشانه اي از بي اهميت قلمداد نمودن جان انسانها ميباشد.
ميتوان گفت تاسف آورترين نکته در اين موضوع ، نگهداري عمدي دو زنداني شناخته شده سياسي : فرزاد کمانگر و علي حيدريان در اين مسلخ ميباشد . اين زندانيان سياسي در سالن بيماريهاي خاص فاقد امنيت جسمي ، روحي ميباشند . يقين داريم اين نگهداري تعمدي و اصرار بر تداوم آن از سوي نيروهاي امنيتي و قضائي تنها جهت حذف فيزيکي يا تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسي جهت تن دادن به خواسته هاي نيروهاي امنيتي انجام ميگيرد.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۵, چهارشنبه

بسي رنج بردم بدين سال سي «» عجم زنده كردم بدين پارسي
*****
روز بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي گرامي باد

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسي است. حکیم ابولقاسم فردوسی، حماسه سرا و شاعر بزرگ ایرانی در سال 329 هجری قمری در روستایی در نزدیکی شهر طوس به دنیا آمد. طول عمر فردوسي را نزدیک به 80 سال دانسته اند. طبع و ذوق شاعری و شور و دلبستگی او بر زنده کردن مفاخر ملی، باعث بوجود آمدن شاهکاری بزرگ به نام «شاهنامه» شد. شاهنامه فردوسی که نزدیک به پنجاه هزار بیت دارد ، مجموعه ای از داستانهای ملی و تاریخ باستانی پادشاهان قدیم ایران و پهلوانان بزرگ سرزمین ماست که کارهای پهلوانی آنها را همراه با فتح و ظفر و مردانگی و شجاعت و دینداری توصیف می کند. معروف ترین داستانهای شاهنامه، داستان «رستم و سهراب»، «رستم و اسفندیار»، «سیاوش و سودابه» و «زال و رودابه» است.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۰, جمعه


تلاش رژیم ستمدینی ایران برای تخریب آیت الله کاظمینی بروجردی
همزمان با حمایت روز افزون شخصیتها و سازمانهای حقوق بشری از ایشان


تلویزیون دولتی ایران روز جمعه برابر با 20 اردیبهشت ماه با پخش برنامه ای دیگر از سری برنامه های بسوی ظهورتحت عنوان مدعیان دروغین ، بار دیگر اقدام به انحراف افکار عمومی جامعه و شایعه پراکنی بر علیه مرجع دمکراسی خواه ، آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی ، کرده است. این اقدامات در حالی صورت می گیرد که طی روز های گذشته بر دامنه ی حمایت شخصیتها و مجامع حقوق بشری از ایده ها و اندیشه های مترقیانه و افشاگرانه ی ایشان، افزوده شده است. گسترش اندیشه ی جدایی دین از حکومت و همچنین ایده آزادی دین و مذهب بعنوان زیر بنای تفکرات این روحانی سازش ناپذیر زندانی در بین منتقدین و حتی علما و مراجعی چون آیت الله صانعی در داخل کشور، موجی از ترس و نگرانی وسیع را در بین مسئولان نظام ایجاد نموده که حتی می توان به تذکرات رهبر نظام علی خامنه ای در طی سفر اخیرش به استان فارس درتخطئه و رد اندیشه ی جدائی دین از دولت اشاره کرد.
در بیان لزوم پاسخگوئی به این حملات حساب شده به روحانی دیکتاتور ستیز ایران آیت الله بروجردی، اقدام به انتشار مناظره غیر علنی آیت الله بروجردی با تنی چند از مسئولان دادگاه ویژه روحانیت در حضور نمایندگان بعضی از مراجع درباری، در آخرین جلسه رسیدگی به پرونده وی قبل از صدور کیفر خواست اعدام برای ایشان و چند تن از یارانش خواهیم نمود تا بلکه تاریخ و حقیقت جویان آزاده به درک و قضاوت منصفانه تری از مبارزات جانانه ی آیت الله بروجردی با مدعیان دروغین دیانت و سارقین وجدان و قاتلین عدالت در ایران برسند.

مناظره‌اي غير رسمي با آیت الله بروجردی

در روز 13 خرداد 1386، يك هفته قبل از برگزاري دادگاه محاكمه آيت الله بروجردي و ده‌ها تن ديگر از يارانش، گفتگو و مناظره‌اي غير رسمي با حضور حجت الاسلام احمدي( نماينده حكومت )، حجت الاسلام حسيني ( قاضي اول پرونده )، حجت الاسلام جعفر قدياني ( دادستان )، جمعي از نمايندگان مراجع تقليد ( از جمله نماينده مكارم شيرازي و نوري همداني و ... ) و همچنين تعدادي از دست‌اندركاران دادگاه ويژه روحانيت و تني چند از متهمين رديف بالاي اين پرونده، در مكان آن دادگاه، واقع در خيابان زعفرانيه تهران برگزار شد. هدف اين بود كه بتوانند او را تخطئه كنند و اگر آقاي بروجردي از عقايد خود دست بردارد با او مدارا كرده و براي سروسامان دادن به اوضاع، اين پرونده را با اعلان عفو رهبر انقلاب در يك فرصت مناسب، مختومه اعلام كنند. ولي آنچه اتفاق افتاد به شرح زير است:

قاضي حسيني: آقاي بروجردي، دليل شما براي جوسازي بر عليه ولايت ( مطلقه ) فقيه چه بوده؟ آيا مخالف ولايت مطلقه فقيه هستيد؟ بطور شفاف بيان كنيد.
بروجردي: من نظري ندارم!
دادستان قدياني: ولي ما فايل صوتي و فيلم از شما داريم كه ولايت مطلقه فقيه را بدعت در دين ناميده‌ايد. آيا نيازي هست تا مدارك را به شما نشان دهيم؟
بروجردي: من نظري ندارم! ولي شما استدلال كنيد كه ولايت ( مطلقه ) فقيه، حق است!
قاضي حسيني: كتب متعددي در اين زمينه از سوي علماي بزرگ نوشته شده است و مقالات بسيار زيادي از سوي علما و محققين تحرير شده است، آيا مطالعه كرده‌ايد؟
بروجردي: بله، آثار مختلفي در تأييد ولايت ( مطلقه ) فقيه آمده است، ولي آثار متعددي نيز در رد آن منتشر شده است! آقاي ( آيت الله العظمي روح الله ) خميني و علماي بزرگ ديگري مثل آقاي ( آيت الله العظمي ) منتظري و ...، ولايت فقيه را در شكل مطلق و يا غير مطلق آن در دوره‌هاي مختلف ترويج داده‌اند، ولي بزرگان ديگري نيز بوده‌اند مثل آيت الله العظمي شريعتمداري و خوئي و طباطبائي بروجردي و طباطبائي قمي و همچنين پدر خودم كه البته شما او را قبول نداريد و ...، همگي آنها مخالف نظرات بنيانگذار انقلاب بوده‌اند و بعضي از ايشان بطور علني و يا مشكوك به قتل رسيده‌اند و ...
دادستان قدياني: كلام آقاي بروجردي را قطع نموده و بي‌احترامي كرده و گفت: مراقب حرفهائي كه مي‌زنيد باشيد، بعضي حرفها جرم شما را خواهد افزود!
سپس ادامه داد: در تفاسير بعضي از آيات قرآن و همچنين احاديث مستند، ولايت ( مطلقه ) فقيه آمده است. مثلا در تفسير آيه: اطيعوا الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم... و همچنين آيه: انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا... و يا در حديث امام زمان ( من كان من الفُقَهاءِ، صائِناً لِنَفْسِه، حافِظاً لِدينِه، مُخالِفاً لِهَواه، مُطيعاً لِاَمْرِ مَولاه فَلِلْعَوامِ اَنْ يُقَلِّدوُه فَانَّهُم حُجَّتى عَلَيكُم ) بطور وضوح بيان شده و جاي هيچ ترديدي باقي نمي‌ماند، اگر اين حديث را قبول نداريد، چرا در جلسات خود بارها اين حديث را با ذكر سند بيان كرده‌ايد و اگر قبول داريد پس چه توضيحي داريد!؟
بروجردي: در تفسير آيات فوق از معصومين كه ملاك ما هستند حديثي ذكر نشده است كه ولايت (مطلقه) فقها را تأييد كند و حتي در مورد آيه: اطيعوالله و اطيعوا الرسول ... ، ظرافتهاي بسياري وجود دارد، مثل : كلمه اطيعوا ( اطاعت كنيد ) را فقط براي خدا و رسول بكار برده و ...، ولي مهمترين دليل من در مخالفت با حكومت ولايت فقيه آن است كه اگر برفرض در اين آيات و روايتي كه شما به آن استناد مي‌كنيد، ولايت فقها به شكل حكومتي آن مورد نظر باشد، مخاطب در اين فقرات منوّر، مردم هستند نه فقها، يعني به مردم باورمند، ابلاغ شده است كه از فقها اطاعت و تقليد كنيد، ولي به فقها امر نكرده ( تحميل نكرده ) كه برويد بر مردم حكومت كنيد! (دقت كنيد) اختيار انتخاب به مردم واگذار شده است. اگر تفسير آياتي كه شما مي‌فرمائيد آنطوريست كه بيان مي‌كنيد، پس خود پيامبر و ائمه اولويت داشتند. ولي مي‌بينيم كه پيامبر در عمل طوري رفتار نكرد كه تاريخ‌نويسان از او به عنوان والي جبري جان و مال و ناموس و فكر امت ياد كنند و با آنكه وصل به منبع غيب بود، ولي از مشورت با آگاهان در هر زمينه‌اي ابائي نداشت و خود را بيشتر از يك بنده و مبلغ خداوند نناميد و ...
بزرگواران، مشكل دقيقا همين جاست، كه اسناد قرآني و روائي كه به آن تكيه كرده‌ايد به فقها اجازه نمي‌دهد خود را حاكم جامعه بدانند مگر اينكه مردم آنها را انتخاب كنند، اگر ملاك شما مردمي هستند كه 29 سال قبل به قانون اساسي مبتني بر ولايت ( مطلقه ) فقيه رأي دادند و ولايت فقيه حكومتي را انتخاب كردند، پس اكنون نيز رفراندومي برپا كنيد تا نسل جديد هم موقعيت مورد نظر خود را انتخاب كند و در آنصورت شما تبرئه خواهيد شد و آيات و روايات مورد استناد شما مورد وثوق جهاني قرار خواهد گرفت.
دادستان: رو به شيخ احمدي كرده و گفت:‌ من كه گفتم ايشان ( آقاي بروجردي ) اصلاح شدني نيست!
شيخ احمدي: نه، اجازه دهيد!
بروجردي: اگر فرض كنيم كه فرمايش شما صحيح باشد و ولايت فقها حق باشد و مورد سفارش خدا و رسول هم بوده باشد، پس چرا اجازه نداديد مردمي كه مي‌خواستند پيرو و مقلد آقاي شريعتمداري و يا طباطبائي قمي باشند آزاد باشند؟ چرا با آنها برخوردي كرديد كه اكنون از مرور آن شرم داريد؟
ادامه مطلب را اينجا بخوانيد

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

کامیابی با وجود سرکوبی
نازنین انصاری
3 مي 2008
آیا رسانه های جدید روزنامه نگاری را نابود می کنند؟

البته نه در ایران ! كه با داشتن بیش از 150 روزنامه توقیف شده و قريب به 50 روزنامه نگار زندانی شده در سال 2007 و اينكه ايجاد انحصار و اِعمال فشار در ارتباطات روزنامه نگاري بيشتر از رسانه هاي جديد مي باشد.
ولي با این حال روزنامه نگاری در ایران در حال پیشرفت است حتی در نبود آزادی بیان .
به یمن ظهور رسانه های جدید ، ایرانی ها آزادانه تصاویر جامع ، دقیق و موثری را از وضعیتها و اوضاع قانونی جامعه ایرانی دریافت می کنند .
قیام 1999 دانشجويان در تهران دنیا را شگفت انگيز كرد. این اولین جنبش ملی بود که ثابت کرد ایرانیان خواستار تغییرات واقعی هستند . رژیم با سرکوب وحشیانه و از طریق توقیف دوربین های شاهدان و نیز کنترل حرکات روزنامه نگاران خارجی به جنگ برخاست .
به نظر می رسد که چند سال بعد اين آتش فروکش کرد.
روزنامه نگاران ایرانی بازداشت شدند و خبرنگاران خارجی با حکم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که استوارنامه های اجرایی را صادر و داستان های خبری را کنترل می کند تهدید به توقیف شدند.
در سال 2003 ، زهرا کاظمی ،عکاس کانادایی ایرانی تبار ، در زندان پس از تجاوز و شکنجه بدلیل گرفتن عکس از اعضای خانواده ی تعدادی از 4000 دانشجوی مفقود شده جان سپرد.
ظهور رسانه های جدید فرصتهای جدیدی را برای جامعه ایران و رسانه های مستقل خارج از کشور برای کار با يكديگر در جهت اطلاع رسانی به ایرانیان و جامعه جهانی از اوضاع بد ایران فراهم کرد .
در سال 2006 كه يك ارتباطی تلفنی با یکی از پيروان آیت الله سيد حسين كاظميني بروجردی داشتم ايشان از سال 1994 بطور علنی نظریه جدایی دین از سیاست را مطرح کرده بود .
آیت الله بروجردي علی رغم داشتن هواداران بسیار زیاد در میان جامعه مذهبی ، برای ایرانیان طرفدار سکولار و شنوندگان خارجی ناشناخته بود . هم زمان با آن تماس آیت الله بروجردي و پيروانش در یک محاصره چند ماهه به سرمی بردند ؛ آنها می خواستند که وقايع شان بازگو شود .
من فیلم های ویدئویی ، ضبط های محرمانه ، گفتار ها و تصاویر را از طریق اینترنت ارسال کرده بودم . در عرض چند روز و بعد از یک نبرد خونین ، نیرو های امنیتی ، آیت الله بروجردي و بسیاری از یارانش را دستگیر کردند . ایشان در 10 ژوئن 2007 بدون وکیل قانونی در دادگاه محاکمه و به اعدام محکوم گردیدند! ایشان همچنان در زندان به سر می برند . ویدئو های ایشان در you tubeو اکثر وبلاگهایی که اخبار ایشان را دنبال می کنند ، قابل مشاهده است .
هنوز یاران ایشان موفق به بیان ماجرای ایشان در روزنامه ها و رسانه های خارجی نشدند .
به یمن رسانه های جدید ، ایرانیان کنترل دولت را برای رسیدن به شخصیتها و مرزهای ملی خود جهت رسیدن به اطلاعات واقعی جامعه ، مختل کردند.
براي اين نقش آنان، داده هاي ژورناليستي حرفه اي خارج از ايران ، جايگاهي را براي انتقال صحيح ، واضح و تخصصي اطلاعات از يك حيطه مجازي به يك قلمرو واقعي فراهم مي كنند.
بر این اساس امروزه شهروندان ایرانی می توانند با هر ژورنال یا سایر شنوندگان در سرتاسر دنیا ارتباط برقرار کنند و تصاویر و وقایع را بصورت واضح دریافت نمایند .
در زمانی که رژیم تهران بهترین روشهای سرکوب خود را برای ایزوله نگهداشتن شهروندان خود اعمال می کند ؛ ژورنالهای ایرانی پیشرفت و ترقی می کنند ؛ چرا که هدفی فراتر از اهد اف مادی دارند که با کمک رسانه های پیشرفته قدرت بیشتری یافته و این بعنوان یک پل ارتباطی است نه تنها بین جوامع که حتی در میان نظرات و اندیشه ها .
امروز جایگاه ایران بدون داشتن ارتباط و همکاری بین رسانه های جدید و روزنامه نگاری تخصّصي خارجی کجاست؟
جامعه مدنی ایران ، از فضای لازم برای سخنرانی های عقلانی و سیاسی برخوردار نخواهد بود ، مادامی که اختیارات کنونی اش چنین باشد. چرا که مطمئناً رژیم تهران با عنوان استقلال جوامع و سرکوبهای حیوان صفتانه اش هر آرزویی را برای داشتن آینده ای بهتر تباه می کند .
Thriving, despite repression
Nazenin Ansari
May 3, 2008 4:00 PM
Is new media killing journalism?
Not in Iran. With more than 150 newspapers closed in the past 10 years, 50 journalists imprisoned in 2007 and the central government monopolising all means of communication, the scourge of journalism is the regime in Tehran rather than new media.
Still, Iranian journalism thrives even in the absence of freedom of speech and freedom of expression. Thanks to the advent of new media, Iranians are receiving a more inclusive, accurate and penetrating picture of the realities and status of the Iranian society at large.
The world was taken by surprise by the 1999 student uprisings in Tehran. This was the first popular movement that demonstrated that Iranians wanted real change. The regime fought back through brutal repression, by confiscating cameras of witnesses and controlling the movement of foreign journalists. For the next few years, it seemed that the fire had subsided.
Iranian journalists were jailed and foreign correspondents were threatened with bans by the Ministry of Culture and Islamic Guidance, known as Ershad, which issues press accreditations and controls access to news stories. In 2003, the Iranian Canadian photographer Zahra Kazemi died in custody after being raped and tortured for taking pictures of family members of some of the 4,000 missing students.
The advent of new media created new opportunities for Iranian society and independent media outside the country to work together to inform Iranians and the world community of the plight of Iran. In 2006, I received a call from Iran from the followers of Ayatollah Seyyed Hossein Kazemeini Boroujerdi, who has publicly preached the separation of religion from state since 1994.
Despite his huge following among the religious community, he was unknown to secular Iranians and audiences abroad. At the time of the call, the ayatollah and his followers had been under a month-long siege. They wanted their story to be told. I was sent videos, secret recordings, sermons and pictures through the internet. Within a few days and after a bloody battle, the security forces arrested the ayatollah and many of his followers. He was tried without legal counsel and sentenced to death on June 10, 2007. He remains in prison. His videos can be seen on Youtube and a multitude of blogs carry his news. Yet his followers are desperate for his story to be told in newspapers and broadcast media.
Thanks to new media, Iranians outwit the government-imposed control to reach outside their personal and national boundaries to join the virtual information society. For their part, professional journalistic outlets outside of Iran provide the platform for information to transfer accurately, clearly and expertly from the virtual domain to the actual one. Accordingly Iranian citizens can connect with one another and audiences around the world today understand the larger picture.
At a time when the regime in Tehran uses its best repressive efforts to keep citizens isolated, Iranian journalism thrives because it has a sense of purpose far beyond financial returns. With the help of modern media it has strengthened its links as a bridge of communication, not only between communities, but also between thoughts and visions.
Where would Iran be today without the partnership between new media and professional journalistic outlets? For one, the Iranian civil society would not have enjoyed the alternative spaces for intellectual and political discourse that it has at its disposal today. As importantly, the domination of the regime in Tehran over all independent means of communication and its brutal repression would have dashed any hope of a better future for Iran.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

ايران در گزارش کميسيون آمريکائی آزادی های مذهبی در سطح بين المللی

کميسيون آمريکائی آزادی های مذهبی در سطح بين المللی می گويد کشورهای برمه، چين و سودان جزو بدترين نقض کنندگان آزادی های مذهبی در جهان به شمار می روند.
اين کميسيون مستقل که با حکم کنگره آمريکا فعاليت می کند، روز جمعه فهرست سال ٢٠٠٨ کشورهائی را که در رأس نقض کنندگان آزادی های مذهبی قرار می گيرند، منتشر ساخت.
کره شمالی، اريتره، ايران، پاکستان، عربستان سعودی، ترکمنستان، ازبکستان و ويتنام، ديگر کشورهائی هستند که اقدامات آن ها در زمينه نقض آزادی های مذهبی به طور اخص نگران کننده است.
کميسيون همچنين از چند کشور ديگر نام برده است که از اين لحاظ بايد زير نظر قرار بگيرند.
اين کشورها عبارتند از افغانستان، بنگلادش، کوبا، مصر، اندونزی و نيجريه. در گزارش کميسيون همچنين آمده است که پيشينه ضعيف ايران در زمينه آزادی های مذهبی سير قهقرائی پيموده و به مراتب بدتر شده است.
لينك مطلب

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۳, جمعه

« دجّال شناسي يا ديكتاتوري مذهبي »
پيشگفتار :
تاریخ حکومتهای مستبد، مملوّ از گزارشات جاودانه‌ای از تبعیضها و سرکوبها و جنایات و مفاسد است. آنچه که می‌تواند از حضور مجدّد حکام دیکتاتور جلوگیری کند، شناخت ترفندهای آنهاست. بهانه‌ی فرعون و نمرود برتری خویش بود که خود را خدای جهان می‌دانستند. شمشیر تموچین به بهانه‌ی برتری قومی، سَرِ ملتهای دیگر را از بدن جدا می‌نمود و سوخت ماشین تخریب هیتلر را، شعار برتری نژادی تشکیل می‌داد. در طول تاریخ و مخصوصاً دوران حاضر که خیلی‌ها آنرا عصر ارتباطات و اطلاعات نامیده‌اند، بسیاری از مِتدهای دیکتاتوری، فاقد اعتبار اجرائی‌ است؛ ولی با معاينه‌ي دقیقتر به ابزارهائی برمی‌خوریم که در اَشکال مختلف به کار دیکتاتورها آمده است که اَهمّ آنها حربه‌‌ی « دین و مذهب » است و مدل امروزی آن « حکومت ولایت فقیه » در ایران است که عجیبترین نوع دیکتاتوری است؛ زیرا ایشان به بهانه پیروی از پیامبران، خود را مُحِقّ امتیازاتی می‌دانند که حتی خودِ فرستادگان رسمی خداوند نیز برای خویش قائل نبوده‌اند! در یک جمله ایشان می‌گویند: ما از طرف خداوند وکالت داریم که صاحب‌اختیار جان و مال و ناموس و سرمایه‌های مردم باشیم!!
توجیه « ولایت فقیه » برای نفی آزادی عقیده و قلم و بیان، اجرای دستورات خداوند است! که فقط و فقط بهانه‌ است؛ زیرا ایشان سوابق گسترده‌ای حتي در وارونه ‌كردن و يا زیرپا گذاشتن دستورات الهی دارند. مثلا ًبرای تحریک توده‌های مستضعف جامعه به قیام، وعده‌ی دروغین مجانی بودن آب و برق و اتوبوس را طرح نمودند! به عنوان نمونه‌ي ديگر، حيات و زندگي كه مهمترين و محترمترين سرمايه‌‌ي بشري است، برايشان بي‌ارزش است. عدّه‌اي را به كُشتن مي‌دهند و به بهانه‌ي حفظ حُرمت خون آنها، خون بيگناهان بسياري ديگر را مي‌ريزند و يا به هر بهانه ای، انديشمندان و منتقدين و متقاضيان حقوق صنفي و غيره را متهم به اهانت به خون آنها مي‌كنند و هر بلائي كه بخواهند سرشان مي‌آورند.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه

روز جهانی کارگر را گرامی می داریم

در حالی روز جهانی کارگر را گرامی می داریم که مطالبات قانونی این طبقه ی تاثیر گذار جامعه، به شدت از سوی مدعیان دیانت و عدالت سرکوب می گردد. در این مملکت، به وقت مطالبات صنفی کارگران ایرانی، آنچه البته به جائی نرسد فریاد است. در ایران ثروتمند، طبقه زحمتکشی که قاعدتا عامل تولید و پویایی اقتصاد یک جامعه می باشد، هم اکنون گرسنه است؛ خسته است؛ سرخورده و زخم دیده است! حال آنکه تشکلات و اتحادیه های کارگری دنیا ی متمدن به دون کوچکترین هزینه ای خواسته هایشان را بازگو می کنند و در پایان به حقوق قانونی خویش نائل می شوند؛ اما درحکومت ولایت فقیه، صدای اعتراضات کارگرانمان که در فضایی کاملا مسالمت آمیز بیان می شود، در نطفه خفه می شود، و در کمال تأسف شاهد نفی هرگونه عدالتخواهی و دمکراسی خواهی از سوی اقلیتی هستیم که خود را با مجوز نمایندگی خداوند در زمین، مالک جان، مال و هستی ایرانیان می دانند!
وقتی متولیان یک حکومت غیر مردمی نسبت به خواسته ها و نیازهای اولیه یک خانواده ایرانی در بی تفاوتی کامل باشند، نتیجه اش این می شود که امثال اسانلوها هم اکنون در سیاهچالهای رژیم شکنجه می شوند و هیچ کس در این مدت نمی پرسد که خانواده ی ایشان چگونه روزگار می گذرانند؟!
معلوم نیست مزدوران این رژیم سرکوبگر، چگونه این حکومت را برخاسته از متن جامعه می دانند در حالی که این ملاهای دین ستیز به هیچ طبقه و گروهی رحم نمی کنند و هر اعتراضی را از دم تیغ می گذرانند. وقتی دانشجویان را به اسارت می کشند، زنان را منکوب می کنند، معلمان را به صلابه می کشند و حتی روحانیت مترقی چون آیت الله برجردی که پژواک مظلومیت و محرومیت ایرانیان هستند را به وحشیانه ترین شکل ممکن سرکوب می کنند! برای رسیدن به سرای آزادی و چشیدن طعم شیرین رهایی یک راه بیشتر نمی ماند و آن اینکه باید در برابر این جور طاقت فرسا و این ظلم روز افزون، متحد و یکپارچه ایستادگی کرد و فارغ از گرایشات حزبی، صنفی و اعتقادی، از آرمان آزادی دفاعی جانانه کرد تا بدین گونه تاریخ و تمدن چندین هزارساله مان را به رخ جهانیان بکشیم و هر یک کورشی باشیم که شعارش برابری و آزادی اعتقادی بود. ما به عنوان پیروان آیت الله بروجردی، در روز جهانی کارگر، ضمن اعلان همبستگی خود با کارگران رنج کشیده ایرانی، اعلام می کنیم که در تمامی مسیر سخت و سنگین مبارزاتی آنان، در کنارشان خواهیم بود و این کار را نه فقط یک وظیفه ملی و اجتماعی، بلکه وظیفه ای برخواسته از روح ظلم ستیزی دین شریف اسلام می دانیم و در این راه خواستار آزادی فوری کارگران زندانی و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی می باشیم.
واتيكان: رژیم تهران دشمن اصلی آزادی مذاهب در جهان است

یک ماهنامه متعلق به واتيکان در شماره ماه آوريل خود، رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی را به سرکوب اقلیتهای مذهبی در ایران متهم کرد و نوشت رژیم تهران یکی از دشمنان اصلی آزادیهای مذهبی در جهان است.
اين ماهنامه با دريافت اطلاعاتي از سازمان ملل متحد به انتشار مطالبي در باره آزاديهای مذهبي نقض شده در برخی کشورهای جهان پرداخته است.
در اين گزارش آمده است که رژیم تهران در راس حکومتهای سرکوبگری است که آزاديهای مذهبي را بشدت نقض می کند.
از ميان کشورهای غیرمسلمان نیز در این گزارش از چين و کره شمالي نام برده شده است.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۹, دوشنبه

در برنامه تفسير خبر از شبكه ماهواره اي VOA
در مورد آخرين وضعيت آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در زندان اوين
چالنگی ( مجری برنامه تفسیر خبر ) ( خطاب به بینندگان ) :
یک روحانی سرشناس در ایران در زندان بسر میبرد« آیت الله کاظمینی بروجردی » بیش از یک سال است که از زندانی شدن، بازداشت ایشان گذشته و ...؛ چرا؟!
بخشی از صحبتهای ایشان را حرفهای ایشان را خواسته های ایشان توصیه ها یا نصایح و آنچه را که گفتند و باعث بازداشتشان شد ، با هم میشنویم و بعد گفتگوئی خواهیم داشت ؛ « آیت الله کاظمینی بروجردی »
( پخش کلیپ صوتی آیت الله کاظمینی بروجردی ) :
"... چرا زورتان را روی رعیت خالی میکنید؟ چرا چنگ و دندان نشان ملت میدهید؟ این ملت به شما آقائی داد، این ملت به شما عزت داد، شما در کجاها بودید؟ مردم شما را آوردند در این جایگاه. این است جبران تلاش مردم؟ این ملت را سرگردان کرده اید؛ فقیر کرده اید؛ بیچاره کرده اید؛ این مردمی که روی ذخایر انبوه نفت و گاز و طلا و اورانیوم زندگی میکنند ، چرا ندارند؟ برای اینکه مدیریتتان را آورده اید برای سرکوب مثل من! این من و این شما؛ بکشید! اما تاریخ در زمینه شما قضاوت سنگینی خواهد کرد. شما اینجا به جرایدتان میگوئید چیزی ننویسند؟! به عواملتان میگوئید اعلام کنند من اعلام کرده ام امام زمانم؟! تاریخ را چه میکنید؟ واقعیتها را چه میکنید؟ دنیا الآن فهمیده مشکل من و شما دین است؛ من میگویم دین سنتی، شما میگوئید دین سیاسی؟! ملت دین سیاسی نمیخواهد. "
چالنگی ( خطاب به بینندگان ) :
اظهارات آیت الله کاظمینی بروجردی بود خطاب به مسئولان و رهبران جمهوری اسلامی ایران.
اما آقای فرهاد حسنی از هواداران، پیروان ایشان روی خط ارتباط تلفنی با ما هستند در تهران. ( خطاب به فرهاد حسنی ) : با سلام به شما آقای فرهاد حسنی.
فرهاد حسنی ( هوادار آیت الله کاظمینی بروجردی ارتباط تلفنی از تهران ) :
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما آقای چالنگی و سرکار خانم الهه هیکس و همچنین جناب آقای مهندس حسن شریعتمداری و کلیه بینندگانتان در سراسر جهان.
در مورخه دوم ارديبهشت 1387
ادامه مطلب ***** دانلود فايل
اقليتهاي مذهبي و ديني در امنيت صد درصد – عنكبوت آيه 46

تيتر ديگري از قاموس آزادي، در تحمّل اقلّيّت‏هاي مذهبي و ديني است كه يقيناً در خميرمايه‌ي مدعيان برتري ديني، چنين مماشاتي سخت و سنگين باشد. امّا مربّي بشريت مي‏گويد: وَ لا تُجادِلُوا اَهْلَ الْكِتابِ اِلاّ بِالَّتي هِي اَحْسَنُ ، هرگز آزادي را از كساني كه هم‏كيشتان نمي‏باشند دريغ نداريد و چنان بر اعصابتان مسلّط باشيد كه صداي ناقوس كليسا، سلّولهاي عصبي را تحريك نكند و با اهل آن، گلاويز نشويد. مجادله كه محلّ اشارت آيه ي منظوره است، آزادي عقيده را محترم كرده و راه نزاع را بند آورده و اسباب و بهانه‌ي درگيري را دور كرده و موجبات اعراض انديشه‏ها را فراهم آورده و امنيت ناگرويدگان را تضمين داده و تنها راه باقيمانده را، در مماشات و مسالمت دانسته ولي مناظره‌ي مؤدّبانه و دور از خشونت، آن هم با رضايت طرفين را مجوز داده؛ بنابراين هرگونه تحميل عقيده را در اسلام مردود دانسته و اعمال محدوديت و ممنوعيت بر پيروان ديگر اديان را غيرقانوني خوانده است.
آيت الله بروجردي - رساله آزادي

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳, سه‌شنبه

فراخوان ، برای حمایت جهانی
به منظور آزادی زندانیان سیاسی و فعالان مدنی در ایران !

نظر به تداوم سرکوب در ایران ، بویژه فعالان دفاع از حقوق بشر ،کارگران ، زنان ، قومیتها ، اقلیتهای مذهبی ، روزنامه نگاران و نویسندگان توسط دستگاه امینتی ایران ، و بعلت فقدان بستر اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز در داخل کشور و در اعتراض به احکام اعدام چهار فعال مدنی کرد و بلوچ ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از همه آزاد اندیشان ، مدافعان حقوق بشر و عدالت اجتماعی در هر کجای جهان که قلبشان برای صلح و دوستی ، آزادی و امنیت جامعه جهانی میتپد ، درخواست مینماییم که همزمان با اعتراضات این مجموعه ، با بکار گیری راه کارها و پتانسیلهای ممکن ، نسبت به سرکوب مستمر جامعه مدنی و اقشار مسالمت جو ، توسط حکومت مرکزی ایران ، اعتراض خود را اعلام و حمایت و همبستگی خود را با مدافعان حقوق بشر ، زندانیان عقیدتی و مدنی ایران ابراز نمایند .
امیدوار یم که افکار عمومی جهانیان ، با اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه حکومت جمهوری اسلامی و تداوم بی توجهی به جا معه بین الملل و ارگانهای ذیصلاح بین المللی ، از بروز فاجعه خشونت در جامعه ایران جلوگیری و حیات مدنیت جامعه ایران را سبب گردند .
شایان ذکر است خواست برگزاری اعتراضات و برنامه ریزی آن امری منحصر به این مجموعه نبوده ، متعاقبا حمایتها ، رایزنیها ، هماهنگیها , زمان و مکان تجمعات در اقصی نقاط جهان به اطلاع عموم خوا هد رسید .
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲, دوشنبه

فراخوان جھاني بھ صاحبان وجدان و منتقدین با انصاف

آیت الله سید حسین كاظمیني بروجردي از سلالھ امام حسین و خانم شھربانو ( دختر یزدگرد سوم از سلسلھ شاھان ساساني ایران )
تنھا روحاني برجستھ شیعھ و پیشواي مذھبي است كھ طي سالیان اخیر با آزادیخواھان ساكن تبعید و رسانھ ھاي رادیوئي و تلویزیوني خارج از كشور بطور علني مصاحبھ كرد و آزادیخواھي و عدالت طلبي آحاد ملت را در نوشتھ ھا و گفتھ ھا و مصاحبھ ھا بروز داد و مجازاتھاي شرعي بر جرائمي كھ شاكي خصوصي ندارد ( معاصي بین خدا و بنده ) را منتفي خواند و بدون تقیھ، بنیانگذار و رھبران فعلي ایران را مستكبر دیني و دجال و طاغوت و بدعتگذار نامید و روحانیون قدرت طلب را پیشوایان نظام ستمدیني و غاصبین منبر و محراب رسول الله دانست و حاضر بھ تایید و دعاگوئي ظالمین براي دوام جلسات بي نظیر خود در سطح ایران نشد و براي تامین آزادیھاي دیني و اعتقادي در ایران، بھ بزرگان اقوام و ملل نامھ نوشت و استمداد طلبید و در دوران فعالیت خویش خدمتگذار بي مزد و مواجب مردم محروم و زجر كشیده بود و با وجود بارھا بازداشت و زنداني شدن طي ١٧ سال تلاش دیني، دست از فعالیتھاي مجدد بر نداشت و با ارائھ نظرات مقبول، مسالمت آمیز و صلح جویانھ از اسلام، خشونت و سركوب بنام دین را محكوم كرد و علیرغم بي مھریھا و بي توجھي ھاي اپوزیسیون داخل و خارج، حتي در زندان ھم دست از مبارزه نكشید و از ھمھ چیز خود گذشت از جملھ پدر، مادر، آبرو، اعتبار، سلامتي، حق زندگي و خانھ را از دست داد . بر طبق عكسھا و فیلمھا و شواھد موجود، ایشان محبوبترین چھره مبارز مذھبي در ایران است. در تیرماه سال گذشتھ نیز پرزیدنت جورج دبلیو بوش، از آیت الله بروجردي بھ خاطر مقاومت در برابر گروه خودخوانده اي كھ در ایران خود را نماینده و سخنگوي جھان اسلام مي دانند ( حكام ولایت فقیھ ) تجلیل كرد .
عالیجنابان، آیت الله بروجردي از پشت دیوارھاي بلند زندان اوین، بھ شما سلام ميرساند. ایشان از بیماریھاي قلبي، كلیوي، قند، بینائي، تنفسي، پاركینسون و انواع بیماریھاي روحي رنج ميبرد و سھم او از دارو و درمان در زندان ظالم، فقط داروھاي آرام بخش و اعتیادآور است!
بزرگواران، ھمھ ما مسئولیم. او براي برقراري عدالت و آزادي، در مقابل زورگویان مذھبي و سركوبگران دیني ایستاد و اكنون نیازمند حمایت و اطلا ع رساني شماست.
لطفا با ارسال فراخوان فوق بھ مراكز حقوق بشري، از جملھ دیده بان حقوق بشر سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل، فدراسیون بین المللي حقوق بشر و ھمچنین با ارائھ آن بھ رسانھ ھاي جمعي آزاده و شخصیتھاي حقیقي و حقوقي در مراكز تصمیم گیري بین المللي، آن سرباز جانباز خدا و ملت را یاري فرمائید و تاریخ را بھ قضاوت آبرومندانھ نسبت بھ تعھدات وجداني خویش در برابر فریادھاي ایشان مفتخر فرمائید.
ایران ، سازمان خبرنگاران میھني
اردیبھشت ١٣٨٧ ، آوریل ٢٠٠٨
International call to wise, conscientious and impartial men

Ayatollah Seyyed Hossein Kazemeini Boroujerdi, descendant of Imam Hossein and SHahrbanou (3rd Yazdgerd 's daughter from Iran Sasani kings dynasty), is only great shi'a clergy and religious leader who interviewed openly with liberal fighters (in exile) and mass media out of Iran and exposed liberalism and loving of justice of Iran nation in his speeches, interviews and writings.
He averted religious punishments for crimes which do not have private complainer (crimes those are between God and men). He called the founder of Islamic Republic of I ran and the current leader of Iran as religious dictators, devils and heretics. He knows power-thirsty clergies as leaders of religious regime full of tyranny and appropriators of Mohammad prophet's podium and altar; therefore he did not accept to pray for them in his unique gatherings in Iran to prepare the stability of his gatherings.
He wrote many letters to high-ranks of different countries to prepare religious and ideological freedom and asked them their aids. During his activities, he did as a server of deprived and miserable people with no salary or expect.
Although he was captured times by Intelligence Service of Iran during these 17 years of his religious tries, he did not stop his humanitarian activities. By presentation of acceptable, peaceful and amicable opinions relating Islam he declared the violence and oppression with the title of Islam as illegal actions.
Despite of inattention and unkindness of Iran and other countries position , he has not stopped his fights even in prison and toward his ideas sacrificed his parents, reliability, repute, honor, health, home and property.
According to photos Recorded films and other available documents and evidences he is the most popular clergy and also the fighter of religious and ideological freedom in Iran. It is worthy to notice that in June 2007 President George W Bush praised Ayatollah Kazemeini Boroujerdi for his resistance against a self-styled group in I ran which know themselves representative and speaker of Islam world (leaders of Velayat-e Faqih).
Grandees;
Ayatollah Kazemeini Boroujerdi sends his greetings to you from behind of tall walls of Evin prison. He suffers from Diabetes, Parkinson, sight, kidney and heart problems…. His part of cure is just tranquilizer and addictive drugs! We, all, are responsible. He stood up against all religious dictators and suppressors to make and bring justice and freedom. He needs presently your support and news transmission.
Please send above call to Human Rights Institutions and Centers such as Human Rights Watch of United Nations, Amnesty International, Human Rights International Federation and also present it to free mass media and international men in places for making decisions and help this soldier of Iran nation and make history proud of your honorable judgment relating conscientious undertakings in front of his cry and shouting.
National Journalists Organization, Iran
2008 Apr, 1387 Ordibehesht

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱, یکشنبه

روز بزرگداشت مصلح الدين سعدي گرامي باد
مژده اى دل دادگان كان راحت جان‏مى‏رسد *** جان برافشانيد مشتـاقـان كه جانان مى‏رسد
مژده محرومـان كه مى‏آيد همـــايون طلعتى‏ *** كز جمالش رنج و درد و غم به پايان مى‏رسد
شــاد باشيــد اى گــرفتـــاران غــرقــاب بلا *** ز آن كه نوح اينك پى تسخير طوفان مى‏رسد
مــالـك و مـُلك قضـــا سـلطـــان ايـوان قــدر *** وارث علم رسـول و سـرّ سبحــــان مى‏رسد
آن كــه از انـوار عـــدل دولــت منـصــــــور او *** دور ظلـــم و روزگـــار غـم به پـايان مى‏رسد
مصلح الدّين سعدى